پيروزي جو بايدن در انتخابات آمريکا اثرات رواني کوتاهمدتي بر وضعيت بازارِ ارز و سکه ايران خواهد داشت، اما بهزودي روزهاي سخت در روابط دو کشور شايد حتي بيش از پيش فرا خواهد رسيد. واقعيت اين است که سياست منطقهاي ايران و آمريکا ماهيتي متضاد يکديگر پيدا کرده است و بدون ارادهاي مستحکم از سوي دو طرف براي غلبه بر اين تضاد، روند اوضاع روزبهروز بغرنجتر خواهد شد. اين در حالي است که هيچ نشانهاي در دست نيست که دولت بايدن بخواهد از سياست سنتي آمريکا در خاورميانه دست بکشد يا نيروي اصلي تصميمگير در ايران از نفوذ و داعيههاي منطقهاي خود صرفنظر کند. آنچه در اين ميان برخي تحليلگران را در مورد نگاه دولت بايدن به ايران به اشتباه مياندازد، استناد به دورهاي خاص از سياست دولت باراک اوباماست که در حقيقت سياستي موقت و گذرا بود و به تاريخ پيوست. اوباما به دليل خلأ قدرتِ ناشي از ضعف و فروپاشي برخي دولتهاي خاورميانه در پي بهار عربي و برآمدن تروريسم داعشي و عدم آمادگي دولتش براي حضور نظامي فراگير در منطقه، چشم بر حضور نيروها بست. بنابراين، چشم بستن دولت اوباما به حضور نيروهاي ايراني در سوريه و عراق، صرفا تا شکست داعش قابل دوام بود و دولت او اساسا قصدي براي پذيرش هژموني ايران بر منطقه در دوران پساداعش نداشت. اوباما برجام را هم با انگيزهاي استراتژيک در دستورکار خود قرار داد. تصور دولت او بر اين بود که اگر ايران درگير تعامل امنيتي با غرب شود، بهناچار ساير گامها را نيز در جهت عاديسازي برميدارد و به سوي برجامهاي 2 و 3 و 4... حرکت ميکند. طرف ايراني اما نگاهي تاکتيکي به اين توافق داشت و آن را منحصر به محدود کردن موقت برنامه هستهاي در برابر بازگشت پول نفت به اقتصاد کشور ميديد. از همين رو، انتظار اوباما از برجام برآورده نشد و او در کاهش تحريمها مردد ماند. از اين سو نيز نه فقط اثري از تغيير در نگاه و سياستِ هميشگي ديده نشد بلکه همان خطمشي سابق مورد تاکيد فزاينده قرار گرفت. اين بود که برجام در همان ابتداي کار با مانع در واقع با شکست روبهرو شد. با توجه به اين پيشينه، اساسا ديگر برجامي با تعريف موردنظر وجود ندارد که بايدن بخواهد به آن بازگردد! در اين ميان با حضور بايدن در کاخ سفيد حتي مخاطره يک رويارويي نظامي ناخواسته هم ممکن است تشديد شود. با اين حساب، هنوز نه تنها هيچ چيز در مناسبات ايران و آمريکا تغيير نکرده است بلکه روزهاي سختتري در پيش است مگر آنکه اراده جامع و فراگير نشان داده شود که آن هم تا انتخابات رياستجمهوري سال آينده بسيار بعيد است. در واقع شرايط حضور بايدن در کاخ سفيد و نحوه تعاملش با ايران مصداق همان شعر مشهور خواجه شيراز است: که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکلها!