ماهانه 100کودک بيهويت در تهران متولد ميشود و بر اساس آمارها يک ميليون تا يک ميليون و 200 تا 300 فرد بيهويت در کشور وجود دارد، اين افراد هيچ گونه اسناد هويتي ندارند و حاصل ازدواج زنان ايراني با مردان خارجي، زنان خارجي با مردان خارجي و يا ارتباط نامشروع است؛ البته وضعيت هويتي فرزندان حاصل از ارتباط نامشروع را قانون تعيين تکليف کرده و بهزيستي ميتواند شناسنامه آنها را پيگيري کند، بنابراين خلأ قانوني چنداني در اين رابطه وجود ندارد و عمده مشکل در رابطه با فرزندان حاصل از اتباع خارجي و ايراني است. کسي که در جامعهاي متولد شده و درآنجا بزرگ ميشود، لازم است که صاحب شناسنامه باشد، شخص بدون شناسنامه و بدون هويت مثل اين است که جزو افراد جامعه محسوب نميشود، بنابراين وقتي فرد شناسنامه ندارد، علاوه بر آسيبهاي هويتي منجر به آسيبهاي روحي و رواني خواهد شد، چنين فردي از نظر استفاده از امتيازات اجتماعي نيز با محدوديتهايي مواجه خواهد بود و مهمتر از همه اينها گروههايي که دوست دارند به کشور ضربه بزنند نيز از اين افراد بي هويت استفاده ميکنند، اين وظيفه دولت است که چنين افرادي را شناسايي کند تا در مرزها، روستاها و شهرهاي کشور جلوي آسيبهاي وارده به اين افراد را بگيرند. لازم است تا براي اين افراد شناسنامه و کارت ملي صادر شود تا از خدمات مختلف جامعه بتوانند بهره مند شوند. طبيعتاً اين افراد از هيچگونه خدمات دولتي بهره مند نخواهند شد، مدرسه رفتن، ازدواج کردن، از فرصتهاي کاري و استخدامي محروم ماندن، از خدمات بانکي و داشتن يک حساب بانکي شخصي محروم شدن جزو دغدغههاي اصلي اين افراد است و اين بزرگترين ضربهاي است که از نظر شخصي به فرد زده ميشود، ممکن است افراد فاقد شناسنامه دچار عقده حقارت شوند و همه زمينهها براي سوءاستفاده افراد و گروهها از آنها فراهم ميشود. براي افرادي که مادرشان ايراني و پدرشان خارجي است طي سال گذشته و دو سال قبل در مجلس طرحي تصويب شد و مشکل اين افراد حل شد اما اينکه تا چه حدي اجرائي شده است، خبري نيست، افرادي هم که صاحب والدين نيستند و سرپرستي ندارند بر عهده دولت، سازمان بهزيستي و کميته امداد است که اين افراد را شناسايي کنند. بايد بدانيم انسانهايي که در اين مملکت هستند، سرمايههاي بزرگي محسوب ميشوند و ما کشور را با افراد و انسانهاي مختلف ميتوانيم بسازيم، انسانها سرمايه بزرگي براي مملکت و جامعه هستند.