بستن
کد خبر: ۱۰۰۴۴۶۹

وثیقه‌های انسانی

وثیقه‌های انسانی
مریم عربی داستان‌نویس

«پاريس زيرزميني» خاطرات اِتا شايبر آمريکايي از پاريسِ دوره اشغال توسط آلمان‌هاست. اتا چند سالي است پس از مرگ همسر و برادرش به پاريس مهاجرت کرده و با دوست قديمي خود کاترين رابينز که در داستان کيتي بورپو معرفي شده، زندگي آرامي دارد و از زيبايي‌هاي پاريس لذت مي‌برد. اتا به‌حدي آرام و مورد توجه همسرش است که او در يکي از مسافرت‌هايشان از اين دوست پاريسي مي‌خواهد که اگر روزي مُرد، زنش، اتا را تنها نگذارد.

همين هم مي‌شود. اتا با کيتي زن انگليسي که با يک مرد فرانسوي ازدواج کرده و فعلا جدا از هم زندگي مي‌کنند، هم‌خانه مي‌شود. ولي روزگار براي آنها که ماجراجويي در زندگي‌شان جايي نداشته به همين آرامي نمي‌گذرد.

با سرعتي باورنکردني آلمان‌ها به پاريس مي‌رسند. پاريس بي‌هيچ مقاومتي تسليم مي‌شود. مردم شهر از چند روز قبل فرار کرده‌اند. آنها که به سقوط دولت پاريس باور نداشتند مانده‌اند با افسران و سربازاني که يونيفرم سبز ماشي پوشيده‌اند. سربازاني که با چشم‌هاي سرد و ماشيني به همه‌چيز مي‌نگرند و مدام در کوچه و خيابان‌ها گشت مي‌زنند و خانه‌به‌خانه را در جست‌وجوي سربازان فراري فرانسوي و بريتانيايي مي‌گردند. خانه‌هاي خالي را مصادره و اموال هنري و گران‌قيمت را به آلمان مي‌فرستند.

کيتي و اتا وقتي به عمق ماجرا پي مي‌برند که در اتوبان پاريس به جنوب در انبوه ماشين‌ها و گاري‌ها و مردم پياده گرفتار و پس از چندي زير رگبار هواپيماهاي آلماني قرار مي‌گيرند. چند روز بعد به دستور افسران آلماني به پاريس برمي‌گردند اما در راه برگشت در اوج نفرت از آلمان که پاريس را گرفته و دولت فرانسه که به‌راحتي تسليم شده، به خلبان فراري انگليسي برمي‌خورند. او نياز به کمک براي فرار از پاريس و انتقال به منطقه اشغال‌نشده فرانسه و از آنجا به بريتانيا دارد. از اين به بعد هم و غم اين خانم‌ها فراري‌دادن سربازان بريتانيايي و فرانسوي است که در جنگل‌هاي شمال فرانسه و جاهاي مختلف پنهان شده‌اند. ترس، گرسنگي و نفرت مردم در قسمت‌هاي اشغال‌شده، فضاي سنگين مسئوليت مخفي‌کردن و فراري‌دادن سربازان، صدور حکم مرگ براي کساني که در اين کارها دستي دارند، چنان فضاي سنگيني بر مردم و شهر حاکم کرده که به اتحاد هرچه بيشتري آنها مي‌انجامد. اتحادي مردمي براي بازگرداندن آزادي و حرمت انسان ابزاري شده به دست حکومت‌هاي ديکتاتوري و تماميت‌خواه که خود را تنها ناجيان بشر مي‌دانند.

اين دو زن درمانده که تا اکنون به آرامش خود مي‌انديشيده‌اند در مسيري قرار مي‌گيرند که از فرديت خويش فراتر رفته و خواننده را با مقولات آزادي و کرامت به اوج اعتلاي انساني مي‌رسانند. شايد در ابتدا انگيزه‌اي بس شخصي (شباهت خلبان انگليسي به برادر مرده اتا) ببينيد اما با جلورفتن داستان و مواجهه بيشتر اين دو زن با آدم‌هاي مختلف فرانسوي و آلماني به دنياي ناشناخته انسان و قدرت‌هاي او قدم گذاشته و ارزش‌هاي «ديگري» در وجودشان بارورتر مي‌گردد.

نويسنده که خود به واقعي‌بودن داستان اذعان دارد آن را از جايي شروع مي‌کند که خانم شابير، تنها مسافر و يک آدم معمولي، در کشتي ديپلمات دروتينگهام است. کشتي‌اي که با نورافکن‌هاي روشن از کنار کشتي‌هاي جنگيِ چراغ خاموش و زيردريايي‌ها به‌قدري بي‌صدا مي‌گذرد که خانم شابير بدون فرصت هرگونه وداعي از اروپا دور مي‌شود. او که چند ساعت پيش همراه دو محافظ آلماني و در انبوه ماموران لباس‌شخصي گشتاپو در ايستگاه قطار آنداي در مرز فرانسه و اسپانيا با يوهانا هوفمانه معاوضه شده است.

از همين فصل شما با ناباوري‌هاي يک انسان معمولي نه الزاما سياسي و نظامي، با جنگ و مردم جنگ‌زده و وحشت‌زده و نيز نظاميان خسته و نااميد ولي وفادار به رهبر و مقررات او، دلهره مخفي‌کردن و انتقال سربازان فراري، دستگيري و محاکمه و زندان‌ها و زندانيان مواجه خواهيد شد. اينجاست که جنگ و قدرت دولت‌ها کنار وحدت برخاسته از انسان‌دوستي مردم کوچه و بازار رنگ مي‌بازد و نگاهي عاري از هرگونه تمايز اجتماعي به بشر هويدا مي‌شود.

در همين کشتي است که اتا مي‌فهمد نمي‌تواند مثل ديگر مهاجران که بالاخره توانسته بودند ويزاي آمريکا را از مناطق مختلف کشورهاي تحت سلطه آلمان بگيرند، شاد باشد. او کيتي و شجاعتش را عامل آزادي امروز خود مي‌داند و از اينکه هنوز نمي‌داند چه بر سر دوستش آمده نگران و ناشاد است. اين انگيزه شخصي در صفحات پاياني، دل‌مشغولي يک آمريکاييِ از جنگ‌رسته مي‌شود که نمي‌تواند فکر سربازان فرانسوي و بريتانيايي و آمريکايي و مردم مناطق اشغال‌نشده فرانسه و ديگر کشورهاي اشغال‌شده را از سرش بيرون کند و مثل بقيه مردم که مي‌دانند جنگ هنوز تمام نشده، زندگي کند. او مدام با خود مي‌انديشد: «اين بي‌اعتنايي همگاني مرا مي‌ترساند.»

نام کتاب: پاريس زيرزميني

نويسنده: اتا شايبر

مترجم: شهلا طهماسبي

ناشر: چشمه

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی