آرمان ملي: در روزهاي پس از پيروزي جو بايدن در انتخابات رياستجمهوري ايالاتمتحده برخي به دنبال راهاندازي جرياني هستند که تلقين کنند بسيار محتمل است که آمريکا تحت هدايت جو بايدن به سياست به راه انداختن جنگهاي خارجي بازگردد. برخي نيز پا را فراتر گذاشتهاند و عنوان کردهاند احتمال زيادي وجود دارد که آمريکا تحت هدايت جو بايدن به سياست آغاز جنگهاي خارجي بازگردد که اين مساله بازسازي روابط ميان آمريکا و ايران را غيرممکن ميکند. استدلال آنها در اين راستا اين است که دموکراتها به جنگهاي بيشتري ميپردازند و تنشسازي ميکنند و ميگويند دليل اصلي اينکه آمريکاييها چهار سال پيش به دونالد ترامپ راي دادند اين بود که از جنگهاي مداوم کشورشان و همچنين اقتصاد و زيرساختهاي در حال سقوط ايالاتمتحده خسته شده بودند. ترامپ به قول خود عمل کرد و درگيري خارجي جديدي را شروع نکرد اما اگر عضوي از حزب جمهوريخواه در کاخ سفيد باشد، شايد اين اوضاع تغيير کند. اين جريان در داخل کشور هر روز دارد تنشها را بيشتر ميکند؛ تنشهايي که قطعا کشورهاي متخاصم با ايران بيشترين سود را از آن ميبرند. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با صلاحالدين هرسني، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
سرانجام بايدنهراسيهايي امروز از سوي برخي جريانها به کجا ختم خواهد شد؟
با اعلام پيروزي جو بايدن در انتخابات آمريکا موجي از بايدنهراسي فضاي سياسي و اجتماعي ايران را فراگرفته است. چنين موجي بيش از همه از سوي مطبوعات و جريانهايي خاص راهاندازي شده است. اينکه بغض به ترامپ مساوي حب به بايدن نيست، اينکه دست چدني آمريکا مخملي شد، اينکه بايدن يا ترامپ فرقي نميکنند و سروته يک کرباسند، اينکه دولت آمريکا بايد اشتباهات را جبران کند، اينکه بايدن از سياست شکستخورده ترامپ درس بگيرد، اينکه مردم آمريکا از بد و بدتر، بد را انتخاب کردهاند، اينکه خصومت ايران و آمريکا با ترامپ آغاز نشد که بخواهد با بايدن به پايان برسد، اينکه بايدن در راستاي منافع ملي آمريکا توان بازگشت به برجام و بازسازي آن را ندارد، اينکه بايدن نيز همانند ترامپ و جريانهاي عبري و عربي موافقتي با برنامههاي موشکي و رفتارهاي منطقهاي ايران ندارد، اينکه بايدن نيز با تحريم تسليحاتي ايران همسو با جمهوريخواهان است و سرانجام اينکه بايدن نيز مانند جمهوريخواهان و برخي دموکراتهاي راديکال با همه گزينههاي مقابله با ايران نظير جنگ مخالفتي ندارد، همگي نشانههايي از امواج بايدنهراسي است که از سوي جريانها و مطبوعات دستراستي رقم خورده است و به نظر نميرسد با توجه به نوع نگاه اين جريانات، ما شاهد فروکش شدن امواج بايدنهراسي باشيم.
آيا در حقيقت هيچ تفاوتي ميان ترامپ و بايدن و نحوه عملکرد آنها وجود ندارد؟
حال و اگرچه ممکن است آنچه را که مطبوعات و جريانهاي خاص درباره انتخاب بايدن و نيز با توجه به سوابق عملکردهاي دموکراتها در قبال ايران گفتهاند، در پارهاي از موارد معطوف به حقيقت و قرين صحت و صواب باشد اما کمي سادهانگاري و صد البته که دور از واقعبيني است که اگر بخواهيم انتخاب بايدن را بدون نفع و بدون فايده راهبردي براي ايران تلقي کنيم. قطعا و با مجموعهاي از قراين ميتوان گفت که بايدن نسبت به ترامپ گزينه معقولتري براي ايران است. مفيد بودن انتخاب بايدن براي ايران را ابتدا بايد در نظرات برخي مقامات و سپس اعلام مواضع رئيس دستگاه ديپلماسي ايران دانست. مسئول دستگاه ديپلماسي کشورمان در همين راستا، طي اظهاراتي پيرامون موضع ايران درباره نتيجه انتخابات آمريکا بيان کرد که معلوم است که تفاوتي ميان اين دو مورد وجود دارد، خصوصا در دوران دولت ترامپ که حتي اختلافاتي ميان خود جمهوريخواهان نيز وجود داشت و ديپلماسي که دولت ترامپ در پيش گرفت، بر اساس تهديدهاي شخص او و وزير امور خارجهاش بود. بنابراين تفاوتهايي ميان ترامپ و بايدن وجود خواهد داشت. از سوي ديگر، ما با اعلام پيروزي بايدن شاهد پايين آمدن قيمتها در بازار سکه و ارز و پايين آمدن قيمت برخي کالاهاي اساسي بودهايم. اگرچه برخي از جريانات روند پايين آمدن قيمتها را به ورود و نظارت اخير برخي دستگاهها در بازارها خلاصه کردهاند اما به نظر ميرسد انتخاب بايدن نيز در چنين روندي نقشي موثر داشته است.
ايران در اين برهه زماني بايد با چه سياستي از فرصتهاي ايجادشده در عرصه بينالمللي به بهترين شکل استفاده کند؟
حال و با همه گشايشي که از پيروزي بايدن در عرصههاي سياست خارجي و اقتصادي براي ايران قابل انتظار است، لازم به ايجاد و راهاندازي امواج بايدنهراسي نيست. در شرايط حاضر آنچه بيش از همه ضروري است نه مخالفت و فرصتسوزي، بلکه فراهم کردن زمينههاي ذهني و ادراکي از سوي جريانهاي دستراستي و اصولگراست، با اين هدف که ايران بخواهد و بتواند حضور بايدن در کاخ سفيد را به فرصتي براي گشايشهاي سياسي و اقتصادي تبديل کند. شکي نيست که تداوم امواج بايدنهراسي نتيجهاي جز تداوم تنش ديپلماتيک و انسداد در روابط و فريز شدن مذاکره نخواهد داشت. بر اين اساس، اگر جريانهاي دستراستي اصرار به تداوم راهاندازي چنين موجي داشته باشند، نبايد انتظار داشته باشند که حضور بايدن در کاخ سفيد به فرصتي براي ايران تبديل شود. محققا تداوم راهاندازي امواج بايدنهراسي از سوي جريانها و مطبوعات دستراستي به معناي تعقيب سياستهاي خاص و همچنين به معناي مشروعيت دادن به راهبرد ترامپ خواهد بود و از تداوم راهاندازي اين امواج جريانهاي عبري و عربي بيشترين سود را خواهند برد و جايگاه ايران در منطقه تضعيف خواهد شد.