امروز 9 آذر 9999 است. در حاليکه امارات خط تاکسي ابوظبي-مريخ را راه انداخته، کيم جونگ اون که خود را فريز کرده بود تازه يخش باز شده، و بوليوي به منبع نفتي بينهايت رسيده، مردم ايران نيز به دستاورد بزرگي رسيدهاند. ايرانيها ديگر متوجه شدند که نبايد سلامتي فرزندشان را فداي لاکچريبازيهايشان کنند و بايد بچهشان را سر موعد مقرر به دنيا بياورند؛ پس ملت جوري زمانبندي کردهاند که بچهشان درست در تاريخ 9 آذر 9999 به دنيا بيايد! اونجوري نگاهم نکنيد. يک ايراني سرش هم برود لاکچريبازياش نميرود؛ حالا قولش را نميدانم. در واقع ايرانيهاي 9999 همان آدمهاي 8600 سال پيش هستند؛ فقط يکم دقيقتر شدهاند. مثلا مردم هنوز هم مثل سال 1399، همزمان که در جاده شمال هستند، استوري «انسانم آرزوست» ميگذارند.
داشتم ميگفتم که امروز قرار است خيل عظيمي از زنان باردار فارغ شوند؛ به خاطر همين سازمانهاي مديريت بحران و زلزلهنگاري کشور در حالت آمادهباش کامل قرار دارند، تا اگر به دليل يهويي آزاد شدن حجم عظيمِ صداي «ونگ ونگ» نوزادان زمينلرزه رخ داد يا ديوار صوتي شکست، سوپرايز نشوند.
سازمان ثبت احوال هم آمادهباش است؛ چون ميترسد اين همه بچه با هم جا به جا شوند و به خانواده اشتباهي برسند. به همين دليلم هست که از تمام عمه و خالههاي اين خانوادهها دعوت کرده بيايند، تا روي قيافه نوزادان نظر کارشناسي بدهند و تائيد کنند که اين بچه به والدين اصلياش رسيده است. حتي عموپورنگ هم در حالت آماده باش به سر ميبرد و 24 ساعته در حال ضبط برنامههاي کودک است تا موجبات خنده و شادي اين نوگلان نوشکفته را فراهم کند. اما متاسفانه در اين بين، اينستاگرام دست به خودفيلتري زده و با قطع کردن سرورهايش در ايران، مادران باردار را چون نميتوانند براي نوزادان خود پيج بزنند؛ دچار افسردگي پيش از زايمان کرده است.
به هر حال اميدوارم از ايران 9999 خوشتان آمده باشد. با اجازهتان من بروم شال و کلاه کنم و خانمم را ببرم براي زايمان... .!