چند روز پيش يکي از بچههاي ماه حوصلهش سر رفته بود و دست خانوادهرو گرفته بود که برن پينيک مثلا. ولي چون کلا ماهوند فضوليه سر راهش رفته بود يه سر و گوشي توي سياهچاله جديده آب بده که افتاده بود توش و دچار فروپاشي زماني شده بود. ديگه مجبور شديم بريم کمکش و با شيرينبيان و جوششيرين و روغن بنفشه حالشو جا بياريم که بفهمه هرجايي نبايد سرک بکشه. خلاصه به خاطر همين بود که من چند روزي نبودم اينجا و ستون داشت خاک ميخورد.
امروز براتون خبرهاي دست اول و داغي آوردم:
پژوهشگران استراليايي لطف کردن و جد بزرگ انسان راست قامت (نوع بشر رو ميگه قبل از اينکه زير بار تورم، کرونا، گراني و هراز و يک داستان ديگه کمرش خم بشه) رو پيدا کردن. داستان از اين قرار بوده که دو نفر ماه عسل رفتن جنگل بعد چشمشون خورده به يک عدد جمجمه و گفتن به به عجب چيز باحالي! و خلاصه قصه کلا عوض شده و جمجمه رو زدن زير بغل و با مراجعه به اولين موسسه تحقيقاتي مجاز سر راهشون، جمجمهرو تحويل پژوهشگرا دادن (فقط خواستم فرهنگسازي کرده باشم که هرچي پيدا ميکنيد توش سرک نکشيد ببريد بديد به اهل فن، شايد واقعا سر بريده باشه.)
دانشمندان هم که کلا سرشون درد ميکنه براي همچين چيزايي، دل و روده جمجمهرو ريختن بيرون و فهميدن بله! اين کله يکي از اجداد بزرگوار ما بوده که دو ميليون سال پيش زندگي ميکرده و اسم خيلي آسوني هم داشته.
گويا بچه محلها «پارانتروپوس روباستوس» صداش ميکردن.
نکته جالب توجه اينهکه اين جد بزرگوار ما نشون داده که آدميزاد از قديمالايام عاشق کنجکاوي در جنگل بوده و خوشش ميومده هيجان به زندگيش اضافه کنه. آخه مرد ميموندي تو همون غار پيش خانوم بچهها، زدن به دل جنگلت چي بوده ديگه؟
مريخنورد کنجکاوي (curiosity) شده باعث دردسر اهالي مريخ. مريخيها کلا توي فضا به موجوداتي معروفن که سرشون توي کار خودشونه و کاري به کار کسي ندارن. ولي از وقتي اين کنجکاوي سر و کلهش پيدا شده يه متانول خوش از گلوي اين مريخيها پايين نرفته. تا ميخوان يه کاري بکنن يا يهتکوني بخورن سريع کنجکاوي سر راهشون سبز ميشه و ازشون عکس ميگيره. خلاصه کلافهشون کرده. احتمالا دير يا زود سر به نيستش کنن. به خصوص الان که فصل طوفانهاي خاک سرخ هم هست و همينجور گردباده که داره مياد، بعيد نيست از اين فرصت استفاده کنن و دو هفته همه چيزرو تعطيل کنن تا مريخنورد کنجکاوي هيچ خبري گيرش نياد و حوصلهش سر بره و برگرده خونهش. (همونطوري که ويروس تپلي کوويد بعد از تعطيلي ساعت 6 به بعد مشاغل حوصلهش داره سر ميره و ميخواد برگرده خونهشون فقط راه فرار رو پيدا نميکنه چون هواپيمايي براي پرواز به آن سوي شرقهاي دور نيست).