با توجه به وضعيت بازار سرمايه شايد تنها راهي که براي ساماندهي به اين بازار وجود دارد، تغيير وزير اقتصاد باشد چرا که برگزاري دهها جلسه با فرهاد دژپسند، وزير امور اقتصادي و دارايي، مديران، حقوقيها و آقاي قاليباف، مديرعامل سازمان بورس اوراق بهادار، فايدهاي نداشته است. واقعا هيچ راهکاري به ذهن ما نميرسد چون نه قانون درست اجرا و نه براي حقوقيها تدبيري ميشود از طرفي مقررات بازار سرمايه هم با همه اشکالاتي که دارد، به مرحله اجرا ميرسد و نتيجه آن، وضعيتي است که ميبينيم. واقعيت اين است که تا چند مدت قبل گفته ميشد بخشي از بازار حباب بوده که درست هم بود، ولي واقعا الان شاخص به ميزان آذر و بهمن سال گذشته رسيده است. بنابراين ميتوان گفت چيزي که باعث اين وضعيت در بازار سرمايه شده سوءتدبير و سوءمديريت است و چيز ديگري نميتوان گفت. چراکه روي بندبند موضوعات حفظ بازار سرمايه با مسئولان صحبت کرده بوديم ولي ما هيچ سيگنالي را براي تغيير نميبينيم و به همين دليل هم نميتوان هيچگونه پيشبينياي هم از آينده اين بازار داشت که آيا واقعا بازار رو به رشد خواهد بود يا نه. توصيه ما به سهامداران پيش از اين، اين بود که در موضوع فروش هيجاني عمل نکنند ولي روبهروز سرمايه آنها رو به کاهش ميگذارد، بالاخره وقتي رئيس سازمان بورس اوراق بهادار و وزير اقتصاد به سهامداران ميگويند که هيجاني عمل نکنيد بدين معناست که احتمالا روند کاهشي کندتر شده يا روند کاهشي نخواهد بود، ولي الان وضعيتي که وجود دارد را ميبينيم. به نظرم به شدت سوءتدبير در دو حوزه رخ داده است، اول مديريت خود بازار سرمايه است، يعني ابزارهاي متعددي در بازار سرمايه و چندين برابر بانک مرکزي وجود دارد؛ بانک مرکزي ابزارهايي در اختيار رئيس بانک مرکزي قرار داده تا در سياستهاي پولي استفاده کند و در بازار سرمايه هم ابزارهايي براي مديريت سرمايه موجود است که از آنها به درستي استفاده نميشود. حوزه دوم هم نگاه بخشي وزارتخانهها به مسائل اقتصادي است، بهعنوان مثال وقتي تصميمي در حوزه فولاد در وزارت صمت گرفته ميشود بايد بدانيم که اين تصميم در بازار سرمايه هم تاثيرگذار خواهد بود. يعني قرارگاه اقتصادي بايد منسجم عمل کند، ما وقتي ميخواهيم جايي را درست کنيم جاي ديگري را خراب ميکنيم. در زمينه ارز هم به همين شکل است، در جايي تصميمي براي حل مشکلي گرفته ميشود غافل از اينکه اين تصميم جاي ديگري از بازار را تحت تاثير قرار ميدهد. به نظرم هم در خود مديريت بازار سرمايه نيازمند تدبير هستيم و هم در خود قرارگاه اقتصادي دولت، يعني بايد عقل فرابخشياي وجود داشته باشد تا تصميمات را بررسي کند.