آرمانملي- محمدسياح: دولت تصميم گرفته تا با اعطاي برق رايگان به کممصرفها بهنوعي از آنها حمايت کند، اما موضوع اصلي اين است که بسياري از خانوادهها با مصرف معمولي هم بيش از ميزاني که دولت تعيين کرده برق مصرف ميکنند و شايد بهتر بود اين يارانه را صرف توسعه اقتصادي کنند تا بتواند با رشد شاخصهاي اقتصادي باعث بهبود سرانه درآمدي کشور شود تا مردم معيشت بهتري داشته باشند و تورم نتواند بيش از اين به آنها فشار وارد کند. در همين زمينه «آرمانملي» گفتوگويي با حميدرضا صالحي، رئيس کميسيون انرژي اتاق ايران داشته که در ادامه ميخوانيد.
دولت اعلام کرده که قبض برق 30 ميليون ايراني را رايگان خواهد کرد، آيا اين موضوع امکان دارد يا خير؟
اين ميزان حدود 38 درصد جمعيت ايران را تشکيل ميدهد، سقف برق عموميکه براي رايگان شدن قبض برق اعلام شده 80 کيلو وات است که عدد آن چندان هم بالا نيست و ممکن است يکسري از مردم در برخي روستاها يا جاهاي دور افتاده يا افرادي که به نوعي در خانه به ميزان کمتري حضور دارند يا تعداد نفرات آنها کم است را شامل شود. با توجه به متوسط مصرف برق يک خانواده چهار نفره با مصرف متعادل و حداقلي نظير يخچال، تلويزيون، برق عمومي ساختمان، گرمايش و سرمايش بعيد بهنظر ميرسد که 30 ميليون نفر در اين موضوع گنجانده شوند. مسلما دولت هدفي را دنبال ميکند که شايد با اعطاي کمک تسهيلاتي براي نصب سامانههاي خورشيدي يا سامانه پنج کيلوواتي که از قبل صحبت آن شده بود، اين هدف دنبال ميشود. قرار بود با کمک اين تسهيلات و همچنين سرمايهگذاري خانوادهها اين پنلها روي سقف ساختمانها نصب شوند تا افزايش مصرف آنها از اين منبع تامين شود و در گروه 80 کيلووات قرار بگيرند و بتوانند از مزاياي برق اميد استفاده کنند. شايد منظور اين باشد که عدهاي هم با سامانههاي خورشيدي ميتوانند در اين گروه 80 کيلوواتي يا برق اميد قرار بگيرند که اين ميسر است.
طرح پنل خورشيدي خيلي موفق نبوده و حتي ساختمانهاي دولتي هم خودشان هنوز به اين پنلها مجهز نشدند، وقتي اين طرح شکست خورده چطور ميتواند به کاهش مصرف کمک کند؟
براساس قانون ادارات دولتي بايد 20 درصد برق خود را از پنلهاي خورشيدي تامين کنند و سامانهاي هم براي دادن تسهيلات به مردم و نصب اين پنلها راهاندازي شود. ولي دليل اينکه چرا استقبال نشده اين است که هزينه سرمايهگذاري بيشتر از نرخ خريد برق بود. سخنگوي توانير گفته «براي اينکه عده بيشتري بتوانند در طرح برق اميد قرار بگيرند بايد طرح خود تاميني برق را جلو ببريم» که منظور نصب پنلهاي خورشيدي است تا با ميزان مصرف و تبادل برق در شبکه کنتور آنها زير 80 کيلووات باشد و باعث شود که در برق اميد قرار بگيرد.
