مفهوم انتظار تورمي اين است که طبق برخي از قرائن و شواهد بايد قيمتها در آينده افزايش پيدا کند، بهعنوان مثال وقتي که ترامپ انتخاب شد و وقتي که گفت از برجام خارج ميشوم، طبيعي بود که نرخ دلار شروع به افزايش کند يا اينکه وقتي دلار گران شد همه کالاهايي که وارداتي بودند، شروع به افزايش قيمت کردند يا وقتي که مبادله پولي ما دچار اختلال شد باز انتظاري به وجود آمد که ما در سمت عرضه دچار مشکل ميشويم و به دليل کمبود عرضه بايد کالا گران شود. اين مفاهيم سادهاي از انتظارات تورمي است که ما حداقل از 17 ارديبهشت در سال 97 به اين طرف ديدهايم، وقتي جوجههاي يکروزه در سال جاري به هر دليلي معدوم شدند انتظار افزايش قيمت مرغ در همان مقطع وجود داشت و همه اينها جزو انتظارات تورمي هستند، به بيان ساده اتفاقي که امروز ميافتد نتيجهاش را چند ماه ديگر ميبينيم. انتخاب بايدن بهعنوان رئيس جمهوري آمريکا اين انتظار را ايجاد کرده است که او به برجام برگردد، اگر اين انتظار برآورده شود يعني در سمت عرضه ارز ما دچار مشکلي که در دو سال و نيم گذشته بوديم، نخواهيم شد، گرچه ممکن است قيمت نفت کم و زياد شود، اما اساس مطلب که مانعي بر صادرات نفتي و مبادلات پولي ايران منهاي موضوع FATF نيست و عامل و اخلال اصلياي که از ارديبهشت سال 97 در اقتصاد ايران ايجاد شد، انتظار منطقي و عقلايي طبق وعده انتخاباتي بايدن رئيس جمهوري آمريکا اين است که حذف شود، اگر اين اتفاق بيفتد يعني حباب قيمت دلار حذف ميشود و حباب هر کالايي که متاثر از حباب قيمت دلار بوده حتي اگر مردم به دليل افزايش قيمت دلار تخممرغي گران فروخته باشند، انتظار اين است که حباب قيمت تخممرغ هم کم شود، اما چه زماني اين اتفاق ميافتد؟ انتظارات عقلايي و انتظارات تورمي بستگي به زمان تحقق وعدهها دارد، بخشي از انتظارات را ميتوان قبل از وقوع برآورده کرد، بهعنوان مثال رئيسجمهوري منتخب آمريکا اول بهمنماه مستقر خواهد شد و طبيعتا انتظار اين است براساس وعدههايي که داده به معاهدات بينالمللياي که ترامپ از آنها خارج شده برگردد. بنابراين تا آن زمان انتظار اين است که نه تنها با افزايش قيمت کالاهايي که با دلار سروکار دارند مواجه نشويم بلکه کاهش قيمت هم داشته باشيم. موضوع ديگر اظهار نظرهاي تصميمگيران و تصميمسازان داخل کشور است که سياستهاي کشور را به اين سمت سوق بدهند، اگر با دادن هر نظر يا انجام اقدامي بهعنوان مثال نتيجه اين شود که ايران تمايلي به بازگشت آمريکا به برجام ندارد، طبيعي است که ميتواند وقفههاي زماني را طولانيتر کند. بهعنوان مثال همان مشکلي که ما با ترامپ داشتيم کشورهاي ديگر هم با او داشتند، اما مثلا مادورو رئيس جمهور ونزوئلا بلافاصله به بايدن پيام ميدهد که حاضر به مذاکره با آمريکا است. ايران و ونزوئلا را قياس نميکنم، اما ميخواهم يک مثال بزنم. برخي از کشورها متناسب با ارزشهاي خودشان رفتار ميکنند و برخي رفتارهاي ديگري انجام ميدهند و متاسفانه ما در داخل کشور همه موضوعات را صرفا سياسي ميکنيم اگر همه چيز را بخواهيم با چشم سياست نگاه کنيم ممکن است اين وقفههاي زماني طولانيتر شود.