بستن
کد خبر: ۱۰۰۱۰۵۰

گفتمان خشونت؛ ادبيات اوباش

گفتمان خشونت؛ ادبيات اوباش
دکتر محمدرضا سرگلزایی روان‌پزشک

هر چه که مي‌گذرد رواج ادبيات اوباش در جامعه ما بيشتر مي‌شود. واژه‌ها و عبارت‌هايي که زماني دشنام و ناسزا محسوب مي‌شدند بخشي از گفتمان معمول طبقه متوسط و حتي تحصيلکرده شده‌اند. چه فرايندي رخ داده است که ما ايرانيان به فرهنگ اوباش گرايش پيدا کرده‌ايم؟ هر جامعه‌اي افراد و نهادهايي دارد که به نوعي «مرجع» و «الگو» محسوب مي‌شوند. سياستمداران، ستاره‌هاي موسيقي و سينما و قهرمانان ورزشي مهم‌ترين اين افراد هستند و رسانه‌هاي فراگير نهادهايي هستند که اين الگوها را به مردم معرفي مي‌کنند. چند دهه پيش که رسانه فراگير، طبقه اوباش را به عنوان الگو در سريال‌هاي تلويزيوني معرفي کرد. جرياني در تلويزيون شروع شده بود که «داش‌مشتي‌ها» و «گنده‌لات‌ها» را به‌عنوان مصداق‌هاي «صفا و صداقت و مردانگي» به جامعه معرفي مي‌کرد. کساني که «ته خلاف» هستند ولي به يمن قلب صافي که دارند در نهايت به رستگاري مي‌رسند! اين جريان به‌سرعت به سينما کشيده شد. هرکس سينماي ايران را پيگيري کرده باشد مکررا با اين سناريو مواجه شده است: اوباش خلاف‌کارند، تبهکارند، خشن‌اند اما قلب پاکي دارند و همين قلب پاک آنها را به رستگاري مي‌رساند. چنين سناريويي را به‌وضوح در «مارمولک» کمال تبريزي و «اخراجي‌ها»ي مسعود ده‌نمکي ديديم. نتيجه اين قصه‌ها چيست؟ نسلي که «خفن» بودن افتخارش است، «بچه مثبت» بودن شرمسارش مي‌کند و رقابت مي‌کند تا «خلاف» باشد! آن‌وقت کساني که مي‌خواهند از هر آب گل‌آلودي ماهي بگيرند اين تنور را داغ‌تر مي‌کنند: نمايشنامه‌نويس در سراسر نمايشش فحاشي مي‌گذارد تا مردمي را که از شنيدن عبارات رکيک لذت مي‌برند بخنداند و کارش رونق پيدا کند، ناشر کتاب‌هاي کمک‌درسي کتابش را پر از عبارات و اصطلاحات لاتي مي‌کند تا دانش‌آموزان را به درس خواندن راغب کند و توليد‌کننده لباس معادل انگليسي و هاليوودي اين عبارات را بر تي‌شرت‌ها مي‌نگارد تا فروشش بالا برود! از عرضه آسيب‌زاي تلويزيون ملي و سينماي فيلم‌فارسي بگذريم و به حوزه مهم ديگري بپردازيم: سياست! ما وارث يک دوره هشت ساله هستيم که رئيس‌جمهور کشور با ادبيات بد سخن مي‌گفت، به همه‌کس و همه‌چيز پوزخند مي‌زد، مدارک تحصيلي را «ورق پاره» مي‌ناميد و... چرا تعجب مي‌کنيد از رواج اين گفتمان در بين نوجوانان و جوانان؟! اين همه‌گيري بيماري فرهنگي جرياني از بالا به پايين دارد، همچون سيلي است که از آسمان بر سر ما مي‌بارد، اگر آلوده نشويم سوال و تعجب دارد! رستگاري فردي در يک جامعه بيمار ممکن نيست، اين درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی