بستن
کد خبر: ۱۰۰۴۱۹۳

حفظ سرمایه‌های اجتماعی و کاهش بی‌اعتمادی در کشور از کدام مسیر؟

حفظ سرمایه‌های اجتماعی و کاهش بی‌اعتمادی در کشور از کدام مسیر؟

پروفسور حسين باهر، عضو هيات‌علمي دانشگاه شهيد بهشتي درباره اين افزايش بي‌اعتمادي در کشور اظهارداشت: «بنده به عنوان يک عضو جامعه دانشگاهي و علمي اگر بخواهم درباره اين موضوع اظهارنظر کنم ابتدا بايد بدانم جامعه آماري ما شامل چه کساني است؛ ايران ما بيش از يک و نيم ميليون کيلومتر مربع وسعت دارد؛ تعداد بسياري روستا و شهرستان کوچک داريم که به‌طور عموم اصلا در جريان امور مملکتي نيستند؛ بنابراين اگر بخواهم در اين باره صحبت کنم، بايد ابتدا بدانم از کدام جامعه آماري صحبت مي‌کنيم.» وي افزود: مردم به اقشار مختلفي تقسيم مي‌شوند که انطباق همه آنها بر يک امر کلي دشوار است. در جامعه افرادي داريم که بسيار مرفه‌اند و به کسي کاري ندارند؛ طبقه‌اي نيز هستند که شبانه‌روز سرگرم معاش و تامين ارتزاق هستند و سرشان به کار خود گرم است؛ يک عده کارمند و مزدبگير رو به طبقه پايين و ضعيف هستند. اگر اطرافيان بنده را در نظر بگيريم معمولا افراد تحصيلکرده، روشنفکر و دانشگاهي به‌طور معمول مسائل را تا اندازه‌اي بزرگنمايي مي‌کنند؛ اما براي درک درست واقعيت نياز به آمارگيري دقيق از همه اقشار داريم؛ اما در مجموع مشاهده‌هاي ما نشان مي‌دهد هرچند بي‌اعتمادي وجود دارد اما اينکه رو به افزايش باشد به مطالعات معتبر علمي نياز است. اين استاد دانشگاه، نااميدي و بي‌اعتمادي را از منظر اجتماعي تحليل کرد و گفت: «اگر معاش افراد روزمزد تامين شود، مشکل بي‌اعتمادي برايشان مطرح نيست؛ اما درباره اقشاري که روزنامه مي‌خوانند و اخبار را پيگيرند، بي‌اعتمادي بيشتر يا کم اعتمادي وجود دارد. در واقع صحبت آقاي ربيعي درست است و در مجموع در کشور مشکل بي‌اعتمادي داريم.»

عوامل افزايش بي‌اعتمادي در جامعه

وي درباره دلايل وجود يا افزايش بي‌اعتمادي در جامعه به دو عامل مهم اشاره کرد: «دو عامل به بي‌اعتمادي در جامعه دامن مي‌زند؛ يکي تناقض و تضاد گفتاري در بدنه حاکميت است که براي بسياري از مردم آزاردهنده و قابل لمس است؛ به‌طور مثال در همين مورد کرونا بعضا شاهد آمار متفاوت و متناقضي هستيم که انتشار آن به تعبيري سبب آب به آسياب دشمن ريختن است و باعث مي‌شود آنها سوءاستفاده کرده و با ابزار و رسانه‌هايي که در اختيار دارند معضل را بزرگنمايي کنند. عامل دوم مساله اقتصاد است. وقتي معاش مردم در اختيار گران‌فروشاني قرار مي‌گيرد که به دلخواه قيمت را تعيين مي‌کنند، هرچه قدر هم مسئولان بگويند که امور عادي و خوب است، در عمل براي عامه مردم مشکل‌آفرين مي‌شود و به بي‌اعتمادي اجتماعي دامن مي‌زند. مساله اقتصاد در حال حاضر بزرگ‌ترين معضل جامعه است که در اسلام هم اين موضوع بسيار مهم و زيربنايي برآورد شده است.

پروفسور به موضوع مهم سرمايه اجتماعي و ارتباط آن با مفهوم اعتماد پرداخت و افزود: «از نظر من بخش اعظم سرمايه اجتماعي را افراد خلاق، کارآفرين، مبتکر و متخصص و تحصيلکرده مفيد و کاربلد تشکيل مي‌دهند. اين عده به دو گروه تقسيم مي‌شوند؛ گروهي در همين فضاي موجود مشغول فعاليت مفيد و سازندگي کشورند، اما گروه دوم تلاش دارند مهاجرت کنند؛ متاسفانه قشر جوان عمدتا در اين گروه دوم هستند که تصميم به ترک کشور دارند. اين گرايش به فرار از جامعه، بزرگ‌ترين لطمه‌اي است که در سال‌هاي اخير به سرمايه اجتماعي وارد شده است و بايد هرچه سريع‌تر فکري اساسي براي آن کرد.»

افزايش بداخلاقي و بدزباني

در سپهر عمومي و رسانه‌اي، در حدي که بنده به‌عنوان يک فرد دانشگاهي رصد مي‌کنم (که شامل همه اقشار و گروه‌هاي اجتماعي نمي‌شود)، متاسفانه شاهد افزايش بداخلاقي و بدزباني هستيم. اين استاد جامعه‌شناسي درباره پديده بداخلاقي و گسترش خشونت کلامي در جامعه نيز گفت: «ابتدا بايد ادبيات نسل جديد و دهه هشتادي‌ها که موضوعي متفاوت است را جدا کنيم زيرا آنها زبان و لحن خود را دارند و ادبياتشان عموما شامل طنز و توهين است؛ اما در سپهر عمومي و رسانه‌اي، در حدي که بنده به‌عنوان يک فرد دانشگاهي رصد مي‌کنم (که شامل همه اقشار و گروه‌هاي اجتماعي نمي‌شود)، متاسفانه شاهد افزايش بداخلاقي و بدزباني هستيم. وي ادامه داد: «ما يک قشر «موجود» داريم و يک قشر «مفقود»؛ مفقود نه به معناي رفتگان يا مردگان بلکه به اين معنا که از نظر اجتماعي فعاليت و حضور ندارند؛ درباره خشونت کلامي، متاسفانه ادبيات در قشر موجود در حال خشن‌تر شدن و بدلحن‌تر شدن است؛ حتي بين بزرگان در سطح رسانه گاهي شاهد کلام رکيک هستيم».

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی