بستن
کد خبر: ۱۰۰۳۴۵۳

پیامد سوءمدیریت و عدم شفافیت

پیامد سوءمدیریت و عدم شفافیت
رضا جعفری کارشناس ارشد جامعه‌شناسی

همزمان با استقرار حکومت‌ها و تشکيل دولت، نهادهاي متناسب با اهداف و استراتژي‌هاي مشخص، در رسيدن به آنچه که به قدرت رسيدگان علي‌العموم از آن «خدمت به کشور» ياد مي‌کنند، شکل مي‌گيرد که با گذشت زمان و تغيير شرايط اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي و مشخص شدن ميزان کارآيي هر نهاد، مؤسسه، سازمان و… به اصلاح، حذف و يا افزايش و گسترش آنها مبادرت ورزيده تا به‌عنوان يک سيستم، برون‌دادي کارا در راستاي توسعه، خدمت‌گزاري و در يک کلام سلامت، رفاه و آسايش شهروندان داشته باشد. با حاکميت يافتن جمهوري اسلامي در سال 57 در کشور، در راستاي حذف بيداد ستم‌شاهي و رسيدن به هدف مذکور - که پس از جنگ تحميلي بر شيپور آن بيشتر دميده شد- نه‌تنها نهادهايي چون جهاد سازندگي، کميته امداد و… شکل گرفت که کساني با داعيه خدمت‌گزاري و تبليغات فراوان در بزنگاه‌هاي نياز و از جمله انتخابات مجلس و رياست‌جمهوري، مردم را به پاي صندوق‌هاي رأي کشانده و پس از سوار شدن بر مرکب مراد، با فراموشي وعده‌ها از يک‌سو و عدمِ تخصص، ناکارآمدي و نابلدي- بدون هرگونه عِرقِ مردم‌دوستي و مسئوليت‌پذيري- از سوي ديگر، با جناح‌بندي‌ها و به راه انداختن دعواهاي سياسي در راستاي باقي ماندن بر مسند قدرت، با هدف برخورداري از تنعمات دنيوي، به جاي خدمت‌گزارِ مردم بودن، به خدمتِ خود، حزب و جناح وابسته شان مي‌پردازند و نتيجه آن مي‌شود که پس از 4 دهه از استقرار نظام جمهوري اسلامي و درحالي‌که براي توسعه يک کشور 30 سال زمان نياز است، با زورگويي‌هاي کشورهاي اروپايي و آمريکايي به دليل عدم استقلال-که از شعارها و اهداف انقلاب بود- حق برخورداري از انرژي هسته‌اي ايران از سوي غرب و آمريکا به مسأله و ابزار فشاري به نام برجام تبديل شده و با خروج آمريکا از آن، تورم و بيکاري نفس مردم را بريده، راه برون‌رفت در گريز از فشارهاي وارده را در روي آوردن به کشورهاي شرق چون شوروي و چين قرار داده‌ايم. با تکرار حوادث طبيعي چون سيل و زلزله در نقاط مختلف کشور و با وجود ايجاد ستادي چون مديريت بحران و اختصاص بودجه و امکانات مختلف، نه‌تنها دريغ از عبرت‌آموزي از تجارب گذشته، آينده‌نگري و برنامه‌ريزي در راستاي پيشگيري و کاهش آسيب‌هاي حاصل، که کوتاهي و عدم برعهده گرفتن هر يک از مسئولان ، دردي است جانکاه‌تر از آنچه که حوادث بر سر حادثه‌ديدگان آورده است. ورود کرونا به کشور هرچند ناگهان و غيرقابل پيش‌بيني اما با گذشت زمان به جاي کسب تجربه و مديريت علمي و تلاش در راه حفظ جان انسان به‌عنوان اشرف مخلوقات و مهم‌ترين سرمايه‌هاي کشور، سوء مديريت و عدم شفافيت سبب شده است تا ايران جزو ده کشوراولِ از دست رفتن جان هم‌وطنان به نسبت جمعيت کشور باشد و درحالي‌که جهان در رقابت بر سر دريافت واکسن در اولين فرصت و تزريق آن به صورت رايگان (چون افغانستان) و اعلام برنامه به صورت شفاف، واحد و واضح مي باشند، مسئولان بدون شفافيت با اظهارنظرهاي متفاوت، مردم را وعده آغاز واکسيناسيون از ابتداي فصل تابستان مي‌دهند و بسياري موارد ديگر( گراني‌هاي افسارگسيخته مرغ ، روغن،کره، برنج و... بسياري از مايحتاج ضروري مردم به غير از مسکن، خودرو، بهداشت و ...) که در حوصله اين نوشتار نمي‌گنجد و قريب به دو سوم جمعيت کشور گريبانگير آن مي باشند. همه اينها آيا جز سوء مديريت و ناشايستگي بوده که نتيجه‌اي جز وابستگي در پي نداشته است؟ و آيا جز نااميدي، گسست خانوادگي، اجتماعي و افزايش مسائل اجتماعي حاصل ديگري دارد؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی