آقاي رئيسجمهور بعدي 16 نکته براي شما نوشتهام و اين نکته هفدهم است: شفافيت اطلاعات کالاي عمومي است. ببخشيد که مجبورم مفهوم «کالاي عمومي» را توضيح بدهم. کالاي عمومي که ادبيات گستردهاي در علم اقتصاد دارد، عمدتاً به معناي کالاهايي است که اگر فراهم شوند، نميشود گروهي از مردم را از آنها محروم کرد، حتي اگر در هزينه تأمين اين کالا سهم نداشته باشند. صلح يا امنيت کالاي عمومي است، يعني وقتي صلح يا امنيت برقرار باشد، همه از آن برخوردارند؛ حتي اگر ماليات براي تأمين مالي ارتش يا نيروي پليس نداده باشند. نميتوانيد در يک کشور امن يا در حال صلح، برخي مردم را از اين دو کالا محروم کنيد. ماست اما کالاي خصوصي است، هر کسي که پول ندهد ميشود او را از ماست محروم کرد. ميخواهم به شما بگويم که شفافيت هم کالاي عمومي است. درکش کمي سخت است، اما شما حتماً ميتواني درک کني که «شفافيت يا براي همه است يا براي هيچ کس نيست.» فکر نکن ميشود اطلاعات را از مردم پنهان کرد؛ اما براي صاحبان قدرت شفاف بود. شفافيت عين امنيت، صلح و هواي پاک است. اگر هوا پاک، امنيت و صلح برقرار باشد، شما هم از اين سه به اندازه مردم برخوردار ميشوي. اگر هوا ناسالم باشد، شما هم هواي ناسالم تنفس خواهي کرد. شفافيت اطلاعات عين هوا، امنيت و صلح است؛ يا براي همه يا براي هيچکس. اطلاعات اقتصادي يا شفاف روي پايگاههاي اينترنتي و گزارشهاي معتبر به صورت دورهاي در اختيار همه قرار ميگيرد، يا منع، انحصار و سانسورهايي ايجاد ميشود که اين اطلاعات در اختيار مردم قرار نگيرد. اطلاعات وقتي در اختيار مردم قرار نميگيرد، يعني در اختيار آدمها و گروههاي خاصي است، حالا شما فرض کن همان بوروکراتهايي که اين اطلاعات را کنترل ميکنند. اطلاعاتي که در اختيار اين بوروکراتهاست، اولاً راستيآزمايي نميشود. کسي نميتواند آزمون کند که داده و اطلاعات اينها درست هست يا نيست. انتشار و اطلاع عمومي است که محک جدي آزمون اطلاعات است. ثانياً، اين صاحبان اطلاعات قادرند بنا به منافع خودشان، اطلاعات را دستکاري کنند و حتي به شما، شخص شخيص شما، اطلاعات دستکاري و شکنجهشده بدهند. ضمن اينکه شما هيچ مرجعي نداريد تا داده و اطلاعاتي را که آنها ميدهند بررسي و صحتسنجي کنيد. يادتان باشد که بوروکراتهاي صاحب اطلاعات جنس همان نهنگهايي هستند که در مثال اقيانوس به شما يادآوري کردم. آنها ده بيست سال است در نظام اداري هستند، قبل از شما بودهاند و بعد از شما هم خواهند بود. آنها شبکه هستند و چون قرار است در نظام اداري زندگي کنند، برّه يکديگر را به گرگ نميسپارند، يعني همديگر را لو نميدهند. شما نميتوانيد حرفهاي بوروکراتها را با بقيه بوروکراتها راستيآزمايي کنيد، بالاخص اينکه اغلبشان «جلاسان گردگويي» هستند که در يکي از يادداشتها برايتان توضيح ميدهم. شجاعت در ميان آنها اغلب عنصر کميابي است، به اندازه کميابي تربيوم، هولميوم، ديسپرزيوم يا اربيوم در جدول تناوبي شيمي. آقاي رئيسجمهور بعدي خلاصه حرفم اين است، شما بايد نظام داده و آمار اين کشور را جوري متحول کنيد که غير از اطلاعات سري نظامي و امنيتي، بقيه داده و اطلاعات مرتبط با حکمراني در اختيار همه جامعه باشد و جامعه به نيابت از شما آنها را راستيآزمايي کند و به تدريج شفافيت براي جامعه و شما توأمان شکل بگيرد؛ يا در اين توهم سير ميکنيد که لازم نيست جامعه شفاف به همه داده و آمار دسترسي داشته باشد؛ خودمان بدانيم کافيست. اين دومي يعني ديگر قادر نخواهي بود به هيچ داده شفاف و درستي دست پيدا کني و همواره در خوف و رجا باقي ميماني که به اين داده اعتماد کنم يا نکنم؛ و جلاسان گردگو به احتمال زياد کلاههاي گشادي بر سرت خواهند گذاشت. اين جمله را به عنوان يادگار با خود داشته باش:«يکي از بنيانهاي حکمراني اين است که حکمران بتواند به صحت و اعتبار دادههايي که مبناي تصميمگيري است، اعتماد کند.» بدون شفافيت براي همه، شما هم شفافيت و اعتماد نخواهي داشت.