بستن
کد خبر: ۱۰۰۰۷۲۹

شاخ‌ها بالاخره به پهلوی خودمان فرو می‌‌روند

شاخ‌ها بالاخره به پهلوی خودمان فرو می‌‌روند
بهار اصلانی

دکتر جان دیشب در رویای میهمانی فریدون ‌مشیری می‌گفت: «هرچی علم و دانش کسب کردین بریزین توی کیسه ساعت 9 بذارین دم در. الان یا باید با شال خودت رو خفه کنی، یا دعوا زرگری راه بندازی که دیده بشی. گرگ‌ها همراه و انسان‌ها غریب، با که باید گفت این حال عجیب؟» خیام در حالی که به رازی چشمک می‌زد به مشیری گفت: «نه فری جون. فقط اینا نیست. هست از پس پرده گفت‌وگوی من و تو، چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من. می‌گیری که چی می‌گم؟» رازی گفت: «اووفف اتفاقا در همین راستا یه پیج حیات‌وحش توی اینستاگرم پیدا کردم عکس پلنگ‌های نادر رو می‌ذاره».شریفی‌نیا گفت: «راست می‌گین؟! نادر کیه؟ به من هم نشون بدین!» انوشه‌‌انصاری گفت: «عجب اشتباهی کردم سفینه رو دربست گرفتم و تا اون طرف کهکشان رفتم که اطلاعات بیارم. انگار تنها چیزی که بشریت برای ادامه حیاتش احتیاج داره ژل و بوتاکس برای تزریقه».هدایت گفت: «کاش فقط اون بود. دیدم یه کتگوری مِستر دهن‌دار هست که توش از بشقاب حاوی لاشه حیوانات‌شون صبح تا شب عکس آپلود می‌کنن. اول فکر بکنید به گرسنگان، به آیندگان که با شگفتی خواهند خواند، اجداد انسان حیوان کشته شده را می‌خورده‌‌اند بعد اینها رو معروف کنید.» مریم میرزاخانی گفت: «من رو بگو که ساده‌لوحانه به بچه‌ها ریاضی یاد دادم چون معتقد بودم ریاضیات به درست فکر کردن کمک می‌کنه. غافل از اینکه نسل بعدی اصلا قرار نیست فکر کنه. قراره دهنش رو کج کنه و با تلفظ خاص یک کلمه آینده‌اش رو بسازه.»رازی انگشتش را برد در دهانش و گفت: «کچلیک» خیام غش‌غش خندید و گفت: «رازییی راضیم ازت!»دوستم که حوصله‌اش از بحث سر رفته بود و سرش به موبایلش گرم بود ناگهان گفت: «ببین زیر پست این یارو که توی حموم آواز می‌خونه نوشته دوستاتون رو منشن کنین تا آیفون جایزه بگیرین. مشاهیر یکصدا فریاد زدند: «من رو منشن کن!»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی