از زمان شيوع کرونا در کشور بيش از 700 هزار نفر مبتلا شده و 39 هزار نفر جانشان را از دست دادهاند، رشد روزافزون شمار مبتلايان و فوتيها نگرانيها را براي حضور در اماکن عمومي بيش از پيش تقويت کرد و باعث شد تا بسياري به سمت استفاده از خدمات آنلاين سوق پيدا کنند. تمايل مردم به استفاده از خدمات آنلاين صرفا محدود به خريدهاي آنلاين نشد و در دايره جديد استفاده از سرويسها آموزشهاي از راه دور هم قرار گرفت. آموزش مهمترين بخشي است که در همه کشورها مورد توجه قرار دارد و در کشور ما هم اين موضوع حائز اهميت است و از اين رو بسياري از موسسات خصوصي در راستاي آموزش خدماتي را ارائه ميدهند. البته در اين ميان اين مجموعههاي آموزشي، موسسات خصوصي و دولتي هم هستند که در سايه شيوع کرونا کلاههاي گشادي را بر سر داوطلبان آموزش ميگذارند! يعني با کاهش هنرجو، موسسات براي درآمدزايي دست در جيب مردم کرده و با فريب ضررهاي خود را جبران ميکنند بيآنکه خدمت آموزشي را چه حضوري و چه آنلاين ارائه دهند! اين روش مدتي است که در برخي از شهرها بهويژه شهرهاي بزرگي نظير تهران مورد توجه قرار گرفته است!
شهود زنده!
در اين روش افراد با تبليغات گسترده در سراسر شهر مورد هجوم قرار ميگيرند و به اميد اينکه ميتوانند چيزي ياد بگيرند به اين موسسات مراجعه ميکنند، در ابتدا همه چيز عادي به نظر ميرسد، اما بعد از ثبت نام و پرداخت هزينه کلاسها به بهانه کرونا؛ کلاسها مرتبا به عقب ميافتد. اين رويه ادامه مييابد تا اينکه صداي هنرجويان درآيد. در اين زمان است که در واقع هنرجويان در دام اصلي گرفتار ميشوند! يعني موسسه پس از هفتهها بلاتکليف گذاشتن هنرجويان و با به ستوه آمدن آنها، وقتي پولشان را ميخواهند ميگويد که فقط 50 درصد پولشان را پس ميدهد! به همين راحتي موسسات آموزش رسمي و غيررسمي درآمدهاي از دست رفتهشان را از جيب مشترياني که براي فراگيري دروس وارد اين موسسات ميشوند، جبران ميکنند. يکي از هنرجوياني که به اين شکل مورد اخاذي موسسات آموزشي قرار گرفته است به «آرمانملي» در اين باره ميگويد: «من در دوره زبان آلماني يک مرکز آموزش زبانهاي خارجي، از حدود 20 شهريور براي دورهاي که آغاز آن اول مهرماه بود ثبت نام کردم. هزينه را هم به صورت کامل از من گرفتند و کتابها را هم به اصرار اين مرکز، از همانجا خريدم. همه چيز آماده شروع کلاسهاي حضوري بود. اصلا دليل انتخاب اين مرکز هم برگزاري حضوري کلاسها بود.» او ادامه ميدهد: «حتي از آنها پرسيدم که در اين شرايط کرونايي امکان برگزاري حضوري کلاسها وجود دارد چون براي حضور در کلاس آنلاين مشکل دارم که گفتند کلاس حضوري برگزار خواهد شد. زمان برگزاري کلاسها که شد تماس گرفتند که کلاس برگزار نميشود.» او اضافه ميکند: «در جواب اينکه چرا کلاس برگزار نميشود گفتند که استاد بيمار است و نميتواند کلاس را برگزار کند، هفته دوم هم به بهانه محدوديتهاي کرونايي دولت تعطيل شد، جلسات بعدي هم همين ترتيب.» او اضافه ميکند: «با اين وجود هيچ برنامهاي براي آموزش آنلاين هم ارائه نشد و قول آغاز کلاسهاي حضوري را از يک آذر ماه دادند! با اين حال خبري نشد تا اينکه تماس گرفتند و با لحني تند و بيادبانه گفتند که اين ترم کلاسها لغو شده است و شايد براي ترم زمستان يا اگر نشود براي 1400 به صورت آنلاين ميتوانيد در کلاس با احتساب مابهالتفاوت هزينه شرکت کنيد!» اين هنرجو درباره سرباز زدن اين آموزشگاه در عودت هزينه پرداختشده، ادامه ميدهد: «گفتند امکان عودت هزينه وجود ندارد و اگر هم بخواهيد تنها 50 درصد هزينه را برميگردانيم.»
حساب و کتاب سرانگشتي!
بيش از دو ماه پول دهها و شايد صدها هنرجوي ديگر دست اين مرکز بوده و در اين مدت هم معلوم نيست که با اين پول چه کردهاند. فرض کنيم اين مرکز بيش از يک هزار هنرجو داشته که از هر کدام براي برگزاري دوره آموزش زبان و ساير دپارتمانها مبلغ 500 هزار تومان به طور متوسط گرفته باشد. يک ضرب ساده نشان ميدهد که اين مرکز با اين ترفند 500 ميليون تومان پول جمع کرده است! که اين پول به مدت دو ماه هم در حساب بانکي اين مرکز ميماند و سود آن هم به جيبشان ميرود. با احتساب اينکه اين پول با سود 18 درصد در بانک سپردهگذاري شود سودي حدود 40 ميليون تومان را براي اين مرکز به همراه خواهد داشت! اين يعني خود کلاهبرداري! بدين معنا که اين مرکز تنها با جمع کردن پول دانشجويان و نگهداشتن آن به مدت دو ماه بدون اينکه خدمتي ارائه کند، هر دو ماه 40 ميليون تومان يا بيشتر کاسب است! اين رقم را با 50 درصد هزينهاي که برنميگرداند يعني 250 هزار تومان را که 250 ميليون تومان ميشود به همراه هزينه کتابهايي که به هنرجويان ميفروشد، جمع کنيد؛ تقريبا 300 تا 350 ميليون تومان هر دو ماه به جيب اين مرکز ميرود. نبود نظارت در حوزه مراکز و موسسات آموزشي بهويژه در دانشگاهها باعث شده تا بسياري از آنها دست در جيب مردم کنند.