خانم فرامرزي همسرش آقا مسعود را به زور روي صندلي در زيرزمين نشاند و لامپ صد بالاي سرش را هم با دستش تاب داد تا همه چيز شکل يک بازجويي واقعي بشود. ماجرا از اين قرار بود که شب گذشتهاش بعد از اين که خانم فرامرزي از تورنمنت فوتبال دستي بانوان به خانه برگشته بود، بعد از چک کردن يخچال متوجه ميشود که کتف و بال مرغي را که به عنوان آذوقه چندماه آينده با برفک فريز استتار کرده بود ناپديد شده است! باتوجه به بودن بچههايش در خانه مادربزرگ، تنها مظنون اصلي اين سرقت بزرگ را همسر خود ميديد. اما خب آقا مسعود به دليل گراني گوشت مرغ و گوسفند يک سالي ميشد که به ناچار روي به گياهخواري آورده بود و حتي براي باورپذيري بيشتر خودش در بيو اينستاگرامش نوشته بود !animal lover همين موضوع بود که خانم فرامرزي را به شک انداخته بود که بالاخره دزد اصلي چه کسي ميتواند باشد.
آقا مسعود که از همان اول بازجويي با ديدن خشم همسرش از حال رفته بود، کمي بعد با ريخته شدن سطل آبي به رويش بههوش آمد و مدام تکرار ميکرد که « کار من نيست» خانم فرامرزي اما باورش نشد و بعد از کمي فکر کردن به اين نتيجه رسيد که از همان زياد شدن سياهي زيرچشمان همسرش مشخص است که آقا مسعود در فراق بودنش معتاد شده و کتف و بالها را هم فروخته است تا پول موادمخدر خود را تامين کند.
خانم فرامرزي بعد از صادر کردن حکم، در حالي که بغض گلويش را گرفته بود، براي طبيعيسازي، همان گوشه و کنارها پيازي را برداشت و وسط بازجويي شروع به پياز پوست کندن کرد و تاکيد داشت پياز را که پوست بکند نوبت او هم ميشود.
آقا مسعود که رد خون را در چشمهاي همسرش ديد بالاخره اعتراف کرد او فريزر را خالي کرده است اما معتاد نيست. بعد از ساعتي توضيحات در آخر مشخص شد از آنجايي که آقا مسعود مدتي ميشود که بيکار است، به پيشنهاد دوستان ناخلفش، عکس کتف و بالها را باقيمتي ارزان در سايت ديوار آپلود ميکنند تا تلهاي براي مشتريها بگذراند و آنها را سر قرار خفت کنند! اما بعد از دومين طعمه خود، آقا مسعود از کرده خود پيشمان ميشود و استعفا خود را اعلام ميکند.
براي همين به دليل نداشتن تعهد در کار خفتگيري، مجبور ميشود براي خسارتي که به گروه وارد کرده کتف و بالها را به دوستان ناخلف خودش بدهد.
خانم فرامرزي که تمام اين سالها فکر ميکرد شوهري دست و پاچلفتي دارد با شنيدن حرفهاي همسرش اشک ذوق ريخت و پيشنهاد داد براي جبران خسارت وارده شده و تامين مايحتاج زندگي، خفتگيري را باهم ديگر و با نقشههاي بهتر ادامه بدهند.