بستن
کد خبر: ۱۰۰۴۰۸۵

نبض پارلمان در دست تندروها

نبض پارلمان در دست تندروها

از مجلس اول تا امروز در هر دوره‌اي افرادي بودند که به لابي من هاي مجلس معروف شدند؛ همان افرادي که گاهي به دليل سوابق حضورشان در پارلمان، گاهي به خاطر فعاليت‌هاي سياسي يا شأن و منزلت حزبي، يک سر و گردن بالاتر از ديگران بودند و توانستند از قدرت تاثيرگذاري بيشتري برخوردار باشند. اين حکايت لابي‌من‌ها و تا حدي سلبريتي‌هاي مجلس است که معادلات پارلماني را رقم مي‌زنند و دسته و گروه‌هاي خود را دارند، گاهي هم آنقدرسنبه پر زوري پيدا مي‌کنند که حرفشان تبديل به نظر کليت مجلس مي‌شود.

داستان لابي‌گري در مجالس يازدهم

داستان مجلس يازدهم با هيچ‌کدام از ادوار پارلمان شباهتي ندارد؛ اسفند 98 در شرايطي يازدهمين انتخابات مجلس برگزار شد که نظارت استصوابي شوراي نگهبان کانديداهاي اصولگرايان را در يک صف عريض و طويل قرار داد و جريان رقيبش با معدود کانديداي معروف روانه ميدان رقابت کرد از سوي ديگر اتفاقات سياسي و موج رد صلاحيت‌ها رمق را از مشارکت مردم در انتخابات گرفت و در نهايت مجلس يازدهم علاوه بر آنکه با کمترين نرخ مشارکت در تاريخ چهل ساله انقلاب اسلامي کار خود را آغاز کرد عملا به مجلسي دست چين شده از يک جريان سياسي و حذف رقيب از صحن پارلمان تبديل شد، البته تفاوت‌ها تنها در نوع رقابت انتخاباتي ظاهر نشد و به فاصله چند روز بعد از آنکه مجلس رسما کار خود را آغاز کرد تمايزها در روش و منش اهالي خانه ملت با سلف خود نيز آشکار شد؛ از جدال‌ها و جنجال آفريني‌ها گرفته تا بي‌نظمي‌هاي بي‌حد و حصري که در جريان صحن علني به نمايش گذاشته مي‌شد. از آنجا که در اين مجلس تنها صداي يک طيف سياسي به گوش مي‌رسد و صداي مخالفي وجود ندارد طبيعي بود که حداقل موضوع لابي‌گري براي جلب نظر نمايندگان چندان معنايي ندارد و تصميمي که در تنها فراکسيون سياسي گرفته مي‌شود همان در صحن علني پياده سازي شود موضوعي که بي‌کم و کاست در اين 7 ماه اثبات شد. البته با همه اين تفاسير تصور مي‌شد چهره‌هايي که سابقه حضور در مجلس و عرصه سياست دارند نبض پارلمان يازدهم را به دست بگيرند و در حکم سوپاپ اطمينان ظاهر شوند و هر جا لازم بود ترمز افراطي‌گري را بکشند. الياس نادران، مرتضي آقاتهراني، مصطفي ميرسليم، حميدرضا حاجي بابايي، عبدالرضا مصري و... اينها از چهره‌هاي شناخته شده‌اي هستند که هرچند در بيرون از پارلمان يا در ادوار گذشته به عنوان مخالفان تند و تيز شناخته مي‌شدند اما اين روزها آنقدر سرعت غيرمجاز تندروي در خانه ملت جولان مي‌دهد که حتي اين چهره‌ها نيز سکوت اختيار کردند و کمتر در ميدان ليدري و سخنراني ظاهر مي‌شوند. در سوي ديگر ميدان اقليت‌ها هم در سکوتي عجيب فرو رفته‌اند، مسعود پزشکيان که پرسابقه‌ترين و بانفوذترين چهره اين طيف از نمايندگان است نيز اين روزها بنايش را بر گوشه نشيني و سکوت در گوشه‌اي از صحن گذاشته است و تحرکي از خود نشان نمي‌دهد.

