در هـــر کـــشوري در طــول تــاريخ افرادي هستند که به دليل توانمنديها، ظرفيتها، هنر، قابليتها و کارهايي که انجام دادند، مورد توجه عموم مردم هم در زمان حياتشان يا بعد از حياتشان قرار ميگيرند و هوشمندي هر کشوري به اين است که ظرفيتها و قابليتهاي اين افراد را به فرصتي براي همبستگي اجتماعي بيشتر در جامعه و همچنين به فرصتي براي بالا بردن سرمايه اجتماعي و احساس تعلق در آن جامعه، تبديل کند و کشور ما هم از اين قضيه مستثنا نيست. آدمهاي بزرگي در طول تاريخ آمدند و در حوزههاي مختلف کار کردند که گاهي مواقع براي عموم مردم و گاهي براي بخشي از مردم، وجودشان ذيقيمت بود و حفظ حرمتشان براي طرفدارانشان مهم و ضروري است و خيلي مواقع اين افراد ميتوانند عاملي براي وحدت و همبستگي، هم در حياتشان و هم بعد از حياتشان باشند. طي يکي، دو سال گذشته هنرمندان، اساتيد، صاحبنظران و دانشمندان زيادي را از دست داديم که طبيعتا جايگزين کردنشان هم کار سخت و دشواري خواهد بود و زنده نگه داشتن ياد و نامشان ميتواند انگيزهاي باشد براي ديگران که تلاش کنند تا به نقطهاي مثل همين بزرگواراني که طي چند وقت اخير از دست داديم، برسند. هم شهيد فخريزاده و هم استاد شجريان که هرکدامشان به دليل قابليتها، توانمنديها و ويژگيهايي که در حوزه علمي و هنر داشتند، مخاطبان و طرفداران خاص خودشان را داشتند و دارند و خواهند داشت. لذا هيچ چيزي نبايد زمينهاي را فراهم کند که تقابل بين دو نفر صورت بگيرد. به هر دليلي با اخباري که طي روزهاي گذشته مبني بر اينکه خيابان شجريان به شهيد فخريزاده را عدهاي رفتند و تغيير دادند، پخش شد- نميدانم مصوبه هست يا نه- گرچه ظاهرا در شوراي شهر آنطور که اعلام کرده بودند، خبري از مصوبه جديد نبود اما تقابل ايجاد نکنيم، واقعيت اين است که امروز بيش از هر زماني بايد تلاش کنيم که تنشها و اختلافات را بيشتر نکنيم. بيشتر هر زماني به وحدت و انسجام و همبستگي نياز داريم. گاهي مواقع يک رفتار به ظاهر ساده و کوچک ما ميتواند فاصلههاي بين مردم و گروههاي مختلف را بيشتر بکند که همه اينها ميتواند براي امنيت کشور، تهديد باشد و زمينهاي باشد که سرمايه اجتماعي کاهش پيدا کند. به نظر ميرسد بايد اجازه دهيم اگر هم قرار است اتفاقي در هر حوزهاي بيفتد، طبق روال قانوني خودش باشد. همانطوري که نامگذاري خيابانها يک روالي در کشور دارد و بايد مراحلش طي شود، همانطور هم حذف يک نام از يک خيابان بايد همان روال را طي کند. فکر ميکنم اگر تدبير کنيم و نگذاريم بعضي موضوعات کوچک، بحرانها را در جامعه ايجاد کند، کمک بزرگي کردهايم. هميشه ميگويم گاهي مواقع اگر کسي را دوست داريد، آن کار را برايش نکنيد! درحقيقت گاهي مواقع اگر کاري نکنيم، کمک بيشتري به آن فرد انجام ميدهيم. خواهشم به عنوان يک شهروند کوچک جامعه بزرگ ايراني و مردم فهيم ايران اين است که شرايط را درک کنيم. از دوگانهسازي و تقابلها چيزي عايد مردم و جامعه نخواهد شد جز اينکه وقت و انرژيمان را براي موضوعاتي بگذاريم که واقعا ارزشش را ندارد. به حرمت مردم هم که شده، از تقابلسازي و دوگانهسازي پرهيز بکنيم.