بستن
کد خبر: ۱۰۰۳۵۰۳

به یاد بازیگر طنز

به یاد بازیگر طنز
رضا رفیع

يادش به خير. زمستان 96 بود که ساعتي دور هم نشستيم و چاي نوشيديم. آمده بود تا مهمان برنامه شبي با عبدي باشد که من هم در آن آيتم يک مقام آگاه را بازي مي کردم. تيپي امنيتي به خود گرفته بودم که از همه چي آگاه بود و دو تا باديگارد هم داشت.

جناب ابراهيم آبادي، مثل هميشه متين و محترم و مهربان؛ با تگاهي جدي و عميق که در فيلم هايش هم چنين بود و مي‌نمود.

طبق معمول، هر از گاهي، منوجهر آذري عزيز، با سوت‌هاي بلبلي معروفش، باعث تفريح و تفرج خاطر دوستان مي‌شد. مجاني‌ترين سازي که نشان دادنش در تلويزيون هم بلااشکال است!

از اين جمعي که آن روز عصر در کنار هم بوديم و با هم گپ و گفت داشتيم، چند وقت پيش، سيدکمال طباطبائي عزيز و مهربان رفت که تهيه‌کننده پيشکسوت سينما و تلويزيون بود و از پي مرگ نابهنگام پسر دلبندش، ديگر انگار تحمل زندگي را نداشت و خود هم از پس او رفت تا آرام گيرد.

در اين برنامه شبي با عبدي، اصرار او بود که نگهم داشت، وگرنه من نمي خواستم باشم. از برنامه منبع موثق شب‌هاي من در شبکه چهار هم تعريف مي کرد و از حرفهايي که مي زدم. خلاصه تشويقم کرد باشم و بمانم. اما خودش رفت....

و اينک عزيزي ديگر نيز از اين جمع دوستانه، از ميان ما رفت تا لبخندهايش و مهرباني‌اش به يادگار وجود باصفايش بماند و همچنان، خاطر و خاطره‌هايش صفابخش مردم باشد، هرگاه که نقش‌آفريني‌هاي خوب او را در فيلم‌ها مي‌بينند.

اين چنين است که دکتر ژاله اصفهاني به زيبايي تمام گفته است:

زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست

هر کسي نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پيوسه به جاست

خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد.....

باري؛ مهم همين است که هنرمند در ياد و خاطره‌هاي مردمش به نکويي و محبوبيت بماند؛ وگرنه معروفيت که افتخاري نيست و کاري ندارد.

چه بسيار هنرمنداني که معروف‌اند، اما چون بيشتر دنبال مصالح و منافع خود هستند در همان فاز معروفيت قفل مي‌کنند و از محبوبيت‌شان خبري نيست. باشد که خدا به همه ما توفيق دهد که چنين باشيم و چنان نباشيم که شرحش رفت. تا روزي که مي رويم، به نيکي از ما ياد کنند و با لبخند و شيريني و موسيقي...... که فرمود:

ز عاشقان به سرود و ترانه ياد آريد....

و نيز:

بر سر تربت من با مي و مطرب بنشين

تا به بويت ز لحد، رقص‌کنان برخيزم

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی