بستن
کد خبر: ۱۰۰۱۳۶۶

قره باغ مثل بحران كشمير زخمی باقی می‌ماند

قره باغ مثل بحران 
كشمير زخمی 
باقی می‌ماند
آرمان ملی- علیرضا پورحسین: در حالی که بسیاری بهترین فرمول برای حل بحران قره‌‌باغ را فرمول 3+1 می‌دانستند که بر محور کشورهای ایران، ارمنستان، آذربایجان و روسیه می‌چرخد و در دهه 90 میلادی نیز این دو کشور با این وساطت به صلح رسیدند و همکاری‌های خوبی نیز در آن برهه زمانی رخ داد و امروز نیز این کشورها قطعا با توجه به نزدیک‌بودن به بحران می‌توانند بهترین چاره را در دستور کار قرار دهند. آنچه که مسلم است مبارزه با تروریسم باید اولویت تمامی این کشورها باشد و روسیه و آذربایجان نیز باید مراقب خطر جدی تروریست‌ها در منطقه باشند زیرا این بحران می‌‌تواند گریبان تمامی کشورها را بگیرد. تمامی این مشکلات با گفت‌و‌گو حل خواهد شد و باید همچون بحران سوریه یک کارگروهی تشکیل شود و طرفین موثر و درگیر به‌دنبال راه چاره‌‌ای از طریق گفت‌و‌گو باشند و ایران نیز می‌تواند در این میان نقشی محوری ایفا کند، اما با امضای معاهده آتش‌بس به‌نظر می‌رسد اتفاقات دیگری در حال رخ دادن است و باز هم کشورهایی به‌دنبال منافع خود در خارج از کشورشان هستند و در این راستا دست به هر آشوبی می‌زنند. در این میان با تظاهرات گسترده در کشور ارمنستان پس از معاهده صلح بسیاری بر این باور هستند که ارمنستان بازنده این جنگ بوده است و در این میان دیپلماسی ایران نیز نتوانست نقشی پررنگ ایفا کند و نگرانی‌ها همچنان در خصوص مرزهای شمال‌غربی کشور پررنگ است. در راستای بررسی این مسائل «آرمان ملی» گفت‌و‌گویی با اسدا... اطهری، کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل داشته که در ادامه می‌خوانید.

آيــا بـــه واقع ارمنستان بازنده توافق با جمهوري آذربايجان بود؟

دو جنگ بزرگ تا به امروز ميان جمهوري آذربايجان و ارمنستان رخ داده است که نخستين آن در دهه نود بود که به شکست جمهوري آذربايجان منجر شد و قسمت‌هايي از قره‌باغ را از دست داد و به‌دنبال آن مهاجرت‌هاي زيادي رقم خورد. در دومين جنگ که در هفته‌هاي اخير در جريان بود ارمنستان به شکلي شکست خورد، اما برخي عوامل و اقدامات سبب شد تا ارمنستان بازنده تمام عيار جنگ نشود و اين نبرد به شکستي مفتضحانه براي آنها تبديل نشود. در اين نبرد نه ترکيه فاتح بود و نه آذربايجان، بلکه بيشترين پيروزي نصيب روسيه شد و برنده واقعي جنگ روسيه بود. ارمنستان در وهله اول اجازه تصرف قره‌باغ را به آذربايجان نداد و وضعيت حقوقي آن امروز نامعلوم است و صلح‌بانان روسيه در آن منطقه حاضر هستند. جمهوري خودمختار قره‌باغ پيشتر زير نظر ارمنستان بود و قطعنامه‌هاي سازمان ملل نيز از آنها خواسته بود تا قره‌باغ ذيل حاکميت جمهوري آذربايجان به‌صورت خودمختار قرار گيرد. امروز قره‌باغ را بايد به گونه‌اي با استقرار نيروهاي روسي زير نظر فدراسيون روسيه دانست. يک کريدور نيز ميان ارمنستان و قره‌باغ در خاک آذربايجان تحت نظر روسيه ايجاد شده است.بنابراين ارمنستان به گونه‌اي بازنده اين جنگ بود اما آذربايجان پيروز اين نبرد نبود بلکه روسيه فاتح اين جنگ شد.

روسيــه از ايــن تنش نظامي چه بهره‌برداري‌هاي ديگري ممکن است داشته باشد؟

در گذشته آذربايجان با قيام‌هاي فراوان توانست منجر به خروج روسيه از آن منطقه شود، اما امروز روسيه توانست بار ديگر نيروهاي خود را به اين منطقه بازگرداند. امروز حتي مسير ارتباطي آذربايجان و نخجوان تحت نظر روسيه قرار گرفت. از امروز به مدت 5 سال نيروهاي روسيه در تمامي اين مناطق حضور دارند. امروز قره‌باغ را بايد تحت قيموميت روسيه دانست. آذربايجان چند منطقه را از اشغال ارمنستان خارج کرد اما پيروز اين جنگ نبود. آذربايجان هم حمايت ترکيه را داشت و هم حمايت اروپا و رژيم صهيونيستي را در پشت خود داشت اما نتوانست به آنچه که مي‌خواهد برسد. پاشينيان نيز از شکست شديدتر ارمنستان جلوگيري کرد و در سخنراني خود نيز عنوان کرد که اگر صلح را نمي‌پذيرفت جان 25‌هزار سرباز ارمنستان به خطر جدي مي‌افتاد. آذربايجان از سوي برخي اجازه پيدا نکرد تا کار ارمنستان را يکسره کند. از سوي ديگر احتمالا با کنار رفتن پاشينيان، شخصيتي نزديک‌تر به روسيه روي کار آيد. هرچند پاشينيان اعلام کرد که من کاملا از روي آگاهي توافق کردم زيرا ممکن بود اتفاقي به مراتب بدتر در انتظار آنها باشد.

نيروهاي ترکيه‌اي در کدام مناطق مستقر خواهند شد؟

ترکيه نيز امروز به اهداف خود در قره باغ نرسيد و طبق توافقات، آنها هيچ ‌نيرويي در قره‌باغ نمي‌توانند مستقر کنند. از نظر تاريخي نيز چنين چيزي ممکن نبود. اينکه ترکيه مي‌گويد ما در ماموريت مشترک با روسيه در قره‌باغ شرکت داريم يک دروغ محض است زيرا مقرر شده است هيچ ‌نيروي ترکيه در قره‌باغ نباشد. سربازان ترکيه‌اي مقرر شده است در قالب يک مرکز روسي - Êјí ÏÑ Îǘ ÂÐÑÈÇíÌÇä ãÓÊÞÑ ÔæäÏ æ Âä åÇ åí äÞÔí ÏÑ ÞÑåÈÇÛ äÏÇÑäÏ.

ايــران در ايــن مــيان چه نقشي ايفا کـــرد و آيا همچنان خطري ايران را تهديد خواهد کرد؟

به‌نظر مي‌رسد ايران آنگونه که بايد و شايد در اين ميان نتوانست نقش‌آفريني کند. ايران مي‌توانست با توجه به مسائل تاريخي و تسلطي که بر منطقه دارد نقشي ويژه‌تر ايفا کند. خط قرمز ايران در اين ميان تغيير در مسائل ارضي بود که اين مساله رقم نخورد. ايران تلاش کرد يک سياست بي‌‌‌طرفي فعال داشته باشد اما با توجه به سابقه تاريخي و تمدني بايد به مراتب زودتر ورود مي‌کرد. ايران بايد به پيروي از سياست‌هاي روسيه در منطقه قفقاز و آسياي‌ميانه خاتمه دهد. نکته حائز اهميت اين است که دو کشور درگير در جنگ به‌دنبال به دست آوردن راه‌هاي مواصلاتي بودند. آذربايجان قصد داشت تا نخجوان را از خفگي نجات دهد و ارمنستان نيز به‌دنبال حفظ راه‌هاي ارتباطي خود بود. در اين ميان متحد سياسي ايران ارمنستان است و آذربايجان نيز به علت مساله زباني، قومي و مذهبي متحد ايران است و اين موارد روابط ايران را با اين دو کشور به شدت نزديک کرده است. ايران هر ميزان از اين روابط نزديک استفاده نکند کشورهاي ديگر به اين منطقه مي‌آيند و از اين ظرفيت استفاده مي‌کنند. خط راه آهن ارمنستان به ايران نيز يک اصل مهم بود که اگر طبق توافق رفع محاصره شود ايران هيچ‌ضرري نخواهد کرد.

