از مجلس نهم وزن چهرههاي تندرو و خصوصا جبهه پايداري در بين اصولگرايان سنگين تر شد، گرچه 4 سال دور از بهارستان ماندند و مجلس در اختيار اصلاحطلبان و اصولگراياني ميانهرو بود، اما مجلس يازدهم بار ديگر محفل جمع شدن اين طيف از اصولگرايان شد. حضوري که به لطف ائتلاف لحظه آخري قاليباف با پايداريها رقم خورد و تا امروز هم ادامه يافته است. موضوعي که ميتواند آينده سياسي قاليباف را رقم بزند.
سهم پايداري از مجلس
با رسيدن به دروازههاي بهارستان و با داغ شدن بحث انتخابات هيات رئيسه و تعيين رئيس مجلس، رقابت براي تقسيم سهمها شروع شد. پايههاي صندلي رياست قاليباف متزلزل شده بود حالا بايد بازي انتخابات اينجا هم تکرار ميشد براي همين سهم نايب رئيس اول به اميرحسين قاضيزاده هاشمي عضو شوراي مرکزي اين جبهه رسيد. احمد اميرآبادي دبير هيات رئيسه مجلس هم کانديداي پايداريها از قم بود. موسوي لارگاني و حاجي دليگاني نيز از دبيران نزديک به جبهه پايداري هستند. عليرضا سليمي که بر کرسي ناظران مجلس تکيه زد نيز در طيف فکري پايداريها تعريف ميشود. هرچند پنج کرسي هيات رئيسه به دست پايداريها افتاد اما اينجا هم نقطه پايان ماجرا نبود. انتخابات هيات رئيسه کميسيونها که از راه رسيد پايداريها پرتعداد وارد رقابت شدند؛آنچنان که رياست کميسيون فرهنگي مجلس سهم«مرتضي آقاتهراني»دبيرکل جبهه پايداري شد و رياست کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي نيز در دستان «مجتبي ذوالنوري» از نمايندگان نزديک به پايداري قرار گرفت. نمايندگان نزديک به جبهه پايداري رياست کميسيون اصل نود مجلس را بدست آوردند تا وزن خود را در مجلس يازدهم نشان دهند.
مصائب ميانهروي
مصائب قاليباف بهعنوان رئيس مجلس از تيرماه آغاز شد. مجلس جديد اصولگرايان ميزبان وزير امور خارجه شد تا اولين برخوردش با دولت حسن روحاني را نشان دهد. هرچند قاليباف بهعنوان ميزبان اصلي در صدر مجلس نشسته بود، اما سور و سات ضيافت را تندروها فراهم کردند. ظريف در ميان دشنامها و حملات سخت اعضاي جبهه پايداري نا اميدانه نيم نگاهي به صدرنشين مجلس داشت، اما قاليباف تنها به چند تذکر بسنده کرد. برخورد با وزير امور خارجه صداي بسياري را درآورد و نقدها به مجلس از سوي معتدلين اصولگرا شدت گرفت. موضوع آنقدر بالا گرفت که رهبر معظم انقلاب در بخشي از توصيهها به نمايندگان با اشاره به حضور وزرا در مجلس تاکيد کردند: حضور وزرا در يک ماه اول آغاز به کار مجلس و ارائه گزارش از شرايط کشور،کار بسيار خوبي بود اما نبايد به وزرا توهين و يا تهمتي زده شود. پس از آن هم طرح سوال و حتي استيضاح رئيسجمهور از سوي نمايندگان جبهه پايداري کليد زده شد تا قاليباف را در موقعيتي ناخواسته قرار دهند، هرچند اين مساله هم با توصيه رهبري بينتيجه ماند؛ اما در هر دو مورد قاليباف نتوانست نقش پر رنگي را ايفا کند.
فرار از تله پايداري
رفتار چندماهه قاليباف در کرسي رياست مجلس حکايت از آن دارد که آقاي رئيس در ميانه همراه شدن با پايداريها و پشت کردن به آنها مانده است. از يکسو قاليباف اگر عزم جدي براي ماندن در پارلمان داشته باشد به صندلي کمتر از رياست راضي نخواهد بود، تضمين کرسي رياست هم همراهبودن اين طيف از اصولگرايان با اوست.خاصه آنکه نوع رياستش در اين چند ماه با انتقاداتي از درون و برون پارلمان هم روبهرو بوده و جايگاه را براي او متزلزل کرده است. در چنين شرايطي قاليباف مجبور است پايداريها را دور و بر خود نگه دارد تا در بزنگاهها رأي آنها را پشت سر خود ببينيد. سوي ديگر ماجرا اما خيز برداشتن قاليباف به سمت پاستور است. او اگر بخواهد زمزمههاي اين روزها درباره کانديداتوري در انتخابات 1400 را تبديل به واقعيت کند نياز دارد خود را يک اصولگراي معتدل و ميانهرو نشان دهد نه يک چهره تند از جنس پايداريها.