آرمان ملي- مطهره شفيعي: يک روز هم نميتواند چالشآفرين نباشد؛ ديگر رئيسجمهور هم نيست که هر آنچه ميگويد در دايره اختياراتش تفسير شود. 7 سال است از پاستور خارج شده و پس از آن بهويژه در روزهاي اخير اظهاراتي دارد که سبب سوالات زيادي شده است. به عنوان نمونه، چندي قبل با راديوفردا مصاحبه کرد که مواضع اين رسانه خط قرمز است يا اخيرا درباره حجاب حرفهايي زده که با عملکرد بخش فرهنگي همخواني ندارد. اين اظهارات فارغ از اتهامزني و ادعاهاي اثباتنشدهاش است.
چالش حجاب ميان احمدينژاد و نصيري
احمدينژاد براي فضاسازي جديدش به بحث حجاب پرداخت و روبهروي مهدي نصيري نشست تا اظهاراتي داشته باشد که به تيتر بسياري از رسانههاي خارجي تبديل شود! وقتي نصيري از احمدينژاد درباره قانون الزام به حجاب سوال کرد، او چنين پاسخ داد که «قانون، يک قرارداد اجتماعي است. مگر غير از اين است؟! به مردم ميگويند شما يک مجلس انتخاب کرديد و اين مجلس براي شما قانون گذاشته. اراده و خواست مردم در تشکيل مجلس و تصميمات آن دخالتي دارد يا ندارد؟! آيا مصوبات مجلس بايد موردقبول عامه مردم باشد يا نباشد؟! اگر مجلس يک قانوني گذاشته و اکثريت جامعه ميگويد من قبول ندارم، شما ميتواني بگويي من به هر قيمت اعمال ميکنم؟!» مهدي نصيري در واکنش به اظهارات احمدينژاد گفت: «ميگويند مهم نيست که مردم نپذيرند!» و رئيس دولت دهم چنين پاسخ داد: «به محض اينکه مجلسي اين حرف را بزند خودش فاقد مشروعيت شده. چون اين مجلس نماينده مردم است ديگر! نماينده مگر ميتواند خلاف خواست کسي که او را تعيين کرده، عمل کند؟!» مهدي نصيري گفت: «اينها ميگويند آره!» و احمدينژاد پرسيد: «چجوري؟! [رايدهندگان که چنين] اجازهاي ندادهاند!» مهدي نصيري اظهار داشت: «ميگويند مردم در چارچوبي به نام جمهوري اسلامي گفتهاند که ميخواهيم حاکميت براساس اسلام باشد. نمايندگان مجلس هم بايد براساس همين قوانين اسلامي، قوانين [عادي] را تصويب کنند. شوراي نگهبان هم که ميگويد حکومت اسلامي ميتواند حجاب را الزامي کند و از اينجا به بعد ديگر مردم حق دخالت ندارند!» و احمدينژاد چنين واکنش نشان داد: «اينجوري که کار سختتر ميشود برايشان. اين استدلال خيلي سستتر است. اگر شوراي نگهبان الان اظهارنظر ميکند براساس يک رأيي است که مردم دادهاند.» وقتي نصيري گفت: «ميگويند مردم به يک چيزي راي دادند و پس از آن اختيار از مردم سلب شده!» احمدينژاد پرسيد: «مگر ميشود؟» مهدي نصيري گفت: «ميگويند ميشود ديگر!» احمدينژاد باز هم سوال کرد: «با کدام منطق؟!» مهدي نصيري توضيح داد: «حرفشان اين است که در اصلِ پذيرش دين و اسلام اکراه نيست اما وقتي دين و حکومت اسلامي را پذيرفتيد، ديگر نميتوانيد در جزييات چانه بزنيد!» و احمدينژاد گفت: «اولا پذيرش دين با پذيرش حکومت جمهوري اسلامي دوتاست. ثانيا، اصلا يک نفر قبلا راي داده اما الان ميگويد اين شکل را نميخواهم. اين فرد حقي دارد يا ندارد؟...!»