ترکيه با چه اهدافي دست به اين اقدامات خطرناک ‌زد؟

ترکيه در راستاي جبران شکست‌هايي که در سوريه داشته است به‌دنبال اين است که به ‌واسطه همان گروه‌هاي تروريستي در کنار مرزهاي ايران عمليات‌هايي در راستاي منافع خود انجام دهد. ترکيه به‌نحوي مي‌خواهد شکست‌هاي خود را جبران کند. ترکيه اين نيروها را در نخستين حلقه امنيتي ايران مستقر کرده که بسيار خطرناک است و هدفي جز جبران شکست‌هاي خود در منطقه ندارد. همگان بايد بدانند راهي جز مبارزه با تروريسم وجود ندارد و در هفته‌هاي گذشته علاوه بر امنيت ملي ايران، وحدت ملي کشور نيز در خطري جدي قرار گرفته بود. ترکيه ديگر آن ترکيه سابق نيست و از نيروهاي نيابتي براي فشار بر برخي کشورها استفاده مي‌‌کند. ترکيه از کشوري که همواره از تنش‌زايي دوري مي‌‌کرد به کشوري تبديل شده که در بسياري از مناطق درگير شده است. ترکيه امروز در ليبي، مديترانه شرقي، شمال عراق و شمال سوريه درگير است. متاسفانه امروز ترکيه به سمت تنش‌زايي در حال حرکت است. امروز اين کشور علاوه بر مناطق درگير گذشته وارد منطقه ‌اي شده است که منابع عظيم انرژي دارد که براي آنها نيز منافعي دارد. متاسفانه رفتار ترکيه امروز مسئولانه نيست و همين سبب شده است تا روابط ايران و ترکيه نيز تحت تاثير قرار گيرد. ترکيه بايد بداند که قفقاز يک منطقه استراتژيک است و گام‌هاي اشتباه آنها در اين منطقه بسيار خطرناک خواهد بود. ترکيه با وجود اينکه صرفا مرزهاي زميني با نخجوان دارد اما توانسته دست به تحرکاتي در منطقه بزند که منجر به يک تنش جدي ديگر مي‌شود. امروز حزب حرکت ملي ترکيه پا را فراتر گذاشته و عملا دست به تحريک شورش‌هاي قوميتي در نقاط مختلف جهان مي‌زند و غافل هستند که آغاز هر تنشي آنها را نيز درگير خواهد کرد. آنها تصور مي‌کنند که همچنان در عصر جنگ ‌هاي صليبي هستند و به‌دنبال طرفداري قوميتي و ديني هستند، درصورتي ‌که اختلافي که در قره‌‌باغ وجود دارد يک مساله مرزي و حاکميتي است. امروز اختلافات قوميتي که در منطقه به ‌وجود آمده و خطر ورود آن به کشور ما نيز وجود دارد همگي از چشم ترکيه ديده مي‌شود و بايد هرچه سريع‌ تر آنها در سياست‌هاي خود در اين خصوص تجديدنظر کنند.

رفتار ترکيه و روابط اين کشور با ايران چگونه است و به چه سمتي خواهد رفت؟

در منطقه ما شاهد نوعي رئاليسم تهاجمي از سوي ترکيه هستيم. ما شاهد حضور نيرو‌هاي ترکيه در منطقه خاورميانه و حتي حضور نظامي در بيشتر کشور‌هاي منطقه و يا بمباران روزمره و حملات هوايي و زميني، مداخله در آفريقا به‎ويژه در ليبي براساس مصوبه مجلس ترکيه هستيم. ايجاد پايگاه و فعاليت اقتصادي و ساخت سد در افغانستان و همکاري با آذربايجان و رفتار تهاجمي‌اش در جنگ بين آذربايجان و ارمنستان و تهديد خطوط نفتي ‌بخشي ديگر از رفتار اين کشور است. رفتار ترکيه در سطح منطقه خيلي تهاجمي است و به‌نظر مي‌رسد اگر به تنش صفر با همسايگان برمي‎گشت شايد خيلي به نتايج بهتري دست پيدا مي‌کرد. البته ما اين را از ديدگاه خودمان مطرح مي‌کنيم و شايد ترکيه منافع خود را در موارد ديگري مي‌بيند ولي براساس مدل برخي کشور‌ها نيرو‌هاي نيابتي را از سوريه وارد ليبي کرده است و از آنها براي اينکه اهداف خود را در سطح منطقه پيش ببرد، استفاده مي‌کند اما به‌نظر نمي‌‌رسد بتواند از اين مدل استفاده کند. پايگاه نظامي در اقليم و دخالت‎هايش در عراق نشان مي‌دهد که مدل رفتاري ترکيه براساس اصول تهاجمي است. درمورد ايران بايد بگويم که دو کشور مهم منطقه که ملت دولت هستند و سنت قديمي کشورداري دارند ايران و ترکيه هستند. اين دو کشور مساله سرزميني ندارند و سعي کردند هميشه روابط خوب و همسايگي با هم داشته باشند و اکنون هم در مساله امروز ايران، ترکيه به گونه‌اي روزنه‌اي براي تهران است. به‌نظرم هم ترکيه و هم اقليم و عراق، همسايگان بهتري براي ما نسبت به کشور‌هاي ديگر عربي بودند. اگر هر دو کشور آگاه باشند و به مختل‎کنندگان در روابط في‌ ما بين‌ فرصت ندهند و اجازه دهند متخصصان در دوطرف با هم همکاري کنند، تاثير تحريم‌‌ها کم خواهد شد، هرچند در حال‌ حاضر تحريم‌‌ها اجازه نداده چشم ‌انداز همکاري دوطرف تحقق پيدا کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی