اينکه باشگاه پرسپوليس از طريق سلطانيفر، وزير ورزشوجوانان صاحب مديرعاملي شده است که آن مدير در گذشته، مدير کل حراست وزارت ورزش بوده و يا بچهمحل فلان شهر و منطقه است؛ يک موضوع طبيعي محسوب ميشود. تيم پرسپوليس در سال 1380 از پروين گرفته شد و با ترفندهايي به بخش دولتي داده شد. همچنين از زمان مهرعليزاده تا به امروز و در طول 20 سال تعداد زيادي مدير و اعضاي هياتمديره در باشگاه پرسپوليس تغيير کردهاند و چقدر مديرتکراري، سياسي، اطلاعاتي و امنيتي براي اين باشگاه گذاشتند تا وضعيت باشگاه را بهينه کنند و حتي دوستان و رفقاي خود را به کار گرفتند، اما در نهايت نتيجهاي حاصل نشد. البته يک دوره مديريتي در زمان قهرمانيهاي پرسپوليس با هدايت برانکو خوب بود. بعداز آن شرايط پرسپوليس دچار حادثه و اتفاقات ناگوار شد. متاسفانه فقط وضعيت پرسپوليس دچار حادثه نشده است، بلکه استقلال هم گرفتاريهاي خاص خود را دارد. زمانيکه اين 2 باشگاه گرفتار هستند، اين موضوع به فوتبال ما هم سرايت ميکند. بهنظرم بايد اين باور را پيدا کنيم که رقابت ما در زمين مسابقه است و در بيرون از زمين، بايد در کنار يکديگر بايستيم و از تماميت فوتبال محافظت کنيم. رفاقت، مديريت هماهنگ و حمايت از يکديگر در فوتبال بايد صورت بگيرد. تيمهاي فوتبال تراکتور، سپاهان و ذوبآهن قدرتمند هستند، اما بعضي از تيمها همانند سايپا و پيکان فقط در فوتبال حضور دارند و تمايل دارند تنها اسمشان مطرح باشد. اتفاقاتي در باشگاههاي پرسپوليس و استقلال رخ ميدهد و معلوم نيست مديران اين 2 باشگاه چگونه ميآيند و ميروند. مديران سرخابي از جيب مردم براي تيمهاي خود هزينه ميکنند. اگر نگاه کنيد تاريخ باشگاه پيکان قبل از پرسپوليس است، اما با وجود اينکه اين باشگاه پول و زمين اختصاصي داشته، در جذب هوادار ناموفق بوده است. بههرحال اين سوالاتي است که بايد اعضاي مجمع از مسئولان فوتبال بپرسند. متاسفانه يک عده هستند که تا در جايگاهي قرار ميگيرند، از آن موقعيت براي تامين مصالح و منافع خود استفاده ميکنند.