لابيست‌هاي تاريخ 40 ساله

«لابي‌گري پارلماني» از همان آغاز تشکيل مجلس شکل گرفت حتي قبل‌تر از آن در مجلس شوراي ملي‌ نقش و رنگ زيادي داشت. هرچند در دوره نخست مجلس، به دليل عدم وجود مرزبندي‌هاي دقيق سياسي کمي طول کشيد تا معاني راست و چپ قوام يابد، اما حتي در همين مجلس نيز نمايندگان شاخصي در مجلس وجود داشتند که رابط پارلمان و گروه‌هاي سياسي محسوب مي‌شدند. از ميان چهره‌هاي برجسته حاضر در مجلس اول، مي‌توان از علي اکبرهاشمي رفسنجاني، حسن روحاني و علي اکبر ناطق نوري به عنوان مهمترين نمايندگان نزديک به حزب جمهوري اسلامي ياد کرد. حزبي که با حضور در «ائتلاف بزرگ» انتخابات مجلس اول،اکثريت کرسي‌هاي اين دوره را در اختيار داشت. از ديگرسو چهره‌هايي چون يدا... سحابي، مهدي بازرگان و ابراهيم يزدي نيز بودند که لابي‌گران طيف نزديک به نهضت آزادي به شمار آمده و رابط ميان گروه‌هاي بيرون مجلس و نمايندگان به شمار مي‌آمدند. با حذف برخي جريانات و تقسيم‌بندي‌هاي جديد موسوم به چپ و راست درفضاي سياسي کشور، درمجلس دوم لابي‌گري‌هاي سياسي بيشتر معطوف به جناح‌بندي‌هاي درون جريان انقلابي بود. درهمين راستا افزون بر نقش پررنگ‌هاشمي رفسنجاني در لابي‌گري‌هاي پارلماني، از دبير کلف حزب اعتماد ملي و محمد يزدي به عنوان نواب رئيس نيز مي‌توان به عنوان لابيست‌هاي مشهور مجلس دوم نام برد. لابي‌گري‌ها در مجلس سوم که در اختيار جريان چپ بود، متمايل به جريان خط امام شد و چهره‌هاي برجسته چپ سنتي چون دبير کل حزب اعتماد ملي در صدر لابيست‌هاي اين دوره قرار گرفتند، هرچند نمي‌توان از نقش نمايندگان ديگري چون ‌هاشمي رفسنجاني و حسن روحاني در اين دوره صرف‌نظر کرد. حکايت لابي‌من‌هاي مجلس چهارم متفاوت از مجلس سوم بود. در اين مجلس با حذف تقريبا کامل جريان چپ، بار ديگر فرصت به لابي‌گرهاي راست‌گرايي چون حسن روحاني و محمدرضا باهنر رسيد. روحاني که حتي در دوره غلبه تفکرات چپ‌گرا بر مجلس، با تشکيل مجمع عقلا، نقش مهمي در بسيج نيروهاي سياسي در بيرون مجلس داشت، در اين دوره نيز رابط مجلس و گروه‌هاي سياسي به شمار مي‌رفت. همين وضعيت، در مجلس پنجم نيز تکرار شد، هرچند لابي‌گرهاي اين دوره، طيف تازه‌اي از محافظه‌کاران بودند که عمدتا نزديک به دولت سازندگي محسوب مي‌شدند. عبدا... نوري، علي اکبر ناطق نوري، مصطفي معين و فائزه ‌هاشمي در اين دوره مجلس نقش مهمي را در لابي ميان جريانات سياسي بيرون و درون مجلس عهده‌دار بودند. با روي کار آمدن مجلس ششم چهره‌هاي سنتي جاي خود را به نيروهاي تازه نفسي داده بودند که مي‌خواستند تغييرات اساسي ايجاد کنند؛ همين زمان بود که چهره‌هايي مانند بهزاد نبوي، محمدرضا خاتمي به مهمترين لابي‌ من‌هاي مجلس ششم معروف شدند. البته هرچند قدرت نفوذ اين افراد با ديگران قابل مقايسه نبود اما مجلس ششم سلبريتي‌ها ديگري هم مانند محسن صفايي فراهاني و محسن آرمين را نيز داشت که نقش پررنگي در معادلات پارلماني بازي مي‌کردند. با تحولات سياسي مربوط به پايان دوره ششم که به ردصلاحيت جمع زيادي از نمايندگان اصلاح‌طلب انجاميد، در اين دوره، نقش لابيست‌هاي راست‌گرا بار ديگر برجسته شد و اين بار جريان موسوم به آبادگران، در رايزني‌هاي پارلماني دست برتر را در اختيار داشتند. محمدرضا باهنر يکي از نمايندگاني بود که از همان مجلس دوم تا مجلس نهم در پارلمان حضور داشت؛ زير و بم‌هاي مجلس را خوب مي‌شناخت او که روند تاثيرگذاري‌اش از مجلس چهارم به خوبي آشکار شده بود از مجلس هفتم و کمرنگ شدن حضور اصلاح‌طلبان به اوج خود رسيد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی