بدون شک با شکست ترامپ و ناکامي او براي حضور دوباره در کاخ سفيد، شاهد تغييرات قابل توجه در سياستهاي ايالات متحده در دوران جو بايدن خواهيم بود، اما مشکل کنوني اقتصاد ايران را بايد متوجه سياستهاي خودمان دانسته و با تغيير اين سياستها در راستاي تامين منافع ملي از اين فرصت نهايت استفاده را ببريم. ما اگر با تکيه بر عقلانيت و تدبير در جهت منافع ملي کشور حرکت کرده و سياستهايمان را بر اين منوال استوار کنيم، موفق خواهيم بود. اما اگر روش احساسي را در برنامهريزي سياستها بنا کرده و اعمال کنيم، بدون ترديد، زيان جدي خواهيم ديد. کما اينکه در بسياري از موارد تاکنون شاهد اعمال اينگونه از سياستها بودهايم. به عقيده من به عنوان يک اقتصاددان، مذاکره يک ابزار براي تامين منافع ملي کشورها بوده و نبايد آن را به يک تابو بدل کنيم. بنده به شدت با سياست عدم تعامل مخالف بوده و معتقدم که خط قرمز ما بايد تامين منافع ملي ملت باشد. ارزيابي من از حضور بايدن در کاخ سفيد اين است که اروپا در حال نزديک شدن به رئيسجمهور جديد ايالات متحده بوده و اين رويکرد اتحاديه با دوران ترامپ، تفاوت جدي خواهد داشت. نظرم اين است که اين کشور در حال حاضر، جاي ايران را در اوپک گرفته و به تامين منافع ملي خود فکر ميکند. نظر من بر اين است که اگر شرکتهاي آمريکايي در صنايع نفتي و ساير صنايع ما سرمايهگذاري کنند، اين اتفاق بيترديد به نفع ما و به ضرر تلآويو، رياض و دولتهاي مرتجع منطقه خواهد بود. ما بايد از هرگونه خودتحريمي در شرايط کنوني جلوگيري کنيم. در حال حاضر، متاسفانه تعامل و ارتباط سيستم بانکي ما با دنيا، تقريبا قطع شده و امروز بانکهاي درجه يک چين نيز با ما کار نميکنند. در شرايط فعلي، ما با بانکهاي زيرپلهاي چين کار کرده و به ازاي تبادل هر 100 يورو، حدود 20 يورو هزينه ميپردازيم. ما حتي قادر به تعامل اقتصادي با بازرگانان افغانستان هم با اين شرايط نيستيم. با تاسف بايد گفت که با روند کنوني، ما بازارهاي منطقه را هم شايد از دست داده و به سمت مبادله کالا به کالا به عنوان يک روش منسوخ در جهان حرکت ميکنيم. اگر خواهان رفاه جامعه هستيم، اين مهم با ارتقاي وضعيت توليد ملي محقق شده و با شعار به آن دست نخواهيم يافت. بايد تعامل با جهان را در پيش بگيريم. ما نبايد بگذاريم که فقر در جامعه افزايش يافته و فاصله طبقاتي روز به روز بيشتر شود. در وضع کنوني، ما راهي جز پذيرش FATF نداريم و مجمع تشخيص مصلحت بايد پاسخگوي باشد. سوال اساسي، اين است که چرا کشورهاي نزديک به ما، مانند چين، روسيه و حتي ترکيه از اعضاي اصلي FATF هستند؟ متاسفانه، مشکل امروز ما، نحوه مديريت سياسي، اقتصادي و اجتماعي در اداره کشور است. آقاياني که مخالف تصويب FATF هستند، هربار بهانهاي را مطرح ميکنند، مشکل ما اين است که امثال مصباحي مقدم و بسياري از اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، حتي در يک کنفرانس بينالمللي هم شرکت نکرده و اساسا، اقتصاد جهان و مقتضيات آن را نميشناسند. سوال اساسي اين است که در حال حاضر، مجمع تشخيص چه مسئوليتي به عهده دارد؟ سالانه ميلياردها تومان قاچاق در کشور ما صورت ميگيرد و تصويب FATF دقيقا راه مقابله با اين قاچاق است. به هر حال، اين ميزان از قاچاق با چمدان که صورت نگرفته و قاچاقچيان از طريق همين سيستم بانکي دست به قاچاق ميزنند.