بستن
کد خبر: ۱۰۰۰۷۷۲

حق با باهنر است

حق با باهنر است
کوروش الماسی محقق و پژوهشگر

کارآمدي مديريت کلان که تنها مسير کم‌هزينه و خردمندانه برون‌رفت از بن‌بست سياسي است، تنها از طريق صداقت و دلسوز کشور بودن فعالان عرصه سياسي ممکن است. در اين موجز تلاش مي‌شود در تاييد ديدگاه‌هاي آقاي باهنر که در گفت‌وگو اخير منتشر شد، نکاتي ارائه شود. در اين گفت‌وگو ايشان امور و معضلات گوناگون به‌ويژه سياسي را تحليل و از جمله اظهار کردند که سياست‌گذاري در روابط خارجه در حيطه اختيار رئيس‌جمهور (دولت‌ها) نيست. در تاييد اظهارات آقاي باهنر که انعکاس عيني عرصه سياسي است، پربيراه نيست اگر گفته شود که نهادهاي انتصابي همراه با مجلس، «پل صراط» براي اهداف، راهکارها و عملکرد نهادهاي انتخابي هستند. حق کاملا با باهنر است وقتي مي‌گويد روابط خارجه در اختيار رئيس‌جمهور (دولت) نيست. اگر ديدگاه واقع‌بينانه آقاي باهنر را کمي عيني‌تر بيان کنيم، مي‌توانيم بپرسيم، آيا «تصميمات کلان» در عرصه‌هاي انرژي، داخلي، دفاع، آموزش‌وپرورش، اقتصادي و... در اختيار رئيس دولت است؟ وظيفه اخلاقي و ملي حاشيه‌نشينان و ميدان‌داران عرصه سياسي است تا احساسات را کنار گذاشته و آنچه «بنابر شرايط عيني» به سود کشور است، را «انتخاب» کنند. صرف‌نظر از مطلوب يا نامطلوب بودن، واقعيت انکارناپذير اين است که نهادهاي انتخابي فاقد قدرت اجرائي بوده و هستند. بنابراين، به مصلحت توسعه، امنيت و منافع ملي است تا هماهنگي و يکپارچگي ميان «مديريت اجرا و قدرت عمل» ايجاد شود. اما اين پرسش مطرح مي‌شود که هماهنگي اجرا و قدرت عمل چگونه ممکن است؟ ساده و کاربردي‌ترين پاسخ اين است که به‌صلاح کشور است تا صاحبان اصلي قدرت مديريت آشکار و علني امور گوناگون روابط خارجه، دفاعي، اقتصادي، تجاري، آموزش عالي و متوسطه و... را در اختيار داشته باشند. در مطلبي که مورخ 8/8/99 در ««آرمان ملي»» منتشر شد بزرگواري درخواست کرد که «اجازه دهيد اصلاح‌طلبان انتخابات را رقابتي کنند». بيان چنين درخواستي در تناقض آشکار با ذات انتخابات است. چراکه در فرايند انتخابات شهروندان و نه برخي نهادها، مجوز (اجازه) مي‌دهند تا برخي افراد يا جناح‌ها وظيفه نمايندگي را بر عهده بگيرند. درخواست اجازه براي رقابتي کردن انتخابات گواهي عيني در تاييد اظهارات آقاي باهنر مبني بر حدود اختيارات رئيس‌جمهور (نهادهاي انتخابي) است. افرادي که نمي‌دانند حق اجازه دادن يا ندادن تنها متعلق به راي‌دهندگان است صلاحيت نمايندگي شهروندان را ندارند و نبايد توسط شوراي نگهبان تاييد صلاحيت شوند. افراد و نهادهايي که قدرت دارند بايد مسئول همه امور اجرائي باشند. آقاي باهنر حقيقتي مبهم در مورد ساختار مديريت کلان را آشکار کرد. تصميم‌گيري در روابط خارجه صرفا در اختيار رئيس‌جمهور نيست. اين حقيقتي کاربردي بوده و است که ايده‌آليست‌هاي رمانتيک با اذهاني انباشته شده با انبوهي از انديشه‌ها و اهداف وارداتي در چهار دهه گذشته نخواسته يا نتواسته‌اند درک کنند. نه‌تنها در عرصه روابط خارجه بلکه در عرصه‌هايي چون آموزش‌وپرورش، تجارت، آموزش عالي، فرهنگ، اقتصاد و... افراد و نهادهاي اجرائي برآمده از فرايند انتخابات، اختيار اعمال و تحقق انديشه‌ها، راهکارها، طرح‌ها و راهبردهاي کاربردي که همسو با جريان فکري نباشد، را ندارند. بنابراين پر بيراه نيست اگر گفته شود يکي از اصلي‌ترين دلايل پديدار شدن چالش‌هاي اجتماعي که برآيند ناکارآمدي مديريت کلان است، ناهماهنگي ميان صاحبان و نهادهاي اصلي قدرت با نهادهاي اجرائي برآمده از فرايند انتخابات است. بدون هيچ‌گونه غرض‌ورزي، به باور نگارنده، در اختيار گرفتن مديريت اجرائي امور گوناگون کشور، توسط صاحبان قدرت، «به دلايل کاربردي و بي‌شمار، در راستاي برون‌رفت از بن‌بست مديريت ناکارآمد کنوني که يگانه منشأ چالش‌هاي اجتماعي بوده»، است. بنابراين به مصلحت کشور و منافع ملي است تا حاشيه‌نشينان «تا اطلاع ثانوي» رويا يا اشتياق حضور در مديريت نهادهاي اجرائي برآمده از انتخابات را کنترل کنند و به نمايندگان قدرت راي و از آنها حمايت کامل کنند. چراکه هدف سلامت، امنيت و توسعه ايران است و نه اينکه کدام فرد يا جناح منشأ راه‌هايي شهروندان از افسردگي، نااميدي و نگراني پيوسته شوند. اولين و کمترين نتيجه چنين شرايطي ايجاد شفافيت و پاسخگويي در مديريت کلان خواهد بود. بدين معني که در صورت يکپارچگي مديريت اجرا و صاحبان اصلي قدرت، ديگر هيچ رئيس‌جمهوري نمي‌تواند ناکامي‌هاي خود و دولتش را با اين عنوان که اختيار کامل ندارم يا نداشتم، توجيه کند يا اينکه ديگر جناح يا نهادي نمي‌تواند، مثلا، تاخير دهه‌اي ساخت آزادراه تهران شمال، بي‌نظمي‌هاي مالي برخي صاحب‌منصبان، عدم توانايي و اراده تحقق منافع ملي و... را به گردن دشمن بيندازد. يک ضرورت ملي، منطقي و کاربردي است که مديريت اجرائي «بايد» توسط صاحبان قدرت اعمال شود. به گواه چهار دهه تجربه‌گران، تلاش برخي فعالان و جناح‌ها براي حضور در مديريت اجرائي بدون داشتن ابزارهاي قدرت، سرانجام منجر به حاشيه‌نشيني و افسردگي مي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی