بستن
کد خبر: ۱۰۰۴۰۰۰

جای دیگه نگو

جای دیگه نگو
مه‌سیما احدی

 

 

 

هميشه فکر مي‌کردم چه‌جوري مي‌شه که يه‌کلمه معني و کاربردشو از دست مي‌ده؟ديگه نمي‌شنوي کسي به زبون بياره يا جايي بنويسش!

مثل همين حالا، وارد مرحله‌اي از زندگي شديم که ديگه نه تبريک معنايي داره و نه حتي تسليت!

مي‌شنوي پسر فلاني دانشگاه قبول شده، مي‌پرسي: «از اين مجازيا ديگه؟ عجب گرفتاري شدن بچه‌هامون!»

دخترفلاني عقد کرده: «تو اين کرونايي؟چه سرخوشن مردم!»

شوهر اخترخانوم از کرونا مرد: « بيماري زمينه‌اي داشت؟ بچه‌هاش نبايد مي‌ذاشتن بره بيرون از خونه».

سه نفر توي سيل جنوب گم شدن: «‌ديگه مگه پيدا مي‌شن؟ بشن هم کلي مريضي از فاضلاب گرفتن.»

و هزار تا جمله خبريه ديگه که نه‌تنها تبريک و تسليتي پشتش نيست بلکه گوينده رو هم پشيمون مي‌کنه از گفتن که «اينجا گفتي، جاي ديگه نگو!» ولي در عوض گاهي هم کلماتي ميان توي ادبيات‌مون که تا به خودت مياي مي‌بيني اگه روزي يکي دو بار به کار نبريشون به اندازه کافي آدم‌حسابي نيستي.

مثلا همين «محکوم کردن».

چند وقته باب شده و عجيب روي بورسه! از صبح که هنوز زير لحافي تا شب که زمانِ رجعتِ مجدد به همون منطقه مي‌شه، مي‌توني ازش استفاده کني. از شما چه پنهون که يه‌عده واسه استفاده از همين کلمه حقوق مي‌گيرن.

فکرشو بکن!

با قاشق افتادي به جون قابلمه و ته‌ديگ‌شو مي‌تراشي که مي‌بيني يه‌عکس تر و تميز ازت نشون مي‌دن توي شبکه خبر و گزارشگر برنامه مي‌گه:

«‌رئيس‌جمهور اندونزي تأکيد کرد، ما اين اقدامات را قويا محکوم مي‌کنيم...»

ديگه يادت مي‌ره قرار بود آبِ خورشت بريزي روش و با اون يک‌چهارم پيازي که نگه‌داشته بودي بزني بر بدن. قابلمه و دستاوردهاتو کنار مي‌ذاري و گوشي به دست مي‌شي و پيام‌هاي رسيده در وصف شجاعت و جسارت‌تو مي‌خوني:

« آقا دم شما گرم‌« «بالاخره يکي حرف زد» «شيري که خوردي حلالت» و..‌ به همين سادگي!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی