آرمان ملي- محمدهادي عليمرداني: با نزديک شدن به زمان انتخابات رياستجمهوري 1400، گفتوگو درباره احتمال داغ شدن شعارهاي پوپوليستي از سوي نامزدهاي انتخاباتي، افزايش پيدا کرده است. عوامگرايي يا پوپوليسم يکي از آفات فضاي سياسي ايران در دهه اخير بوده است؛ موضوعي که يکي از موانع جدي اصلاح مشکلات کشور به شمار ميآيد. پوپوليسم واژهاي است كه در آمريكاي لاتين متولد شد و از واژه «پوپولاسم» گرفته شده است. اين واژه در مقابل خردگرايي، عقلانيت و نخبهگرايي است. به تعبيري ديگر پوپوليسم از واژه لاتين ( popularis يا populus ) به معناي توده مردم يا عامه گرفته شده است. کليدواژه پوپوليسم در سياست ايران عمدتا زماني به کار ميرود که مسئولان کشوري يا نامزدهاي انتخاباتي، چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات رياستجمهوري سخنان و شعارهايي را به کار ميبرند که تنها علت بهکارگيري آنها جلب نظر مردم براي به دست آوردن اقبال عمومي يا راي است. اين شعارها عمدتا پشتوانه عملي نداشته و به دليل وجود موانع گوناگوني اعم از تقابل با متن قانون، قابليت اجرايي شدن ندارند. بسياري از کارشناسان، فعالان سياسي و منتقدان، حدود سالهاي 84 و زمان روي کار آمدن محمود احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري همان سال را، دوران اوج ظهور گفتمان پوپوليستي در فضاي سياست داخلي ايران ميدانند.
پوپوليسم و ويراني حکمراني
يکي از دغدغههاي هميشگي مردم در سالهاي اخير، اجرايي نشدن وعدههاي انتخاباتي نامزدهاي مجلس و روساي جمهور، پس از قرار گرفتن در صندلي مديريت است. گلايه مردم زماني شدت ميگيرد که همه نامزدها از گسترش آزاديهاي مدني يا گشايشهاي اقتصادي حرف ميزنند اما در عمل تغييري چنداني رخ نميدهد. اين موضوع تبعات بسياري را براي کشور به همراه دارد. نااميدي مردم از صندوقهاي راي، يکي از سرفصلهاي چالشبرانگيز اين روزهاست که ميتوان آن را محصول رويکردهاي پوپوليستي دانست. مردمي که هيچ تفاوت فاحشي ميان شعارها و عملکرد اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي نامزدهاي انتخابات امروز و مسئولين فردا حس نميکنند، دليلي براي حضور مجدد در صفوف اخذ راي نخواهند داشت. ديگر آسيبي که ميتوان براي رويکرد پوپوليستي متصور بود، اين است که اگر مديران آينده کشور، پيش از انتخاب شدن به واسطه مردم، اين احساس را نداشته باشند که براي قرار گرفتن در صندليهاي مديريتي، مجبور به ارائه برنامههاي منسجم، راهبردي و از پيش تعيينشده هستند، هيچ اقدامي در اين خصوص نکرده و در روزهاي مديريت خود، گرهي از ساختار حکمراني باز نخواهند کرد. اين موضوع سبب ميشود که با آمدن و رفتن افراد مختلف، در جايگاهها و طي سالهاي پيدرپي، کشور در اصلاح مشکلات خود ناکام باقي بماند.
احزاب عليه پوپوليسم
يکي از مسيرهايي که صاحبنظران عرصه سياست براي رهايي از چنگال پوپوليسم به تصوير کشيدهاند، قدرت بخشي به احزاب است. حزب عمدتا به ساختاري گفته ميشود که برآمده از دل نوع نگاه متفاوت، رويکرد و مطالبات عدهاي از مردم است. در حالت اصولي، عدهاي از مردم که شرايط نامبرده را دارند، در کنار يکديگر حزبي را براي تغيير به نفع پسند خود تاسيس ميکنند. در ايران احزاب عمدتا از سوي فعالان سياسي و مسئولان پايهگذاري شده و اندک احزابي هستند که از ابتداي شکلگيري مردمي بوده باشند. احزاب، قادر به تشکيل کميسيونها و محافلي براي بررسي ريشهاي مشکلات کشور در درازمدت هستند. حزب ميتواند سالها پروندههاي مختلفي از نقاط قوت و ضعف قانون و ساختار حکمراني را مورد تحقيق و بررسي قرار داده و راههاي برونرفت از مشکلات را بيابد. در صورتي که احزاب در ايران قدرت و انسجام بيشتري داشتند، ميتوانستند بدون نياز به استفاده از سخنان پوپوليستي، مسير کشور براي اصلاحات را باز کنند. علاوه بر نحوه غلط شکلگيري حزب در ايران، افرادي که از دل حزب به صندليهاي مديريتي دست پيدا ميکنند نيز، پس از انتخاب شدن، تقيد و پاسخگويي لازم به احزابي که از آنان حمايت کردهاند را ندارند و حتي اگر احزاب، برنامههاي مناسبي براي اصلاح مشکلات در اختيار آنان قرار بدهند، باز هم ضمانت اجرايي در اين خصوص وجود ندارد. تقويت حساب شده سازوکار حزبي، يکي از مسيرهاي مبارزه با پوپوليسم خواهد بود. بخشي از گفتوگوي «حسين مظفر» عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، در خصوص پوپوليسم را ميخوانيد:
دردسرهاي شعارهاي پوپوليستي چگونه دستگاههاي اجرايي را دچار مشکل ميکند؟
متاسفانه نامزدها از عدم آگاهي و احساسات مردم سواستفاده ميکنند که سبب ميشود شعارهايي که ضمانت اجرايي ندارد، منطقي، عقلاني و متناسب با ظرفيتهاي کشور نيستند ارائه شود که اين نوع شعارها جاي خود را هم ميان مردم هم باز ميکند و هواداراني جذب ميکند که اين آفت بزرگي است که هم مجلس را ناکارآمد کرده و هم قوه مجريه را دچار مشکلاتي ميکند.
راهکار برونرفت از شرايط پوپوليستي چيست؟
راهکار برونرفت از اين فضاي پوپوليستي پيش هر چيز اين است که احزاب بايد نقش و کارکرد خود را براي انسجامبخشي جامعه به سوي مصالح ملي و آگاهسازي افکار عمومي و ارائه برنامه منطقي و معرفي شايستگان ايفا کنند.
رسانهها چه نقشي در اين خصوص دارند؟
از طرفي مطبوعات و رسانهها نيز نقش موثري دارند چون زمينه تصميمسازي کشور هستند و ميتوانند در آگاهي و شناخت عمومي تاثيرگذار باشند تا کسي هم شعارهاي خارج از اختيارش مطرح نکند.