ارتباط حجاب و انتخابات
مواضع احمدينژاد درباره حجاب جديد نبود، چنانکه سال 91 هم مواضعش درباره همين موضوع چالشآفرين شد. احمدينژاد بارها در قامت مخالف برخورد با حجاب نادرست ظاهر شده و البته مقاطعي که او چنين سخن گفته را هم بايد مدنظر داشت. به عنوان نمونه، در سال 89 يعني يکسال پس از اعتراضات به انتخابات رياستجمهوري در اعتراض با نحوه برخورد با بدحجابان ميگويد: «ما اينگونه برخوردها را توهين ميدانيم که زن و مردي در خيابان راه بروند و کسي بيايد و بگويد نسبت شما چيست؟ روش موجود روش درستي نيست البته اين به معناي آن نيست که ما نابسامانيهاي اجتماعي را نميبينيم يا نبايد اصلاح کنيم، دولت اينگونه رفتارها را قبول ندارد و تا آنجا که بتواند، کنترل خواهد کرد.» حتي حجتالاسلام حسين ابراهيمي، عضو جامعه روحانيت مبارز که روزي از حاميان احمدينژاد بود، در آن مقطع گفت: «بهعنوان رئيسجمهور، رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز هست. ايشان مصوبه همين شورا مبني بر طرح عفاف و حجاب را بهعنوان رئيسجمهور براي اجرا به وزير كشور ابلاغ كردند و ماموران نيروي انتظامي هم كه در سطح جامعه با بدحجابي برخورد ميكنند، ماموران وزارت كشور محسوب ميشوند.» او ميپرسد: «پس چطور دولت ميگويد كه اين برخوردها از سوي دولت نيست؟ اگر رئيسجمهور مخالف اين برخوردها هستند امر كنند تا ديگر انجام نشود.» نوبت بعدي که احمدينژاد درباره حجاب صحبت کرد و باز هم چالشي بود به سال 91 يعني کمي مانده به انتخابات رياستجمهوري 92 بازميگردد که ظاهرا با اهداف انتخاباتي و القاي مواضع مردمپسند کانديداهايي از جنس او به چنين اظهاراتي پرداخت: «در جامعه چهار نوع بدحجابي داريم؛ يک گروه خياباني هستند و گروه دوم مانکنها هستند که سازمانيافته پول دريافت ميکنند تا از صبح تا شب با نوع خاصي از پوشش در خيابانها بگردند و گروه سوم کساني هستند که روي لجبازي بد پوششي ميکنند. با اين سه گروه برخورد انتظامي شود. گروه چهارم بخش زيادي از زنان بدحجاب در جامعه هستند که از روي غفلت و ندانستن درست مطلب در اين وضعيت به سر ميبرند و تنها بايد با کتاب و جزوه و امربهمعروف به شيوه صحيح آنها را آگاه کرد.» اکنون هم باز نزديک انتخابات رياستجمهوري 1400 است و باز هم احمدينژاد از حجاب حرف زد تا به زعم خودش، جامعه بگويد «کاش احمدينژاد دوباره رئيسجمهور ميشد!» اما غافل است که ادعاها و اقدامات او ديگر خريداري ندارد و جامعه پي به اهداف احمدينژاد و همفکرانش برده است.
مهدي نصيري در جاده احمدينژاد؟
نکته قابلتامل در مصاحبه آخر احمدينژاد فردي در مقام پرسشگر مقابل او نشسته بود که طي سالهاي اخير تحولي در نگاه فرهنگياش ايجاد شده است. سال 67 سردبير کيهان بود تا اينکه نصيري 30 ديماه 1398 در بيستوپنجمين سالگرد درگذشت مهندس بازرگان در توئيتي نوشت: «اکنون که مهندس بازرگان را در بافت و سياق «عصر حيرت» بازخواني و تحليل ميکنم، احساس ميکنم در تمام اين سالها در نقد نظري و معرفتي او جانب انصاف را رعايت نکردهايم./ غفرا... لنا و له» و از همان زمان تغيير ديدگاههايش نمايان شد. او هم مانند احمدينژاد اخيرا مواضع جنجالي درباره حجاب داشته و گفته بود: «70 درصد مردم ايران به حجاب اجباري اعتقادي ندارند.»