ترور محسن فخريزاده، معاون وزير دفاع ايران واکنشهاي گستردهاي را در عرصه داخلي و بينالمللي بهدنبال داشته و طبعا، پيگيريهاي ديپلماتيک و حقوقي را در محافل بينالمللي از سوي تهران به همراه خواهد داشت. يکي از کارهايي که ايران بايد آن را در دستور کار قرار بدهد و تا الان هم انجام داده، انعکاس موضوع ترور شهيد فخريزاده به شوراي امنيت سازمان ملل است. شوراي امنيت ميتواند تشکيل جلسه داده و ضمن بررسي موضوع، قطعنامهاي هم در اين خصوص صادر کند. دست شوراي امنيت براي اقدامات در اين خصوص باز بوده، اما موضوع اين است که اگر در اين شورا، مسأله مطرح شود، آمريکا بهدليل رابطه نزديک خود با رژيم اسرائيل و احتمال مطرح شدن و محکوميت اين رژيم، از بررسي اين موضوع، ممانعت خواهد کرد. در اقدام بعدي، ايران ميتواند اين موضوع را در مجمع عمومي سازمان ملل مطرح کند و اين مسأله براي حصول به صدور يک بيانيه، نيازمند پشتيباني بسياري از دولتهاي جهان خواهد بود. اگرچه قطعنامههاي مجمع عمومي سازمان ملل، الزامآور نيست، ولي بهعنوان بيان اراده جمعي در سطح جهاني و موضع سياسي کشورهاي جهان، داراي اعتبار سياسي خواهد بود. من اينکه، اين مسأله، کمک ميکند که موضوع ترور دانشمند ايراني در افکار عمومي بينالمللي مطرح شده و بازتاب پيدا کند. بنابراين، ما نيازمند اين هستيم که ديپلماسي ايران بهگونهاي فعال شود که کشورهاي مختلف، بدون قيد و شرط اين عمل را محکوم کنند. بهنظرم، البته دستگاه ديپلماسي ما اين کار را دنبال خواهد کرد. پس از اين هم، تهران بايد با يک سري از متحدان نزديک خود از جمله روسيه و چين که جز بازيگران تاثيرگذار بينالمللي هستند وارد گفتوگو شده و از آنها بخواهد تا ضمن محکوميت اين ترور از امکانات خود براي طرح مسأله، حتي در شوراي امنيت سازمان ملل استفاده کنند. همچنين ايران بايد موضوع را به آژانس بينالمللي انرژي اتمي منعکس کرده و خواستار اين شود که آژانس در بازرسيها و نظارتهاي خود، مسائل امنيتي را به درستي لحاظ کرده و بهنحوي عمل نکنند که اطلاعاتي درز پيدا کند و شاهد اين اتفاقات باشيم. از سوي ديگر، ايران بايد اين موضوع را در نظر داشته باشد که اين عمليات، ميتواند يک اقدام پيچيده با اهداف بزرگتر در زمينههاي سياسي، اقتصادي، نظامي و امنيتي باشد.از اين رو، تهران بايد زمينه همانديشي همه صاحبنظران و کارشناسان را در سطح ملي در اين باره فراهم کند. چنين اقدامي، قطعا ميتواند از تبعات بعدي جلوگيري کرده و براي ديگر اقدامات اينچنيني تروريستي بازدارندگي ايجاد کند. ايران، حق استفاده از تمامي امکانات خود را براي عکسالعمل مناسب بر اساس حقوق بينالملل دارد. انتقام گرفتن در اين ماجرا بر سر جاي خود بوده و ايران بر اساس حقوق بينالملل حق دارد که از تمامي امکانات خود براي عکسالعمل متناسب و مقابله به مثل استفاده کند، اما هرگونه شتابزدگي و اقدامي که برخاسته از مطالعه دقيق نباشد، ممکن است که تبعاتي هم در بر داشته باشد. مسأله ترور اخير را نبايد دستمايه تسويه حسابهاي سياسي و جناحي قرار داد. اقداماتي ازاين دست را نبايد دستمايه تسويه حسابهاي سياسي و جناحي قراردهيم. در حال حاضر با مسألهاي مواجه هستيم که حاکميت ملي را تحت تاثير قرار داده و بايد به شدت از مطرح کردن مباحث غيرسازنده که باعث دلگرمي دشمنان خارجي ميشود، پرهيز کرد. حتي مخالفان دولت ت اگر نقد يا انتقادي هم دارند بايد توجه داشته باشند که الان، وقت مناسبي براي طرح اين مسائل نيست. طرح چنين مسائلي سبب خواهد شد که آسيبپذيري کشور بيشتر شود. همانگونه که حاکميت نيز نبايد در چنين مواقعي از مسأله استفاده کرده و زمينه محدوديت جامعه مدني را محدود کند. هردوي اين اتفاقات؛ مصداق بارز آسيب به منافع ملي خواهد بود. ما در حال حاضر، بيش از پيش به وحدت ملي و گفتوگوي فراگير در اين زمينه نيازمنديم.