«جريان دموکرات و جمهوريخواه در دشمني با ايران تفاوتي ندارند»، «بدتر از آمريکا، خود آمريکاست»، «رفتن سگ زرد و آمدن شغال»، «فيل و الاغ براي ايران فرقي ندارد»، «فرق گذاشتن بين جو بايدن و دونالد ترامپ براي منافع ايران در خوشبينانهترين حالت نشان از سادهلوحي افراد است»، «بهزودي جزئيات جديدتري درباره گروگانگيري معيشت مردم توسط غربگرايان به ملت ارائه خواهيم داد»، «اگر کسي به رفتن ترامپ و آمدن بايدن دلخوش کند، ناشيگري کرده است»، «جو بايدن در اولين اقدام بايد رسما از جمهوري اسلامي ايران عذرخواهي کند» و... ؛ اين سخنان و مواضع تنها بخش کوچکي از واکنشهاي چند روز اخير سياسيون داخلي پيرامون پيروزي جو بايدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات رياستجمهوري ايالاتمتحده است؛ مواضعي که بيشتر از سوي منتقدين دولت نشات ميگيرد. برخي با لجاجت و از سر اثر عناد با دولت بر اساس درکي سطحي موضعگيريهاي داشته و کماکان دارند که نهتنها کوچکترين سود و منفعتي ندارد، بلکه تنها اثر مستقيم و فوري آن دامن زدن به التهابات در بازار داخلي کشور است. سوال جدي و اساسي اينجاست که انگيزه واقعي اين افراد و جريان رسانههاي منتسب به آنها چيست؟ آيا اهداف انتخاباتي براي 1400، موجب شده است تا اين جريانها بدون در نظر گرفتن واقعيت کنوني کشور و تهديدات کوتاه مدت ناشي از احتمال تشديد بحران معيشت و سلامت، اين مواضع را اتخاذ کنند؟ آيا دلواپسان و منتقدان دولت براي به قدرت رسيدن در انتخابات سال آينده و در اختيار گرفتن کرسي رياستجمهوري به دنبال راديکاليزه کردن فضا هستند؟! اما صد افسوس که در اين شرايط بحراني منتقدان و دلواپسان از فرصتهاي به وجود آمده و به دنبال ايجاد تهديد و چالش هستند و روزبهروز بر طبل دوقطبيسازي سياسي - اجتماعي در داخل مي کوبند تا بتوانند از اين نمد براي انتخابات رياست جمهوري1400 کلاهي درست کنند.