اقبال يا عدم اقبال مردم، براي برخي که علاقه به نامزدي در انتخابات را دارند، اهميتي ندارد. احتمالا براي اين افراد مهم نيست که راي مردم را کسب کنند، زيرا کسي که 4 بار نامزد انتخابات شده و به هر دليلي انتخاب مردم نبوده است، اگر قصد خدمت به کشور و مردم را دارد، طبيعتا بايد عرصه ديگري را براي اين امر انتخاب کند. بعضي افراد يا بسيار مايل هستند که به جايگاه رياست جمهوري دست پيدا کنند يا خود را در اين جايگاه بسيار جدي ميبينند. ممکن است، افرادي که بارها نامزد انتخابات شدهاند، اين تصور را داشته باشند که در دوره بعدي انتخابات شرايط تغيير خواهد کرد و ميتوانند منشا خدمات باشند. عده ديگري نيز متوهم بوده و تصور ميکنند که اقبال مردم به آنان بالاست و مجددا زحمت نامزدي در انتخابات را به خود ميدهند. در خصوص اينکه چه اقدامي از دست اينان برميآيد، بايد گفت که اگر قصد، خدمت به مردم باشد، جايگاههاي مختلفي براي خدمترساني وجود داشته و تنها راه خدمت از طريق رياست جمهوري نيست. با اين حال مطابق آنچه در عرف سياسي وجود دارد، کسي که چندين مرحله در انتخابات حضور پيدا کند و علت مشخصي براي جلب راي به مردم ارائه ندهد، باز هم مورد استقبال قرار نخواهد گرفت. نامزدي مجدد در انتخابات، زحمتي است که اين افراد بر خود هموار ميکنند. با اين حال هيچ منعي درخصوص نامزدي مجدد در انتخابات وجود ندارد و کسي که ده مرتبه نيز راي نياورده، ميتواند مجددا در انتخابات حضور پيدا کند. نميتوان به اين افراد گفت که به انتخابات ورود نکنند و اين حق قانوني افراد است، مردم نيز حق قانوني دارند که راي خود را به چه شخصي بدهند. شايد افرادي که به عنوان چهره تکراري يا نظامي در انتخابات حضور پيدا ميکنند، معتقدند که در 1400 زمينه بهتري براي حضور آنان وجود دارد. اصولگرايان خود را بيشتر مورد اعتماد مردم ميدانند. چهرههاي تکراري نيز بيشتر در همين جريان حضور دارند. هرکس که يک يا دوبار در انتخابات حضور پيدا کرد و ديد که مردم اقبالي به او ندارند، عرف سياسي ايجاب ميکند که ديگر وارد اين معرکه نشود ولي عدهاي به جايگاه رياست جمهوري علاقه بسياري دارند که بيشتر نيز مربوط به جناح اصولگرا است. مشخص نيست که نامزدهاي پرتکرار انتخابات کار جدي ديگري براي انجام دادن ندارند يا انگيزه خدمت در آنها بسيار بالاست. بايد از محسنرضايي پرسيد که اگر راهکاري براي رفع مشکلات اقتصادي در دست دارد، چرا در چهار دوره پيش که نامزد انتخابات بود، آن را ارائه نداديد. او در انتخابات پيشين نيز روي راهکارهاي اقتصادي مانور ميداد اما هرگز راهکار دقيقي براي اين مسائل ارائه نداد. بهنظر ميرسد، سخنان ايشان مبني بر رفع مشکلات اقتصادي، بيشتر پروپاگانداي اقتصادي است و او نيز چيز خاصي براي ارائه در اختيار ندارد. وضعيت اقتصادي کشور زواياي پنهاني ندارد و اين سخنان تنها تبليغاتي است. در عرصه اقتصاد کسي به عنوان صاحبنظر به او رجوع نميکند که به خود لقب طبيب اقتصاد بدهد. اين افراد به دليل آشفتگي فراوان وضعيت اقتصادي کشور تصور ميکنند، مردم هم بدون ارائه برنامه از آنها استقبال خواهند کرد.