امروز در شرايطي وارد آرايشگاه شدم که در توييتر ديدم سه هشتگ «واکسن بخريد»، «واکسن نخريد» و «واکسن بسازيد» در فضاي مجازي اصطلاحا ترند شدهاند.اشکال «هميشه کارشناس بودن» همين جاها خودش را نشان ميدهد.اينکه هرکس حرف خودش را ميزند.تازه يک نفر نوشته بود:«واکسن نسازيد!».من فکر کنم يکي از مشکلات اساسي ما اين است که دوست داريم همه چيز را ملي و بينالمللي کنيم.اگر واکسن خارجي خوب است و متخصصان با آن مشکلي ندارند تا واکسن خودمان آماده ميشود، بخريم و استفاده کنيم.اگر هم مشکلي دارد يک کارشناس بيايد و بگويد چرا و به چه دليل اين واکسن مناسب نيست.کار را به امان خدا رها کردهايم و توقع داريم مردم خودشان نبرند و ندوزند! در همين فکر بودم که رئيسجمهور برزيل با ناراحتي و عصبانيت وارد آرايشگاه شد و گفت:
رئيسجمهور برزيل: نوبت که داري؟
من: بله!
روي صندلي اصلاح نشست. پيشبندش را بستم و پرسيدم:
رئيسجمهور برزيل: بهتر نيست يهکم حرف بزنم و بعد تصميم بگيري چقدر اصلاحم کني؟
من: پيشنهادتون منطقيه! چرا به فکر خودم نرسيده بود؟ حالا بفرماييد!
رئيسجمهور برزيل: واکسن کرونا نزدي که؟
من: نه راستش! فعلا گلگير پيکانم دست ما ندادن، چه برسه به واکسن!
رئيسجمهور برزيل: خب بهتر! ديگه خيالم راحت شد که خطري تهديدم نميکنه!
من: چه خطري؟
رئيسجمهور برزيل: که يهو گاز بگيري.
من: واکسن هاري منطورتون بود؟ هاري ندارم.
رئيسجمهور برزيل: نه بابا همين واکسن کرونا منظورم بود.
من: چطور؟
رئيسجمهور برزيل: مردم اگه واکسن فايزر رو زدن و تبديل به تمساح شدن، مشکل خودشونه.
من: تبديل به تمساح شدن؟ مگه ميشه چنين چيزي؟
رئيسجمهور برزيل: بله! پس چي؟ نگراني ما هم همينه.
من: شما خودتون ديديد کسي بعد از تزريق اين واکسن تبديل به تمساح بشه.
رئيسجمهور برزيل: راستش نه!
من: خب پس بر چه اساسي اين حرفو ميزنيد؟
رئيسجمهور برزيل: ببين توي برزيل چون از من خيلي حساب ميبرن، از اين سوالهاي چالشي رو جرات نميکنن ازم بپرسن!
من: خب از کسي شنيديد آدمها با واکسن فايزر تبديل به تمساح ميشن؟
رئيسجمهور برزيل: آره دامادم گفته... .
من: چيکاره هستن ايشون؟
رئيسجمهور برزيل: بنگاه املاکي داره توي ريودوژانيرو!
من: خب! ظاهرا بايد اصلاحرو شروع که کار زياد داريم امروز! ببينم نظرت چيه يه زنگ بزنيم عبدالرضا داوريم يه توک پا بياد اينجا؟
رئيسجمهور برزيل: کي هست؟ چطور؟
من: نميدونم، بعيد ميدونم خودشم بدونه اما نظراتش شبيه به شما!
در حين چانهزني با رئيسجمهور برزيل بوديم که نخستوزير نيوزيلند وارد آرايشگاه شد و با ديدن رئيسجمهور برزيل اخم کرد و گفت:
نخستوزير نيوزيلند: قابل توجه بعضيا! ما واکسن کرونا انقدر زياد خريديم که اضافياشو ميديم به کشورهاي دوست و همسايهمون!
رئيسجمهور برزيل: بهش بگو ما دوست نداريم تمساح بشيم! مبارک خودتون.
نخستوزير نيوزيلند: بهش بگو تو نه دوستي و نه همسايه... بزرگترين افتخار شما رکورد پله بود که اونم مسي شکست... .
رئيسجمهور برزيل تا آمد جواب نخستوزير نيوزيلند را بدهد، بيل گيتس وارد آرايشگاه شد. نخستوزير نيوزيلند به محض ديدن بيل گيتس گفت:
نخستوزير نيوزيلند: بر خرمگس معرکه لعنت!
بيل گيتس: شش ماه آينده بحراني ترين دوران کرونا در جهان خواهد بود.
رئيسجمهور برزيل خودش را جمع و جور کرد.پيشبندش را باز کرد و هراسان پرسيد:
رئيسجمهور برزيل: جان من؟ جدي ميگي؟ يا اينم از او حرفاي پيجاي زرد اينستاگرامه؟
بيل گيتس: نه قشنگم! خيلي هم جديه!
رئيسجمهور برزيل با نگراني نگاهي به نخستوزير نيوزيلند انداخت و سمت او رفت و گفت:
رئيسجمهور برزيل: راه داره يوخده واکسنم به ما بديد؟ دور ريزاشم باشه اوکيه!
نخستوزير نيوزيلند؟ چي شد چي شد؟ نطرت عوض شد؟ ما که نه دوست بوديم، نه همسايه!
رئيسجمهور برزيل: مگه انگليس يهجزيره دور افتاده در غرب آفريقا نبود؟
بيل گيتس: نه! کدوم....
حرف بيل گيتس را قطع کردم و پرسيدم:
من: خب؟
رئيسجمهور برزيل: برزيلم يه جزيره دورافتاده توي جنوب استرالياست... يه شماره کارت بده هزينه واکسنارو بزنم به کارتت!
رئيسجمهور برزيل و نخستوزير استراليا خوشحال و خندان از آرايشگاه خارج شدند.نگاهي به بيل گيتس انداختم و براي اينکه سکوت سنگين حاکم بر آرايشگاه را بشکنم، گفتم:
من: اختراع مختراع چه خبر؟
بيل گيتس: برو بابا توام!
و با عصبانيت از آرايشگاه خارج شد.