نگاه جناحي به اصلاح قانون انتخابات وجود دارد. نگاه جناحي نهتنها در اين قانون بلکه در اکثر قوانيني که جنبههاي اجتماعي و مطالبات مردمي دارد، قابل مشاهده است. در مجالس گذشته نيز اين موضوع وجود داشته است. هيچکدام از اين ديدگاههاي جناحي مانند اصلاح قانون انتخابات در مجلس فعلي پررنگ نبوده است. هدف از اين طرح احتمال حضور گزينههاي خاص در پست اجرائي (رياستجمهوري) را بالا برده است. هرچند به نظر ميرسد که به اين قانون نيز احتياج نداشتهاند، زيرا پشت سرشان يک مجموعه هست و رودربايستيها را کنار گذاشتهاند. براي انتخابات مجلس يازدهم شاهد بوديم که اين افراد نيروهايي را که مقابل خود ميديدند بهسادگي کنار گذاشتند و در نتيجه مجلس يکدست شد. براي رياستجمهوري نيز نيازي نبود که به خود زحمت بدهند و قانوني را تصويب کنند که ظاهرا به وسيله آن فرد موردنظر خود را مطرح کنند. اين موضوع واضح و روشن بوده و در سطح جهاني نيز اين سناريوها شناخته شده است. احتياجي به اين اعمال نبود و ميتوانستند به همان صورتي که در مجلس اقدام کردند، در انتخابات رياستجمهوري نيز همان رويه را ادامه بدهند. بههرحال اين عمل را به شکل قانون درآوردند، هرچند که شوراي نگهبان هنوز نظري نداده است. ممکن است اصلاحاتي داشته باشد اما اين احتمال هم وجود دارد که در نهايت با آن موافقت شود. کار شوراي نگهبان در اين خصوص تا حدودي راحتتر خواهد بود. از طرف ديگر رايآوري اصلاحطلبان با اين روال ارتباط خاصي ندارد. مردم از اصلاحطلبان انتظار تحول و تغييرات اساسي دارند تا بتوانند به مطالبات خود و آزاديهاي سياسي، اجتماعي و فردي بيشتر از گذشته دست پيدا کنند. بعيد است اصلاحطلبان در اين شرايط حرفي براي گفتن داشته باشند. اين افراد بايد تکليف خود را با مردم روشن کنند. در غير اين صورت با قوانين فعلي جايي در معادلات ندارند. حتي اگر اين قوانين و مقررات نيز اجازه بدهد، در صورتي که اصلاحطلبان نتوانند با مردم کنار بيايند، بخش بزرگي از مردم که پشتوانه اصلاحطلبان بودند، ديگر آنها را نخواهند پذيرفت. اصلاحطلبان به جاي اينکه براي سمتهاي اجرايي يا قانونگذاري بجنگند، بايد تلاش کنند، جايگاه خود به عنوان پيشرو در سپهر سياسي کشور و مطالبهگر حفظ کنند. هنوز شکافي ميان اصلاحات و بدنه مردمي آن به وجود نيامده اما در حال شکل گرفتن است. بخش زيادي از اصلاحطلبان اين موضوع را درک کردهاند و در سخنان و نوشتههاي خود، حرف مردم را ميزنند. همچنين توقعات خود از قرار گرفتن در سمتهاي رسمي کشور کاهش دادهاند اما بخشي از اصلاحطلبان بهطور سنتي هميشه نگاه به قدرت داشتهاند. خوشبينانه اين است که اگر ما در قدرت باشيم، ميتوانيم بخشي از اصلاح را از طريق نهادها انجام دهيم. فکر ميکنم اين تئوري با شکست روبهرو شده است. بخش ديگري در پوشش اصلاحات به دنبال سمت و عنوان هستند. اين نيز بيشتر جنبه مطالبات شخصي دارد تا مردمي.