بستن
کد خبر: ۱۰۰۴۳۸۲

آقای رئیس‌جمهور بعدی

آقای رئیس‌جمهور بعدی
محمد فاضلی استاد دانشگاه شهید بهشتی

آقاي رئيس‌جمهور بعدي، نکته چهاردهم اين است: هر که باشي «تو خيلي کم مي‌داني اما قدرتت زياد است» و اگر مواظب نباشي، همين کار دستت مي‌دهد. چهاردهم: شما کم‌دان پرقدرت هستي: آقاي رئيس‌جمهور بعدي، هر قدر هم که عالِم، کتابخوان، باتجربه، با سابقه وزارت و مديريت ارشد، و اصلا نخبه يا استاد دانشگاه باشي، امور مملکت متنوع‌تر، پيچيده‌تر و عظيم‌تر از آن است که شما از همه يا حتي بخش کوچکي از آنها سر‌در‌بياوري. شما قدرت داري و در رأس کابينه، چندين شوراي عالي و مجامع مهم تصميم‌گيري، مي‌تواني بر تصميمات تأثير بگذاري، اما اين مشکل کم‌داني را حل نمي‌کند. نظام اداري درست برخلاف بدن انسان است. هر قدر به سمت بالاي بدن حرکت کنيد، از نيرو و قدرت کم شده و بر ميزان اطلاعات و دانايي افزوده مي‌شود. پاها و دست‌ها خيلي زور دارند، اما اطلاعات‌شان کم است، اما در سر، مغز جايگاه دريافت، انباشت و پردازش اطلاعات، گوش‌ها گيرنده اطلاعات شنوايي و چشم‌ها محل اطلاعات بينايي و زبان و بيني محل دريافت و پردازش اطلاعات چشايي و بويايي هستند. مغز، زبان، چشم، گوش و بيني اما زورشان کم است؛ فقط اطلاعات را دريافت کرده و مغز آنها را پردازش مي‌کند و دستور مي‌دهد. نظام اداري تقريباً برعکس است. بر‌خلاف مديراني که تصور مي‌کنند خيلي مي‌دانند، اتفاقاً اطلاعات در مراتب پايين نظام اداري است. اطلاعات مزارع، ميزان کشت‌ها و آب مصرفي در مزارع پيش همان کارمندان و کارشناساني است که در شهرستان‌ها با کشاورزان ارتباط دارند، وزير چيز زيادي در اين باره نمي‌داند. وزير نفت، راه و شهرسازي، نيرو و کشور هم يک چيزهايي درباره مساله‌ها در محل وقوع‌شان مي‌دانند، اما اطلاعات دقيق‌تر در مراتب پايين اداري و نزد اصحاب مساله است. آن کارمندان که داده‌ها را دارند، واقعيت را مي‌دانند و گزارش‌هايي را که به دست وزير و شما مي‌رسد، تهيه کرده‌اند، مخفي کردن اطلاعات مهم، شکنجه کردن داده و اطلاعات و اعتراف‌گيري از آنها و انواع فنون بازي با آمار را هم بلدند. اين بازي سلسله‌مراتبي است. کارشناس بيشتر از مدير کل، او بيشتر از معاون، معاون بيشتر از وزير و وزير بيشتر از شما مي‌داند. شما کم‌دان‌ترين آدم اين سلسله‌مراتب هستي. شما چون اطلاعات دستگاه‌هاي مختلف را دريافت مي‌کني، مزيتت‌ اين است که اگر آدم قابلي باشي و مشاوران خوبي داشته باشي، بتواني اطلاعات را کنار هم بگذاري و به تصويري کلي از وضعيت دست يابي؛ و البته مي‌تواني به توهم دانايي هم مبتلا شوي. شما چون خيلي قدرت داري، کاملا محتمل است که زيردستان از جمله وزرا، معاونان و ... ياد بگيرند از ترس به‌گونه‌اي حرف بزنند که شما مي‌پسندي. آنها آدم‌هاي بدي نيستند، اما رفتار شما تعيين مي‌کند که در برخورد با شما چگونه رفتار کنند. آنها در ضمن، منطق رفتار شما را به زيردستان خودشان هم منتقل مي‌کنند. نکته مهم را هنوز نگفته‌ام. نظام اداري مايل است تصميم نگيرد و همه چيز را به مراتب بالاتر ارجاع دهد. آنها که مي‌دانند (مراتب پايين اداري)، قدرت و اختيار ندارند و شما که قدرت و اختيار داري، به اندازه کافي نمي‌داني و نمي‌تواني بداني. نتيجه اين مي‌شود که بي‌قدرتان بي‌اختيار نظام اداري، که البته دوست دارند مسئوليت تصميم‌گيري را هم نپذيرند، کارها را همين‌طور پله پله به بالا ارجاع مي‌دهند. شما يکباره مواجه مي‌شويد با انبوه مسأله‌ها و پرونده‌هايي که بايد درباره‌شان تصميم بگيري و انبوهي از مسائل هم به شما نمي‌رسند و معطل مي‌مانند. اين در حالي است که درباره هيچ‌کدام از آنها به اندازه کافي نمي‌داني. شما فقط قدرت داري، بدون آنکه به اندازه کافي بداني. گيج و منگ ميان انبوهي از مسأله‌ها مي‌مانيد، و کارها به تدريج قفل مي‌شود. شما به دليل نداشتن اطلاعات کافي قادر به تصميم‌گيري نيستيد، و کارکنان نظام اداري هم ياد گرفته‌اند اطلاعات تصميم را در اختيار شما قرار ندهند. شما هم اختيار و اقتدار تصميم‌گيري به آنها نداده‌ايد. شما به محض پا گذاشتن به اتاق رئيس‌جمهور مي‌فهمي رئيس کلي شوراهاي عالي هستي که اکثرشان تقريباً به هيچ دردي نمي‌خورند. آنها کانون‌هاي قدرت هستند، اما اطلاعات تصميم‌گيري در آنها نيست. اين همان معناي «کم‌دان پرقدرت» است. يک کار مهم شما، يافتن راهي براي مختار، مقتدر و مسئوليت‌پذير کردن همه سلسله‌مراتب نظام اداري است. سعي مي‌کنم موضوع را در نکات بعدي بيشتر توضيح بدهم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی