آرمان ملي- ياسمن طالقاني: دور از انتظار بود که روزي علي دايي اسطوره فوتبال ايران قصد ترک وطن کند اما ظاهرا اين محال در حال تبديل به واقعيت است. طي هفتههاي اخير خبر احتمال حضور علي دايي در تيم اورتون انگليس، به سوژه داغ رسانههاي داخلي و برخي رسانههاي معتبر خارجي بدل شده است و همگان در انتظار آن بودند تا با توجه به اينکه مالکيت باشگاه اورتون در اختيار يک شخصيت ايراني به نام فرهاد مشيري است، واکنش علي دايي را به اين خبرسازيها بدانند؛ با اينکه برخي رسانهها پيشنهاد اورتون را صرفا يک گمانهزني يا شايعه خواندند اما خود علي دايي نيز اين پيشنهاد را تاييد کرد. دايي در توضيح پيشنهاد ارائهشده از سوي باشگاه اورتون گفته است: «بله، باشگاه اورتون به من لطف داشت که پيشنهاد همکاري داده است؛ در صورت فراهم شدن شرايط براي صحبت و مذاکره به انگلستان خواهم رفت تا ببينيم به چه صورت براي همکاري ميتوانيم به توافق برسيم.» او در عين حال گفت: «هيچ موقع به مهاجرت از ايران فکر نکرده و نميکنم. خيلي وقت است که شرايط انجام اين کار را هم دارم. اما هيچوقت دوست ندارم اين آب و خاک عزيز را به قصد زندگي در کشور ديگري ترک کنم. اما خب براي کار و بهخصوص علاقه من که فوتبال است امکان دارد که به خارج بروم. مثل گذشته که براي بازي در بايرن مونيخ، بيلهفلد، هرتابرلين يا برخي تيمهاي عربي، در خارج از کشورم زندگي کردم.» علي دايي در فوتبال ايران و آسيا يک برند ارزنده محسوب ميشود و دوست و دشمن براي حفظ و نگهداري از اين برند، اتفاقنظر دارند. دايي زبان تندي دارد، اما هيچ گاه از دايره منطق خارج نشده و بعيد است فوتبال ايران به اين زوديها ستارهاي همچون او که در تحصيلات آکادميک هم بالاترين سطوح را در بهترين دانشگاه کشور پشت سر گذاشته، تکرار کند. او ميتواند بهدرستي يک الگو براي نسل آينده ورزش ايران و سفيري برجسته براي همه ايرانيان باشد و گرفتن اين فرصت از ميهن کار خردمندانهاي نيست. 26 آذر 1375، مرحله يکچهارم نهايي جامملتهاي آسيا در امارات متحده عربي، ايران و کرهجنوبي. دو حريف سنتي در اين رقابتها. در آن بازي نتيجهاي رقم خورد که خوشبينترين اهالي فوتبال و فوتبالدوستان ايراني هم تصور آن را نميکردند. علي دايي آن روز چهار بار دروازه حريف را باز کرد تا اشک سرمربي چشمباداميها روي نيمکت، توجه همگان را به خود جلب کند. آن بازي و آن نتيجه سرآغازي شد براي حضور فوتباليستهاي ايراني در سطح اول فوتبال اروپا.
اينبار ديگر شايعه نيست
بارها شايعه خروج علي دايي از ايران منتشر شد مانند خرداد 90 که برخي سايتها نوشتند: «علي دايي سرمربي فصل گذشته پرسپوليس از سالهاي دور کارهاي مربوط به اقامت خود در آمريکا را انجام داد و هماکنون شهروند اين کشور به حساب ميآيد. در روزهايي که آتش اختلافات ميان مايليکهن و دايي شعلهور بود، مايليکهن به انتقاد از حضور ورزشکاران در آمريکا پرداخت و در مصاحبهاي بلندبالا عنوان داشت اگر ما با آمريکا مشکل داريم به چه علت ورزشکارانمان براي رفتن به ينگه دنيا سر و دست ميشکنند؟!» يا در خرداد 96 بود که ورزش سه مدعي شد: دايي که در دو هفته گذشته در کلاس مربيگري پروفشنال حضور داشت، فهرست بازيکنان مدنظر خود را به باشگاه داده و براي سفر عازم آمريکا شده است.» نشريه سان انگليس چند روز قبل نوشته بود: «اورتــون آمــاده ارائــه پيشــنهاد هدايــت کاري بــه علــي دايــي اســت. مهاجــم سـابق بايــرن مونيــخ کــه عنــوان بهتريــن گلــزن ملــي تاريــخ جهــان را در اختيــار دارد، قهرمانــي بوندسليــگا در ســال 1999 بــا بايــرن را بـه دسـت آورده و سـابقه حضـور در تيمهـاي هرتابرليـن و آرمينيــا بيلهفلــد را در کارنامــه دارد» سـان در معرفـي علـي دايـي، بـه حضـور او بـهعنوان سـرمربي تيـم ملـي ايـران و شـش تيـم فوتبـال باشـگاهي ايــران اشــاره کــرد و در ادامــه نوشــت: خبرهــاي رســيده از آلمـان نشـان ميدهـد اورتـون مذاکـرات خـود را بـراي شــروع همــکاري بــا ايــن ســرمربي 51ســاله آغــاز کــرده اســت. علــي دايــي در حــال حاضــر مديريــت کمپانــي شــخصي توليــد پوشــاک ورزشــياش را برعهــده دارد و آخريــن کار ســرمربيگري او بــه حضــورش در باشــگاه سـايپا برميگـردد.
چرا عزم ترک وطن کرد؟
فعاليت فوتبالي علي دايي ضربه بزرگي به فوتبال ايران است اما چرا او قصد ترک وطن دارد. همگان از رفتاري که با او شد و نامهربانيهايي که در حقش روا شد خبر دارند. مشکلاتي که پيشتر در باشگاه سايپا برايش به وجود آوردند و دست آخر شايعاتي که خبر از محروميتش در ايران ميدهد، همگي ميتواند انگيزهاي براي علي دايي براي رفتن به اورتون باشد. مرداد سال 88 بود که خبر رسيد باشگاه نيوکاسل قرار است علي دايي را بهعنوان سرمربي انتخاب کند؛ آن زمان يک بازرگان ايراني مقيم امارات به نام سيروس محجوب قصد خريد باشگاه نيوکاسل را داشت و ميگفتند گزينه اولش براي هدايت اين باشگاه علي دايي است. اگرچه آن اتفاق ميسر نشد ولي به نظر ميرسد بيشباهت به شرايط اين روزهاي مديريت در اورتون و جايگاه علي دايي در فوتبال دنيا نباشد؛ اينکه بالاخره دايي ميتواند براي مديران ايراني در سراسر دنيا سودي چندوجهي داشته باشد. علي دايي ناراحت است؛ در ايران با او نامهرباني شده و ميگويند دستور از بالا آمده که تيمي نداشته باشد. اينها همگي انگيزه لازم را به علي دايي براي رفتن ميدهد ولي انگيزه کافي را نه! او پيشتر گفته فوتبال همهچيزش نيست؛ يعني بايد وضعيت خانوادهاش را در نظر بگيرد و به غير از آن، به کارهاي بيزينسي که اين روزها بعد از دورياش از فوتبال راه انداخته بيشتر برسد.
حسرت رفتن علي دايي
او عاشق فوتبال است و ميگويد: «به هيچ عنوان به پست و مقامهاي مديريتي علاقهاي ندارم. از اين مسائل فراري هستم. دوست دارم راحت و آزاد باشم. راجع به زندگيام خودم تصميم بگيرم. شما ديدهايد که هيچ وقت خودم را وارد مجموعهاي نکردهام که ديگران بخواهند براي روند کاريام تصميمگيري کنند. اينکه ساعت کاري مشخص داشته باشم که مجبور باشم، جايي پشت ميز بنشينم. پشتميزنشيني با روحيات من سازگار نيست.» اما ظاهرا مسئولان فوتبال کشور قدر او را نميدانند و تمايلي ندارند شهريار فوتبال ايران بر نيمکت سرمربيگري تيم ملي بنشيند. دايي ميگويد: «ابتداي شروع به کار دولت فعلي پيشنهاد قبول پُست وزارت ورزش را داشتم. سه مرتبه هم با من در اين خصوص صحبت شد. مديران ايافسي با من صحبت کردند که در انتخابات فدراسيون فوتبال شرکت کنم. اما شرايط ما به گونهاي نيست که علي دايي بتواند چنين پيشنهادهايي را بپذيرد. به همين دليل من اصلا به اين مسائل و ورود به مديريت کلان ورزش و فوتبال فکر نميکنم. دوست دارم آزاد باشم و براي وقتم خودم برنامهريزي کنم.» حالا او ميرود تا با هر شکست تيم ملي گفته شود: «کاش علي دايي بود!!!!»