امروز درحالي از خواب بيدار شدم که گويا اين فضانوردان زميني اسپيسايکس بالاخره رسيدن به ايستگاه فضايي و وسيله نقليهشون (بهش ميگن دراگون)رو چسبوندن به محلهاي معتبر ايستگاه و دارن با بقيه بچهزمينيها خوش و بش ميکنن.
تا جايي که من از صحبتاشون فهميدم الان تکليف دو تا موضوع روي زمين هنوز مشخص نشده انتخابات آمريکا و جزييات تعطيلي بزرگ تهران از شنبه اول آذرماه. که البته گويا طبق آخرين اخبار واصله، تکليف موضوع اول ديگه مشخص شده و کسي که به پشتوانه رسانههاي جمعي و شبکههاي اجتماعي تبديل شده بود به سمبل موفقيت و تجارت و به خاطر همين هم تونسته بود مستر پرزيدنت بشه حالا به همون رسانهها باخته و داره تلاش ميکنه باختشو بپذيره و خلاصه آبيرنگ موفقيته فعلا.
از اين موضوعات قبل از ساعت 21 شب که منع تردد خودروهاي شخصي در کلانشهر تهران شروع ميشه بگذريم و بريم سراغ خبرهاي به دردبخورمون:
يکي از جذابيتترين تئوريهايي که تاکنون در علم فيزيک مطرح شده تئوري جهانهاي موازي است. اين تئوري که بر پايه علم مکانيک کوانتوم شکل گرفته، ميگويد که براساس تصميماتي که ما در لحظه ميگيريم ميليونها جهان دقيقا مشابه با آنچه ميبينيم (لبته از نظر ظاهر و فيزيک سياره زمين) ممکن است وجود داشته باشد. و اين يعني ممکن است در يک جهان موازي ما در جايي زندگي کنيم که مسئولينش درست تصميم ميگيرند، به جاي حمله به يکديگر يا يک دشمن فرضي و خيالي مشکلات مردم و مملکت را رفع ميکنند، افراد هر چيزي که به دستشان ميرسد نميخورند و در جهان ويروسپراکني نميکنند، من با جت شخصيام مجبور نيستم در هوا مسافرکشي کنم و تعطيلي بزرگ تهران يعني قرنطينه کامل شهر و سرکار نرفتن تمام مردم به استثناي واحدهاي توليدي و صنعتي (براي ما حتي در جهانهاي موازي هم جايي درنظر گرفته نشده است و تعطيلات آنجا هم شامل حال ما نخواهد شد).
خلاصه که اگر اين تئوري (که تاکنون شواهد زيادي مبني بر صحت آن پيدا شده و همزمان شواهد خيلي زيادتري براي رد کردنش) درست باشد، در هيچ دنياي موازياي براي آرياييهاي اصيل هميشه در صف، تپه گلکاري شدهاي درنظر گرفته نشده است. البته چندوقت پيش دانمشندان يک سياره دقيقا مشابه زمين (با همان ابعاد و شرايط) پيدا کردند که از آسمانش سنگ ميباريد و در درياها و درياچههايش مواد مذاب جاري بود و ساکنينش صبح به صبح با چند عدد دمپايي ابري خيس مورد عنايت قرار ميگرفتند که احتمال خيلي زياد دنياي موازي ما همان بوده است.
بهتازگي پژوهشگران فهميدهاند که در بدن انسان ويروسي وجود دارد که ميتواند باکتريهايي که موجب بيماري انسان ميشوند را مريض کرده و آنها را از بين ببرد. دانشمندان اين ويروس را باکتريوفاژ صدا ميزنند.
داستان از اين قرار است که باتوجه به مدل زندگي بشر امروزي در زمين، باکتريهاي آلودهکنندهي محيط و بدن انسان روزبهروز بزرگتر، مقاومتر و پرروتر ميشوند؛ به طوري که پيشبيني ميشود تا سال 2050 ابرباکتريهايي در دنيا وجود داشته باشند که هيچ آنتيبيوتيکي رويشان اثر نگذارد و دهها برابر از سرطان خطرناکتر و مهلکتر باشند. ولي اصلا نگران نباشيد و کار را بسپاريد به دانشمندان! آنها با يافتن ويروس باکتريوفاژ و تقويت کردن آن ميتوانند با استفاده از آخرين تکنولوژي روز دنيا اين ويروس را وارد بدن شما کرده و تمام باکتريهاي بيتربيت را مريض کرده و از بين ببرند. درواقع روزي خواهد رسيد که همين ويروسي که امروزه ما به آن ناسزا ميگوييم، چون تمام محاسبات و زندگي روزمره دنياي کوچک ما را بهم ريخته است، در آيندهاي نه چندان دور، آنچنان غوغايي در جهان به راه مياندازد که بنشين و ببين و قرار است نجاتدهندهي ما از انواع مهلکتر و کشندهتر باکتريها شود.