ساليان متمادي است که براي حاملهاي انرژي يارانه پرداخت ميشود، نميشد اين يارانهها به شکل ديگري که به نفع مردم باشد هزينه شوند؟
مدتهاست که روي برق، آب، گاز و خيلي از حاملهاي انرژي يارانه ميدهيم و اين سياست يارانه دادن عملا اقتصاد ما را بهنوعي از رقابتپذيري خارج کرده و باعث شده تا جايگاه صنعت برق تضعيف شود؛ تضعيف صنعتي که بايد زيرساخت همه صنايع از جمله فولاد، سيمان، پتروشيمي و پالايشگاهها باشد صحيح نيست. بسياري از کشورها براي اينکه در راه توسعه، قرار گيرند و از نظام يارانهاي به سمت نظام واقعي اقتصاد حرکت کنند تا اقتصادشان جان بگيرد و در پرتوي اين جان گرفتن، اشتغال ايجاد شود، بايد اصلاح اقتصاد را دنبال کنند. اين کشورها به طبقات ضعيف و مستمند مانند افراد تحت پوشش سازمانهاي حمايتي کمک مستقيم ميکنند که حتي ميتواند به صورت اعطاي برق باشد. مثلا در ترکيه هر ماه تا 140 کيلووات به خانوادههاي کمبضاعت و نيازمند کمک و به همه برق داده ميشود ولي بقيه در راستاي حرکت به سمت واقعيسازي اقتصاد برق، قيمت واقعي حاملهاي انرژي را پرداخت ميکنند. يعني همين کاري که در برنامه سوم به خوبي انجام ميشد و حتي خاموشي هم نداشتيم و سرمايهگذاري در اين صنعت هم انجام ميگرفت ولي در برنامه چهارم به بعد واقعيسازي قيمت حاملهاي انرژي متوقف شد. بايد همين کار را بعد از چند سال تاخير دوباره انجام بدهيم.
برق اميد نميتواند در اين راستا خللي ايجاد کند؟
دقيقا، مگر اينکه اصلاح انجام شود، يعني اين برق با يک رنج مناسبتري به دهکهاي نيازمند داده شود. مشکل مردم قيمت برق نيست امروز يک خانواده چهار نفره نهايتا 40 تا 50 هزار تومان پول برق ميدهند که اين هزينه به اندازه قيمت چهار بسته پفک است! اينکه بخواهيم با برق اميد بگوييم که فرصتي براي مردم ايجاد کردهايم درست نيست، نميتوانيم اين کار را در افکار عمومي بهعنوان فرصت اقتصادي يا کمک معيشتي تعريف کنيم. ما بايد اقدامي انجام دهيم که قدرت خريد مردم افزايش پيدا کند و کاري کنيم که مردم بتوانند گوشت 120 هزار توماني و مرغ 40 هزار توماني بخرند يا معيشت خود را تامين کنند. بنابراين با سوبسيدي که به قيمت برق ميدهيم مشکلي را حل نميکنيم. اگر واقعا ميخواهيم موتور توليد را تقويت کنيم و بيشتر به چرخش در بياوريم بايد رقابتپذيري را بيشتر کنيم. براي بالا بردن رقابتپذيري بايد رانت و سوبسيدهاي اضافي را حذف کنيم و با توجه به تمام انتقاداتي که به سياست ارز 4200 شده است، اين سياست بايد اصلاح شود. کشور ما جزو رتبههاي اول اعطاي يارانه انرژي در دنياست و براساس اطلاعات موجود، يارانه انرژي در ايران چيزي حدود 45 ميليارد دلار در سال است. در صورتي که همين يارانه ميتواند صرف معيشت مردم شود تا آنها را قدرتمند کند، سرانه درآمد و توليد را افزايش دهد و توليد را قوي کند و GDP قدرت بگيرد تا تورم به مردم فشار وارد نکند. بايد هنر و توانايي دولت در اين راستا خودش را نشان دهد نه اينکه 40 هزار تومان از يک خانواده نگيرد يا از آن طرف 40 هزار تومان سوبسيد بدهد؛ امروز فاصله طبقاتي و خط فقر بالاي 10 ميليون تومان قرار گرفته است پول برق و يارانه 40 هزارتوماني چه کمکي به يک خانواده خواهد کرد!