جواد انصافي را با کاراکتر «عبدلي» و «عمونوروز» ميشناسيم؛ او با يادي از مرتضي احمدي، به گلايهاي از برنامهسازيهاي ضعيفِ تلويزيون اشاره کرد. انصافي درباره اولين سريال نوروزي که با مرتضي احمدي کار کرد، گفت: وي يکي از پيشکسوتان «ضربيخواني»، «کمديخواني» و «پيشپردهخواني» ايران بود و خوشبختانه در زمان حياتشان از ايشان بهره برديم و خواستيم اين کارهاي ارزشمندشان براي نسل بعدي ثبت شود که با چاپ چند کتاب اين اتفاق افتاد. الان ما راه ايشان را ادامه ميدهيم، هنرمندي که در هر ژانري، توانمندي بلامنازعي از خودش نشان ميداد. او تاکيد کرد: به همه ما درس ميدادند که چطور ميتوان حالِ مردم را خوب کرد. زماني با کار کودک، زماني براي بزرگسالان و زماني هم براي اصالت کوچه و بازار و فرهنگ ما قدم برميداشتند. اطلاعات جالب توجهي داشتند و خوشبختانه تا آنجايي که ميتوانستند اين دانستنيها را انتقال ميدادند. من افتخار اين را داشتم در اولين سريال نوروزي با ايشان همکار بودم. سريال «اشتباه در اشتباه» را نويسندگي و کارگرداني کردم و استاد احمدي و مرحوم مهين شهابي و سيروس گرجستاني حضور داشتند؛ واقعا از ايشان و بسياري ديگر آموختم.
کارهاي جديد
انصافي درباره کارهاي جديدش گفت: قرار بود با قصه عمونوروز و ننهسرما و نمايش خفتگان چشمباز را روي صحنه کانون پرورش فکري کودکانونوجوان ببريم که بهخاطر کرونا اين اتفاق نيفتاد. در شبکه «شما» براي ويژه برنامه شب يلدايي حضور داشتم. هرکسي يلداخواني نميداند، چون شعرها و پژوهشهاي لازم به اين آيين کهن ايراني را ميطلبد. وي در خصوص پژوهش چند ساله درباره آيينهاي ايراني خصوصا يلدا، تصريح کرد: چندين سال درباره آيينهاي کهن ايراني خصوصا يلدا، پژوهش و تحقيق کردم که شبِ يلدا چه عقبهاي دارد و سنت بزرگي است. بايد براي آنچه برنامهسازي کرد و اين فرهنگ را چطور به نسلهاي آينده انتقال داد اما متاسفانه برنامهسازان به سراغِ بحثهاي جنبي آن يعني دعوت از چند هنرمند و خواننده رفتهاند و از بخشهاي علمي و اصالتهايش بهره نميبرند. پيام اصلي شبِ چله در کنار پيامهاي مهم و نهفته آن، استحکام خانواده، همبستگي و اتحاد است و اگر درست با اين آيينها برخورد شود ميتوان اين فرهنگ غني را به بهترين شکل ممکن انتقال داد.اين بازيگر و کارگردان سينما، تئاتر و تلويزيون در پاسخ به اين سوال که چرا تلويزيون در برنامهسازي مناسبتي فقط به سراغِ دعوت از چند هنرمند و خواننده ميرود و هيچ خلاقيتِ ديگري ندارد، خاطرنشان کرد: برنامهسازيهاي مناسبتي ضعيف ميشوند و يا سراغِ چند هنرمند و خواننده ميرود، چون پژوهشي درباره برنامهسازي اتفاق نميافتد. البته علاوه بر يلدا، روي آيينهاي کهنِ ديگر ما مثل نوروز و چهارشنبهسوري هم هيچ پژوهشي نميشود. وي تاکيد کرد: بارها پيشنهاد دادم ميخواهيد برنامه مناسبتي بسازيد مثل يلدا و نوروز، چندين مورد پيدا کردم و درآوردم و گفتم واقعا ارزش دارند که مردم دربارهشان بدانند. وقتي مخاطب ما نمادها و اسطورهها را بشناسند به سراغ قهرمانان و نمادهايي غير از ايران نخواهد رفت. همه نمادهاي ما مباني علمي دارند و انگار خوشايندِ برخي از برنامهسازان نيست و به همان کارهاي کليشهاي و تکراري هميشگيشان بسنده ميکنند و بر اين باورند که برنامهسازي يعني اين...!؟ انصافي با اشاره به اينکه آمادگياش را دارم فيلمي درباره يلدا بسازم، گفت: من آمادگياش را دارم درباره يلدا فيلم بسازم اما توان مالياش را ندارم. من براي دانشگاهها، نمادهاي شبِ يلدا را توضيح دادهام اما وقتي ميخواهم براي برخي از تهيهکنندگان توضيح دهم ميگويند توضيح واضحات است و بهجاي اين مفاهيم کهن و فرهنگ غني، سراغِ اتفاقات ديگر ميروند. اصالت و اسطورهشناسي در برنامهسازي و سريالهاي ما دور شده است و انگار با اين مفاهيم بيگانهاند. او درباره مشکل برنامهسازي و سريالسازي تلويزيون خاطرنشان کرد: ناآگاهي برنامهسازان و نداشتن اطلاعات راجع به تمام موضوعات ديرينه ما، تاريخ و فرهنگ غنيمان يکي از علتهاي اساسي مشکل برنامهسازي و سريالسازي تلويزيون است. وقتي برنامه يلدايي ميسازند اما از مفهوم و فرهنگ آن آگاهي ندارند. شايد يکي از معضلاتِ امروز اين است که هرکسي تهيهکننده ميشود؛ کسي را ميشناسم که آشپز بوده و الان جزو تهيهکنندگان است. امثال او چه اطلاعي راجع به فرهنگ و آيينهاي کهن ما دارند، چند کتاب راجع به اين موضوع خواندهاند. بهخاطر همه اين دلايل، برنامهسازيمان ضعيف شده است. انصافي درباره قول 10 سالهاش درباره بازيگري، گفت: من الان 10 سال است هيچ کار جدّي بازي نميکنم. هر کاري که طنز و کمدي باشد بازي ميکنم. در «محله گلوبلبل» عموپورنگ، نقش عمونوروز را داشتم، چون در آن فضاي مفرح و شادي را براي مخاطب ايجاد ميکرد. نميخواستم غم و غصه مردم را زياد کنم و هرجا شادي باشد يکقدم در جهت شاديهاي مردم بردارم. شادکردن مردم کار سختي است و اين سختي را به جان ميخرم.