بستن
کد خبر: ۱۰۰۲۶۱۱

یه روز خوب !

یه روز خوب !
محمدرضا حیدری

امروز سمت دانشگاه شريف يک آقاي کت و شلواري و اتو کشيده را سوار کردم. تا نشست داخل ماشين گفت؛

مسافر: آقاي راننده لطفا صداي ضبط‌رو قطع کن، سرم درد مي‌کنه.

من هم با يک چَشم جوابش‌رو دادم.

يک‌مرتبه گفت: شرمنده مي‌فرماييد، واقعا چَشم لازم نبود.

منم گفتم: کلام نافذ شما روي دو ديده بنده جا داره، نفرماييد.

بنده خدا گفت: اين حجم از محبت و شيوايي کلام شما من رو خجالت‌زده مي‌کنه.

گفتم: پُشسي مي‌گه ما انرژي‌مون رو از مخاطب‌مون مي‌گيريم.

گفت: آفرين، چقدر زيبا فرمودن، اين فيلسوف اهل کجا هستن؟

گفتم: فيلسوف بودن ايشون و اينکه اصالتا مال کجا هستند‌رو مطلع نيستم، اما هر روز پيام‌هاش مياد. مثلا امروز گفت که «اين شب‌ها وسط خلوتي و تنهايي شهر، ما کنار دوستان‌مان مي‌مانيم».

گفت: آفرين چقدر زيبا و شاعرانه بود، خستگي کلاس آنلاين امروزم رفع شد.

بعدش سکوت داخل ماشين حاکم شد. از تو آينه عقب ديدم، چشم‌هايش را بسته و لبخند مليحي روي لب‌هايش نشسته. موقع پياده شدن پنج هزار تومان بيشتر پرداخت کرد و خيلي بابت اينکه همکلام خوبي بودم مورد لطف قرارم داد.

واقعا هيچ‌وقت فکر نمي‌کردم جملات واحد پشتيباني پُشسي اينقدر پر خير و برکت و تاثير گذار باشه.

خدايا شکرت!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی