در ميان بازار شلوغ گمانهزنيها از افرادي که قرار است نامشان در ميان کانديداهاي رياست جمهوري 1400 قرار بگيرد افرادي هم هستند که حاضر نشدنشان در اين ميدان را قطعي کردهاند. به جز برخي چهرهها که يا دائم الکانديدا هستند و يا براي اولين بار ميخواهند به کرسي رياست جمهوري فکر کنند، انتخابات1400 براي اهالي سياست به انتخاباتي پرريسک تبديل شده است و چرتکههاي سياسي براي برخي کساني که با «الف» تا «ي» سياست آشنايي دارند زنگ خطر را به صدا درآورده تا خود را از آتش رقابت دور کنند. ريسک انتخابات آنجا امان از اهالي آن ميبرد که اولا برخي تحليلها حاکي از تکرار انتخابات اسفند 98 و کاهش مشارکت سياسي دارد. البته با همه اين تفاسير هر روز ليستي از اردوگاه چپ و راست بيرون ميآيد که اسامي اغلب نام آشنا بر آن خودنمايي ميکند که قرار است در خرداد 1400 رداي کانديداتوري به تن کنند. هرچند بازار تائيد و تکذيبها نيز در اين ميان حسابي داغ است، اما نکته جالب افرادي است که عطاي کانديداتوري را به لقايش بخشيدهاند و قاطعانه گفتهاند قرار نيست در اين ميدان حاضر شوند و قريب به يقين کانديداتوري آنها از ميدان احتمالات خارج شده است. برخي هم گرچه خود از نيامدنشان ميگويند، ولي فضاي حاکم بر اين روزهاي سياست حکايت از آن دارد که شايد در دقيقه 90 تصميم خود را تغيير داده و وارد گود شوند.
در رداي قاضيالقضات
درست در شرايطي که خود را براي انتخابات مجلس 98 و ايجاد ساز و کاري که اصولگرايان را کنار هم و زير يک چتر قرار دهد، آماده ميکرد، با حکمي از سوي فرمانده کل قوا بر مسند قاضيالقضاتي نشست و ديگر از آن فضاي انتخاباتي فاصله گرفت. سيد ابراهيم رئيسي اکنون بر مسند قوه قضائيه نشسته است. البته راي 16 ميليوني او در رقابت با رئيس دولت يازدهم آنقدر اصولگرايان را به ساختمان پاستور نزديک کرده بود که تقريبا نتوانستند فکر او را از سر بيرون کنند براي همين هر از گاهي نام ابراهيم رئيسي و احتمال کانديداتوري او از دهان يکي از اهالي جناح راست به گوش ميرسيد. هرچند مهدي چمران نيز ميگويد هنوز صحبت رسمي با ابراهيم رئيسي صورت نگرفته است، اما از سوي ديگر مصباحي مقدم سخنگوي جامعه روحانيت مبارز عنوان ميکند رئيسي اعلام کرده است که قصد ورود به انتخابات رياست جمهوري را ندارد و ميخواهد در قوه قضائيه بماند.
پارلمانتاريست فيلسوف
يکبار سال 84 وقتي دولت سيد محمد خاتمي به پايان دوره هشت سالهاش رسيده بود، رياست سازمان صدا و سيما را کنار گذاشت و وارد گود رقابت براي رياست جمهوري شد تا بختش را در اين ميدان بيازمايد. همان زمان که صفي از کانديداهاي اصلاحطلب مقابل صفي از اصولگرايان رجزخواني ميکردند؛ در نهايت قرعه به نام محمود احمدينژاد خورد. البته اين پايان کار نبود و لاريجاني در انتخابات سال 86 و مجلس هشتم دوباره خود را در معرض انتخاب قرار داد و براي 3 دوره رياست مجلس را در کارنامه اش قرار داد و رکورد بيشترين رياست را در تاريخ پارلمان بعد از انقلاب به نام خود تمام کرد. از آنجا که زمزمههاي احتمال رياست جمهوري لاريجاني در سال 96 هم مطرح شده بود وقتي لاريجاني اعلام کرد نميخواهد ديگر نماينده باشد گمانهزنيها درباره کانديداتوري او در سال 1400 قوت گرفت. لاريجاني وقتي آب پاکي را روي دست حاميان اين اظهارات ريخت که گفت: «تکليف را روشن کنم که من براي انتخابات رياستجمهوري سال 1400 برنامهاي ندارم» البته علي مطهري هم که برادر همسر لاريجاني است چند ماه پيش گفته بود: «هرچند آقاي لاريجاني صراحتا نميگويد که کانديداي رياستجمهوري در سال 1400 است، اما اين احتمال را رد نميکند.»
لابيمن بهارستان
نايب رئيس چند دوره مجلس، چندسالي ميشود که خود را بازنشسته پارلمان کرده است. او بعد از هفت دوره نمايندگي مجلس نه در انتخابات مجلس دهم کانديدا شد و نه در انتخابات مجلس يازدهم. باهنر که سالها لقب لابي من مجلس را به خود اختصاص داده بود و تجربهاش در بين صندليهاي نمايندگي او را در عرصه سياست و چم و خمهاي زيادي آشنا کرد وقتي عرصه قانونگذاري را ترک کرد اين گمانه تقويت شد که شايد از همينجا کوچ باهنر به خيابان پاستور آغاز شود و قدم در مسير اجرايي بگذارد؛ و اين گمانهزنيها وقتي به انتخابات 1400 رسيد قدرت و قوت بيشتري گرفت، اما باهنر در برابر حرف و حديثها درمورد حضور احتمالياش در رداي کانديداتوري يک جمله بيشتر پاسخ نداد و گفت؛ «يکي از رسانهها شايعهاي در اين رابطه منتشر کرده بود که بنده همين جا قوياً تکذيب ميکنم و برنامهاي براي حضور در رقابتهاي انتخاباتي براي 1400 ندارم.»
پسران به نام پدران
پسر ارشد مرحوم آيتا...هاشمي رفسنجاني فقط در انتخابات سال 96 براي شوراي شهر تهران کانديدا شد، اما او هم بهتر از ديگران معادلات انتخاباتي را ميشناسد. هم پدرش بارها در انتخابات رياست جمهوري، مجلس و مجلس خبرگان کانديدا شده بود، هم به واسطه داشتن سمتهايي مثل رئيس دفتر رئيس جمهور و همچنين فعاليت حزبي با ماهيت انتخابات آشناست. محسن هاشمي با وجود آنکه در انتخابات شوراي پنجم توانست با يک ميليون و 138 هزار راي نفر اول و رکورددار پنج دوره انتخابات شوراها شود، اما در يک گفتوگوي راديويي به همه گمانهزنيها پايان داد و گفت: علاقهاي به اين کار ندارم. با وضعيتي که الان هست و شرايط بسيار سخت کشور، کسي که خود را کانديدا ميکند به قول غربيها بايد «سوپرمن» باشد. او همچنين در گفتوگوي تلويزيوني خود در شبکه تهران وقتي در برابر پرسش دوباره درباره انتخابات 1400 قرار گرفت گفت: من قصد شرکت در انتخابات ندارم؛ نه در شوراي شهر نه در رياست جمهوري. او همچنين اضافه کرد: من الان به 35 سال خدمت نزديک ميشوم و بازنشسته ميشوم. در نتيجه شهردار هم نميتوانم بشوم. پسر آيتا... جنتي نيز اگرچه برخلاف محسن هاشمي خود را همان يکبار هم در معرض راي مردم قرار نداده، اما او نيز به واسطه داشتن سابقه وزارت، سفير بودن و استانداري و حتي پدري که سالها دبير شوراي نگهبان و ناظر انتخابات بوده ميداند چه زماني بايد وارد انتخابات نشد. چنانکه چندي پيش در توئيتر خود نوشت، «هرکس هوس نامزدي 1400 را داشته باشد بايد در ميزان عقلش شک کرد.»