آرمان ملي - اميد کاجيان: پردهها کنار رفتهاند. هرچند تمام رسانهها در سرتاسر دنيا خود را بيطرف و منصف ميدانند اما در حقيقت در عالم رسانه چيزي به نام بيطرف وجود ندارد. ولي آنچه در روزهاي گذشته در قبال رسانهها و روابطشان با دونالد ترامپ گذشت نابودي همان شکل و شمايل ظاهري اين موضوع بود که رسانهها تنها به انعکاس خبر ميپردازند و تلاششان انعکاس واقعيتهاست. در اين سالها البته که دونالد ترامپ نيز رابطه خوبي با بسياري از رسانهها نداشته است و بارها با اظهارنظرهايي دراين رابطه در واقعيت به تقابل خود با رسانههايي مانند سيانان دامن زد. رئيسجمهور آمريکا در اين سالها بارها از اين رسانهها که عليه او سخن ميگفتند بهعنوان فيکنيوز نام ميبرد. اما عرصه انتخابات 2020 نماد مخالفت رسانهها با ترامپ را بهعينه به نمايش گذاشت تا جايي که ديگر اثري از شوي ظاهري حرفهايگري اين رسانهها نبود و عملا آنها به تقابل با دونالد ترامپ و حمايت از بايدن پرداختند؛ اتفاقي که از اين حيث بايد آن را بيسابقه و عجيب دانست. کليد اين تقابل زماني رخ داد که کريستوفر والاس به عنوان مجري نخستين مناظره دو کانديداي رياستجمهوري چنان عمل کرد که ترامپ بگويد ظاهرا با دو نفر در حال مناظره است. اما اوج اين تقابل را ميتوان وقتي ديد که چند رسانه پخش زنده اظهارات دو روز پيش ترامپ را قطع کردند و چون آن را براي آمريکا خطرناک دانستند. کار به جايي رسيد که مجري شبکه سيانان که به اصطلاح از حرفهايترين رسانههاي جهان است ترامپ را بابت چاقياش به سخره بگيرد و او را لاکپشت چاقي توصيف کند که در انتخابات باخته است و برعکس برزمين افتاده و دست و پا ميزند. اين سخنان مجري سيانان بيش از هر زمان ديگري مشخص ميکند که چرا ترامپ به رسانهها اعتماد نداشت و آن را در تقابل با خود ميديد. کار به جايي رسيده تا حتي توئيتر که چندين بار پستهاي ترامپ ر ا پاک کرده است، اينبار خبر دهد که بهزودي قرار است صفحه ترامپ را مسدود کند تا تقابل رسانهها با وي در قالب شبکههاي اجتماعي مانند توئيتر هم تعريف شود. جالب اينکه حتي شبکه بيبيسي و پخش فارسيزبان آن هم اين تقابل و عناد با ترامپ را نشان داد. مثلا بيبيسي درباره تصميم ترامپ براي پيگيري حقوقي انتخابات با بيان اينکه او هيچ صلاحيتي براي اين کار ندارد دست به قضاوت ميزند يا در نظرسنجي از مردم پرسيده است: «نظرتان راجع به ادعاي بياساس دونالد ترامپ مبني بر تقلب و درخواست بازنگري آرا چيست؟» قطعا گزاره بياساس براي دريافت نظر سايرين راجع به ادعاي ترامپ، نبايد محلي از اعراب ميداشت اما بيبيسي با بهکاربردن اين کلمه عملا مخالفت خود با ترامپ را نشان ميدهد.
قابل پذيرش است؟
با اين اوصاف اکنون اين پرسش پيش ميآيد که ناگهان چه بر سر اين رسانههاي مدعي حرفهايگري ميآيد که ظواهر را نيز کنار ميگذارند و کاملا تکليف خود را با مخاطبانشان آن هم با اين غلظت مشخص ميکنند؟
تا چه اندازه رسانهها در اين انتخابات به کمک بايدن آمدند و چرا ترامپ در طول اين سالها به جاي جذب رسانهها به دفع آنها پرداخت و با اينکه خود يکي از چهرههاي رسانهاي بود قدرت آنها را نديد گرفت؟ اينکه چرا رسانهها، ترامپ را برنميتابيدند نيز جاي سوال دارد. آنچه اين روزها گذشت بايد چگونه توضيح داد؟ رفتاري که رسانهها در قطع سخنراني زنده ترامپ نشان دادند قطعا از بعد حرفهاي توجيهپذير نيست، اينکه يک مجري مدعي بيطرفي با الفاظي مانند چاق و لاکپشت از رئيسجمهور آمريکا نام ببرد يا رسانهاي دائما اعتراض ترامپ را بياساس توصيف کند، شايد هم ترامپ باعث شده تا فصل جديدي از تعاريف رسانهاي در ميان باشد. قطعا خود رئيسجمهور فعلي آمريکا در آنچه امروز رسانهها با او انجام ميدهند مقصر است.
بايد تفاوت قائل شويم
محمدصادق جواديحصار فعال رسانهاي دراينباره به «آرمان ملي» ميگويد: جايگاه رسانهها قطعا در کشورها متفاوت است. رسانهها در دنياي آزاد اين اختيار را دارند تا از يک جريان حمايت کنند يا عليه يک جريان باشند و البته ادبياتشان خيلي صريح يا خيلي گزنده باشد. در حقيقت آنچه اخيرا ديديم ناشي از حقيقت و مختصات رسانه آزاد است. رسانه آنچه را که ميخواهد انجام ميدهد و در ادامه اين سليقه مخاطب است که به عنوان خط قرمز براي رسانه شناخته ميشود. احتمالا در آمريکا اين فرهنگ پذيرفتهشده که رسانهاي سخنراني رئيسجمهور را نصفهکاره قطع يا حتي او را به لاکپشت چاق تشبيه کند. هرچند شايد اين اقدامات در ساير رسانهها معمول نباشد. بنابراين فرهنگ آمريکا اين نوع رفتار را هرچند براي ما خارج از عرف است و عجيب، پذيرفته است. آنچه از نگاه ما نامتعارف است صراحت رسانههاي دنياست. وي اما در پاسخ به اينکه آيا قطع سخنراني يک رئيسجمهور از سوي يک رسانه حرفهاي است؟ و يا اينکه شبکهاي مانند توئيتر ميگويد که حساب ترامپ را در آينده ميبندد نماد آزادي بيان است؟ پاسخ ميدهد: البته دراين موارد بايد دلايل اين رسانهها را بدانيم ممکن است آنها خود چارچوبهايي براي خود ترسيم کنند. البته بخشي از اين رفتارها نيز به واسطه رفتار خود ترامپ است، ترامپ بايد جايگاه رسانهها را درک ميکرد، اما با بيتوجهي به آنها و از سويي رفتار تقابلي با برخي از اين رسانهها باعث انتقامجويي امروز آنها از خود شد. وقتي در درگيري لفظي ترامپ به خبرنگاري ميگويد نشست را ترک کند آنها نيز اينگونه مواقع جبران ميکنند يا با الفاظ خاص از وي ياد ميکنند يا دست او در بسياري از رسانهها را کوتاه ميکنند. بههرحال ترامپ بايد قدرت رسانهها را درک ميکرد تا امروز شاهد چنين اتفاقي در نوع برخورد رسانهها با او نباشيم.