بعد از انقلاب تنها يک وزير زن توانست وارد کابينه شود و او هم کسي نبود جز خانم دکتر مرضيه وحيد دستجردي در دولت دهم. خانم مرضيه وحيددستجردي در دي ماه 91 در دفاع از سلامت مردم از وزارت برکنار شد.6 سال بعد و باز هم در دي ماه سال 97 دکترحسن قاضيزاده هاشمي در شرايطي مشابه ميز وزارت را رها کرد. اينکه چه کساني در اين دولت و مجلس قبل، با چه انگيزههايي و بر خلاف رويه 40 ساله بعد از انقلاب يک شخص غير پزشک را براي تصدي وزارتخانهاي که جان و سلامتي مردم به آن وابسته است پيشنهاد و منصوب کردهاند موضوع بحث نيست. لابد الزامي نبود که وزير بهداشت مملکت، پزشک باشد و يا شخصيتي کاريزما در جامعه پزشکي کشور داشته باشد و شايد يک داروساز با تخصص ايمونولوژي هم براي وزارت بهداشت کافي باشد اما اين وزير چه پزشک باشد و چه نباشد مدير بودنش شرط لازم است. در اين يادداشت که صرفاً از سر خيرخواهي و دفاع از سلامتي ملت نوشته ميشود، مراد شرح اوضاع و احوال حاکم بر سلامتي و بهداشت و دارو و درمان کشور نيست و قرار هم نيست عملکرد وزير و وزارتخانه تحليل و بررسي شود بلکه بيان سخناني از زبان خودِ وزير است که نحوه تعامل و شيوه مديريت ايشان را نمايان ميکند. لذا موارد زير که عين اظهارات وزير محترم است و به مناسبتهاي مختلف بيان شده به نگاه خوانندگان محترم عرضه ميگردد.1- پاي کسي که چوب لاي چرخ مردم بگذارد را ميشکنم!! ... داروي خارجي نميخرم! و صنعت دارو به سرنوشت «نساجي» گرفتار نشود.(11 اسفند 97) 2 - هنوز در سازمان غذا و دارو رانت و امضاهاي طلايي وجود دارد. بايد اين شبکه پوسيده و مزخرف!! جمع شود. يکي از رسالتهايم!!! اين است که پاکسازي را بايد نهادينه کنم.(29 ارديبهشت 98)3 - کيفيت داروهاي داخلي بسيار بالاست و بنده به عنوان وزير بهداشت تاکنون براي خانواده خودم هيچ!! داروي خارجي استفاده نکردهام.(3 شهريور 98 کرج) 4- با وجود توطئه دشمنان براي ايجاد بحران، امروز کمبود مهمي در عرصه دارو و درمان براي مردم کشور نداريم. (18 آذر98 سبزوار) 5- در نامهاي خطاب به دبير کل سازمان جهاني بهداشت: بيماران ايراني حتي در معرض خطر مرگ و مير و عوارض جانبي ناشي از کمبود داروها و تجهيزات پزشکي هستند. (آذر 98) 6- شرکتهاي دارويي 97 درصد نياز داخل را تامين ميکنند و به 50 کشور صادرات دارند. (22 بهمن 98 در لامرد فارس) 7- خيليها به ما گفتند قم را قرنطينه کنيد ما اعتقاد داريم مردم ما اينقدر فهيم و شريف و با شخصيتند که با آموزشهايي که ما ميدهيم خودشان رعايت ميکنند (3 اسفند 98) 8- متاسفانه ماسک دست يه مشت دلال! پدرسوخته!! مفتخور!! افتاده.(4 اسفند 98) 9- طرحي را آماده کردهايم که در قالب بسيج ملي شکست کرونا و کوويد 19، اين حرکت را به عنوان يکي از پيشتازان کشورهاي شرق مديترانه که هميشه اول بودهايم به عنوان کشور اول جهان اجرا کنيم. اين طرح با تشکيل 300 هزار اکيپ در سراسر کشور از دو روز آينده شروع ميشود، امشب ساعت 5/8 با تمام روساي دانشگاههاي علوم پزشکي ويدئوکنفرانس دارم و از پس فردا با کمک سازمان بسيج اين 300هزار اکيپ را به لوازم مورد نياز بيمار يابي مجهز ميکنيم و به تکتک خانههاي مردم مراجعه ميکنيم (11 اسفند 98) 10- من وزيري هستم که نه سياسي هستم و نه سياست بلدم! نه خودم را به چنين چيزهايي آلوده!! کردم. من اصلا اشتباهي وزير شدم و اشتباه اين راه را آمدم...(6 مهر 99) 11- در ساخت واکسن نيز ما يکي از طلاييترين ايام اين سرزمين را رقم ميزنيم، يک غرور ملي وصفناپذير خواهيم داشت و ميبينيد که ما در عرصه توليد واکسن با لطف خدا و تلاش جوانان ايراني چه معرکهاي خلق خواهيم کرد.(29 آبان 99 دانشگاه علوم پزشکي اصفهان) موارد ذکر شده در بالا، بريده اظهارات وزير محترم نيست بلکه بنمايه و جان کلام وزيري غير سياسي است که براي خود رسالتها قائل است. قابل انکار نيست که آقاي نمکي آنچه در توان داشته بکار برده و بايد به او خسته نباشيد گفت ليکن بايد بررسي شود که آيا ادامه اين شيوه مديريت و تعامل، به نفع سيستم سلامت جامعه است؟ و پرسش اصلي اين است که با توجه به بند 10 همين يادداشت، آيا ادامه وزارت آقاي نمکي، حتي به صلاح خودش ميباشد؟ بهنظر ميرسد وزارت بهداشت شايسته دريابي و توجه بيشتري از سوي رئيسجمهور محترم است.