هر ازگاهي حضور غيرمعمول يک جانور در گوشهاي از تهران در بين خبرها جلب توجه ميکند و هر کسي را به ياد انيميشن «ماداگاسکار» مياندازد. جانوري که نه خيابانهاي پر ترافيک پايتخت، زيستگاه معمول آنهاست و نه سر و صدا و ازدحام مردم براي آن جانوران منظرهاي آشنا و متداول است. سگ، گربه، موش، از جانوران زميني و کلاغ و قمري و سار و يا کريم، گنجشگ از پرندگان حاضر در تهران هستند و چشمها بهديدن آنها خو گرفتهاند. اما گاهي در بعضي از مناطق شهر برخي حيواناتي ملاحظه ميشوند که علاوه بر تعجب، موجب وحشت و ترس اکثر شهروندان ميگردند. جانوراني که نه زيست بومشان فلات ايران است و نه حضورشان در کوچه و خيابان شهرهاي شلوغ امري طبيعي است. گاهي برخي از افراد از روي هوس زود گذر يا احساسات کودکانه اقدام به خريد اينگونه جانوران وحشي کرده و پس از مدتي يا از وجود آنها خسته و دلزده ميشوند يا از پس هزينههاي سنگين تغذيه آنها برنميآيند. گاهي نيز خانههاي آپارتماني فضاي مناسبي براي نگهداري از اين حيوانات زبان بسته نيست. مار «بوآ» با طول چهار- پنج متر طول در برخي خانهها، هر بينندهاي را تا در اتاق ccu ميکشاند. روزانه دو يا سه خرگوش زنده بايد در سفره اين مار بگذاريم و دماي محيط و ساير ضوابط نگهداري آن بسيار دشوارتر از پرستاري از 10کودک است، تازه هزينههاي پزشکي و درماني اين جانور حکايت مفصل و جداگانهاي دارد. همچنين کرکس، جغد، ميمون گرفته تا ايگوو و انواع پرندگان وحشي در زنجيره اين حکايت قرار دارند. پيدا شدن سه توله شير در چمنهاي کنار بزرگراه آزادگان نيز، عجايب جانوري شهر را تکميل ميکنند. قيمتهاي گزافي که برخي نو کيسهگان براي خريد اينگونه جانوران پرداخت ميکنند، محرکهاي بزرگي براي قاچاقچيان بينالمللي است، گاه براي بعضي از اين حيوانات ميليونها تومان پرداخت ميشود. شکل و نحوه وارد نمودن اين جانوران، نيز خود نياز به مباحث گسترده و جداگانهاي دارد. اما علت اصلي نوشتن اين يادداشت، اشاره به نکته مهمي است که در چند روز اخير نقل مجالس فضاي مجازي و سايتهاي مختلف خبري گرديده و اينستاگرام با ميانداري اين جنجالها سعي در گرم کردن تنور شايعات دارند. درياچه خليجفارس يکي از جاذبههاي گردشگري تهران بوده و با پاساژها و مغازههاي اطراف خود يکي از مراکز جذاب براي شهروندان تهراني و مسافرين گرديده است. در چند روز اخير شايعه وجود تمساح در درياچه موجب تحريک حس کنجکاوي بخشي از شهروندان و وحشت گروهي ديگر گرديده، البته در اينکه گزارش نگهداري يک تمساح توسط يکي از شهروندان چند سال پيش در يکي از جرايد منعکس گرديده بود، نميتوان بيرابطه با اين قضيه دانست. اما دليل وجود يک تمساح ديگر در تهران آنهم در يک قطب گردشگري موضوع کم اهميتي نيست. حضور يک جانور خطرناک در درياچه گردشگري چيتگر، دو اثر بر رفتار شهروندان دارد؛ اول آنکه عده زيادي از شهروندان بهخاطر حس کنجکاوي به درياچه مراجعه و ممکن است حرکت هر برگ و چوبي را روي آب به وجود حرکت تمساح بنمايند. عدهاي ديگر که اکثريت قابل توجهي دارند با ايجاد فضاي ترس و وحشت باعث کاهش مراجعان و بازديدکنندگان از اين مرکز تفريحي ميگردند. با توجه به شرايط زيست بوم اين جانور، نبودن حاشيه و کناره در درياچه براي خروج و آفتابگيري تمساح، همچنين سرماي آب درياچه و فقدان غذاي اين جانور در اين مکان، امکان وجود اين جانور در آنجا تقريبا صفر است. در جهت جلوگيري از زيانهاي مختلف به اين مکان و نقاط اطراف آن، رسانهها و بعضي از دستاندرکاران بايد با متقاعد نمودن مردم به کذب بودن اين موضوع، آرامش را به اين محيط برگردانند. کاري که معاون محترم سازمان محيط زيست، با مصاحبه خود انجام داد و جاي بسي تشکر دارد. در مقابل تاکيد و اصرار يکي از اعضاي محترم شوراي شهر تهران، دال بر وجود يک تمساح در درياچه موجب ايجاد ترس و وحشت گرديده و هسته اوليه اين شايعه را بهوجود آورد. لازم است در اين فضاي آشفته اضطراب آلود کرونايي، بهفکر آرامش و نشاط هر چه بيشتر مردم بود و اجازه ندهيم هرکس بتواند اينگونه با روح و اعصاب مردم بازي کند.