آرمـان ملي- محمدهادي عليمرداني: در نظامي مبتني بر مردمسالاري، اعتماد متقابل ميان مردم و مسئولان، زمينهساز تعامل سازنده و توسعه اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي کشور است. اعتماد مردم به نهادها و صندوقهاي راي، در کنار اعتماد حکومت به خواست و اراده مردم، امکان تحقق جمهوريت را فراهم ميکند. در روزهاي اخير، صحبت از اين اعتماد که عدهاي نيز آن را ازدسترفته يا در معرض خطر ميدانند، موضوع اظهارنظرهاي فراواني بوده است.
جمهوريت بر مدار اعتماد
«بناي جمهوري اسلامي بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است.» اين بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار اساتيد و دانشجويان در دانشگاه علم و صنعت، در سال 87 است. موضوع اعتماد مردم و حکومت از سالهاي ابتدايي انقلاب مطرح بوده و تاکيدات فراواني در اينباره وجود دارد. بر اين اساس، کاهش اعتماد يک معضل به حساب ميآيد. کاهش مشارکت مردم در انتخابات مجلس دوم اسفند، موج نگرانيها را به اين سمت هدايت کرد که اعتماد مردم خدشهدار شده و اکنون در ماههاي منتهي به انتخابات رياستجمهوري، اين نگرانيها فزوني گرفتهاند. اسفند سال گذشته عباس عبدي، فعال سياسي اصلاحطلب در يادداشتي نوشت: «کساني که گفته بودند در انتخابات شرکت نميکنند، به دلايل عدم شرکت خود نيز اشاره کردهاند. 44 درصدشان به عدم تاثيرگذاري انتخابات در بهبود وضعيت کشور اشاره کردهاند. 20 درصد به بياعتمادي به برگزارکنندگان، 12 درصد به نبود نامزد موردعلاقه خود يا رقابتي نبودن انتخابات و 24 درصد بقيه نيز يا پاسخ ندادهاند يا به شواهد ديگري اشاره کردهاند. در حقيقت قضيه روشن است. ميتوان گفت مشکل و ايراد اصلي براي مردم ديگر ردصلاحيتها هم نيست. نه اينکه اين مساله مهم نيست، بلکه به دليل تکرار تبديل به ناکارآمدي نهاد انتخابات شده است.»
چه کسي مردم را بياعتماد کرد؟
چندي پيش عليعسگري، رئيس سازمان صداوسيما در اظهارنظري چالشبرانگيز گفت: «آخرين نظرسنجيها نشان ميدهد که رسانه ملي جايگاه ويژهاي ميان مردم هم از منظر اعتماد عمومي و هم ميزان مراجعه و علاقهمندي دارد.» اين سخنان که بيان آنها با انتشار سندي همراه نبود، بسياري از فعالان سياسي و فرهنگي را متعجب کرد. نکته جالب توجه اينجاست که نقش مراجع اطلاعرساني، خصوصا صداوسيما در کاهش اعتماد ملي پررنگ دانسته ميشود. پس از انتخابات اسفند 98، حسين مرعشي، سخنگوي حزب کارگزاران طي گفتوگويي در مورد اعتماد عمومي مردم گفت: «بياعتمادي عمومي، معلول ترکيب چند مساله با يکديگر است؛ در سطح جهان نظام اطلاعرساني به تحولات وسيعي دچار شده است و نهادهاي مرجع شامل خبرگزاريها، روزنامهها و صداوسيما، در زمينه اطلاعرساني جايگاه، نقش و مرجعيت خود را از دست دادهاند و محيط مجازي بهعنوان نهادي خودساخته بهصورت بيمحابا و بدون کنترل و محدوديت جايگزين آنها شده است. اين حجم وسيع اطلاعات درست و نادرست که به مردم منتقل شده، مردم را نسبت به اصالت روايت و آمارهاي نهادهاي مرجع قديمي ازجمله مسئولان بهشدت بدبين کرده است. در واقع ما با يک بياعتمادي جهاني در بحث اطلاعرساني مواجه هستيم که فقط خاص ايران نيست.»
صداوسيما بيطرف شناخته نميشود
يکي از نکات موردمناقشه درباره عملکرد اين سازمان، گلايههاي دولت از اطلاعرساني نشدن دستاوردهاي دولت در صداوسيماست. حال آنکه اين رويکرد درباره دولت اصولگراي احمدينژاد وجود نداشت. دولت فعلي بارها از صداوسيما براي بايکوت اقدامات دولت گلايه کرده است. مرداد سال جاري حسن روحاني در همين باره اظهار داشت: «وقتي صداوسيما خبري ميدهد، دنيا بهعنوان خبري که مورد قبول نظام است ميشنود. اگر روزنامه يا سايتي بخواهد حرفي بزند حتي خبرگزاريها اگر رسمي باشند، باز جايگاه رسانه ملي و صداوسيما را ندارند.» او در ادامه افزود: «در دولتهاي قبلي هم هر سال برق را اضافه ميکردند ولي صداوسيما آنچه در اين هفت سال شده را با دولتهاي ديگر مقايسه کند و اين مقايسه درسآموز خواهد بود.» متاسفانه گلايههاي مختلف از اين سازمان هنوز پابرجا بوده و بهنظر ميرسد که اين نهاد تاکنون عملکردي جناحي از خود نشان داده است. در اين راستا يک فعال سياسي اصلاحطلب در خصوص آسيبهاي بياعتمادي براي کشور اظهار داشت: نکته قابل تامل اين است که در وضعيتي که لازم است همه در کنار يکديگر قرار بگيرند، مردم به سيستم اعتماد چنداني ندارند که چنين حالتي حتما هزينههايي گزاف ميتواند داشته باشد و تبعات جبرانناپذيري را تحميل ميکند. نجفقلي حبيبي گفت: در چنين حالتي لازم است، سيستم درباره رابطهاش با مردم به راهکار مناسبي برسد تا اعتماد مخدوششده ترميم شود. بههرحال واضح است که بياعتمادي ميتواند مانعي بلند براي تحقق هدفهاي تعيينشده باشد. يکي از راههاي پررنگ شدن اعتماد شفافسازي درباره همه موضوعهاست و عدم شفافيت باعث دلسردي مردم ميشود. وي افزود: صداوسيما رسانهاي بيطرف شناخته نميشود، به همين دليل وقتي مردم از تلويزيون اخبار صحيح را نميشنوند و بهطور آشکاري فعاليتهاي صداوسيما را در خدمت جريان خاصي ميبينند، طبيعي است بهقدري بياعتماد ميشوند که حتي توصيههاي کرونايي را که از صداوسيما مطرح ميشود جدي نگيرند. اين استاد دانشگاه تصريح کرد: هدف اصلي و اولويت انقلاب اسلامي تشکيل نظامي براساس اراده عمومي بود که اين مهم تا حد زيادي تحقق پيدا کرده است. اي کاش برخي از ندانمکاريها و تحرکات يکجانبهگرايانه هم تمام شود تا شاهد رابطه مطلوبتر مردم با حاکميت باشيم و فضا بدتر از اين نشود.