مساله خريد واکسن اين روزها باعث شده موضوع FATF بار ديگر نقل محافل شود.(اين FATF چيه کيه؟ يا چيه کيه؟).
بنده ديشب از پدرم پرسيدم که معني اين لغت را برايم بگويد با پشت دست سه بار توي دهانم زد و گفت ديگر حق ندارم از اينترنت استفاده کنم، اين رفتار و اين بددهنيها از اثرات اينترنت است.آنوقت يک عده ميآيند و ما را مانند خودشان دلواپس ميکنند و ميگويند «خروج از FATF از مطالبات مردم است!» که البته اين نشان ميدهد ما خيلي باکلاس شدهايم، چون در گذشته «درخواست آب» داشتيم، الان درخواست و مطالبه يکسري از چيزها را داريم که خودمان نميدانيم چه هستند و به چه درد ميخورند. به نظرم حالا که ما انقدر باکلاس شدهايم، يک توضيحي هم بدهند که دقيقا اين جريان FATF کجايش به ضرر مردم عادي خواهد بود؟ آنوقت ما هم دلواپس ميشويم. اصلا اين مسير دلواپسي دارد سير عرفاني را طي ميکند، قبلا ميدانستيم حداقل دلواپس چه چيزي هستيم اما الان نميدانيم! يعني تا چند وقت ديگر يک نفر در خانه آدم را ميزند و ميگويد: «پايه دلواپسي هستي؟» بعد طبيعتا شما مانند هر جاندار ديگري که فکر ميکند، از ايشان ميپرسيد: «دلواپس چي؟» و ايشان ميگويد: «اي بابا، با من بحث نکن، سوژه واسه دلواپسي پيدا ميشه!».يعني به اين صورت پيش برويم پسفردا بايد کريس انجل بيايد و سوژه دلواپسي در اختيارمان قرار دهد.
اما موضوع مطالبات ما به همين موضوع ختم نميشود.چون در توييتر ديدم چند نفر از طرفدارهاي دکتر هم نوشتهاند که اگر مطالبات و درخواستهاي مردم به همين صورت ادامه پيدا کند، دکتر احمدينژاد چارهاي ندارد جز اينکه وارد کارزار انتخاباتي شود.(نه تورو خدا).
بنده فکر ميکنم ما در بحث درخواست و مطالبه يک کمي مشکل داريم، به هرحال انجام هرکاري يک نوع بلديت ميخواهد که ما بلد نيستيم؛ چون چيزي که شرايط نشان ميدهد کاملا بايد برعکس اين باشد اما نميدانم که چرا اينطوري است که ما هر چيزي درخواست ميکنيم، معمولا يا به زين اسب زورو گرفته ميشود يا شرايط بدتر ميشود. به نظرم بياييم و يک مدت درخواست نداشته باشيم يا نهايتا به همان درخواست آب قناعت کنيم!