در صورت پيروزي ترامپ، آيا او در قبال سياستهاي خود در مقابل ساير کشورها تغييراتي ايجاد خواهد کرد؟
ترامپ تغييري در رويکرد خود ايجاد نخواهد کرد. سياست او فشار حداکثري است و اين را بر همه کشورها تحميل کرده است. او به اراده مبتني بر قدرت متکي است و مدعي است که در کوتاهمدت با اتکا به همين سياست ايران را به پاي ميز مذاکره ميکشاند. در صورت پيروزي ترامپ شرايط براي ايران سخت خواهد شد. ترامپ عملا در اين عرصه ديگر ابزار اقتصادي ندارد و شايد رويکرد خود را تغيير دهد.
در صــورت پيروزي بايدن ايران از اين تهديدها و خطرها دور خواهد شد؟
من بــر ايـــن بــاور هستم که اگر بايدن روي کار آيـــد، شرايط مذاکره با آمريکا سختتر خواهد شد. با آمدن بايدن از جنگ دور خواهيم شد اما شرايط مذاکره سخت است. ترامپ در ماههاي اخير تمامي متحدان خود را از دست داده و شايد با آمدن بايدن بار ديگر اتحادي عليه ايران شکل گيرد. مذاکره با ترامپ سخت نيست و شايد از آن جهت که ايران ميداند با چه پديدهاي مواجه است تا حدودي راحتتر باشد. بايدن با روي کار آمدن يک ابزاري در دست دارد که ترامپ در اختيار او قرار داده است و آن همان تحريمهاي سخت است و بايدن با اين تحريمها احتمالا از ايران بخواهد امتيازاتي بگيرد. دست بايدن در مذاکره با ايران به مراتب بازتر از ترامپ است. بايد توجه کرد که سريعا اوضاع تغيير نميکند. تعامل ايران و بايدن طولانيمدت خواهد بود و بهزودي تحريمها توسط او برداشته نميشود. بايدن در بازگشت به برجام همانند اوباما نخواهد بود. او شرايطي براي بازگشت به برجام دارد و خواهان برجامهاي ديگر علاوه بر برجام موجود است. من بعيد ميدانم يک بستري ترامپ ايجاد کرده است که مذاکرات نابرابر خواهد بود.
ايران بايــد بـــا چه رويکردي گام بردارد و آيا موفقيتهاي اخير ميتواند به کمک ايران در ماههاي آتي بيايد؟
لغو تحريمهاي تسليحاتي ايران بهعنوان يکي از موفقيتها در عرصه برجام است که توانسته بعد سياسي اين توافقنامه را به سرانجام برساند. در اين ميان برخي کشورهاي اروپايي و ايالات متحده بر اين باور هستند که ايران نبايد پس از اين رويداد به خريد و فروش اسلحه در عرصه بينالمللي روي آورد. اين قبيل کشورها فعاليتهاي تسليحاتي ايران را تهديد ميدانند به همين علت تمايلي ندارند تا ايران در اين عرصه به راحتي به فعاليت بپردازد و اسلحه بفروشد و يا انواع آن را خريداري کند. بايد توجه داشت که در همين عرصه نيز ميان نگاه کشورهاي اروپايي و ايالات متحده تفاوت وجود دارد. اروپا بر اين باور است که لغو تحريمهاي تسليحاتي به گونهاي يک امتياز و يک مشوق براي ايران است تا برجام حفظ شود و بار ديگر بتوان به احياي کامل آن اميدوار بود. آنها بر اين باور هستند که ايران در اين برهه زماني توانايي اقتصادي خريد تسليحات سنگين را ندارد. وراي اين موارد که کدام کشور با ما تعامل تسليحاتي خواهد کرد و کدام نخواهد کرد بايد ما در داخل کشورمان به يک تعامل و توافق جمعي در خصوص نحوه تعامل خود با ساير کشورهاي جهان برسيم. امروزه دو نگاه نسبت به سياست خارجي ايران وجود دارد. نخست نگاهي است که صرفا بر مخالفتها و اختلافات تاکيد دارد و بر اين باور است که بايد بر همين موارد استوار بود. نگاه دوم اين است که بايد با جامعه جهاني تعامل کرد و بر روي نقاط مشترک تاکيد کرد.
آيــا اســـاسا تــفاوتي ميان رئيسجمهوري ترامپ و بايدن بر داخل کشور وجود دارد؟
در حال حاضر صداي نگاه اول بلندتر است به گونهاي که در مجلس براي رئيسجمهور حکم اعدام چندمرتبه صادر ميکند. تريبون فعلا در دست اين افراد است و به همين علت آنها بيشتر ديده ميشوند. نگاه دوم که بر تعامل با جهان تاکيد دارد بايد يک نکته را شفافسازي کند که آنها بهدنبال تعامل هستند و به هيچوجه نمي خواهند تسليم کشورهاي غربي شوند. تفاوت ميان تعامل و تسليم بسيار زياد است اما نگاه مقابل تعامل با جهان معمولا اين دو امر را يکي تفسير ميکنند. مشکل ما در داخل اين است که هنوز به اين جمعبندي نرسيدهايم که با کدام نوع نگاه بايد با آنچه که امروز با آن مواجه هستيم و آنچه که در آينده با آن مواجه خواهيم شد، بايد عمل کنيم. بنابراين به همين علت مشخص نيست که پس از لغو تحريمهاي تسليحاتي ايران چه منافعي را کسب ميکند يا حتي اگر ترامپ کنار رفت، ايران چه امتيازاتي ميتواند از عرصه بينالمللي کسب کند. با اين شرايط تفاوتي نميکند ترامپ رئيسجمهور ميشود يا بايدن زيرا ما هنوز در داخل کشور به توافق نرسيدهايم و بزرگترين چالش پيش روي سياست خارجي کشورمان نيز همين عدم تصميمگيري در خصوص نحوه تعامل با جهان و عدم وجود يک صداي واحد است.
آيا با روي کار آمدن بايدن در آمريکا اين کشور از انزوا خارج خواهد شد و اين اتفاق به ضرر ايران خواهد بود؟
ائتلاف ايجاد شده ميان اعضاي اصلي دو بلوک غربي و شرقي شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه يکجانبهگرايي آمريکا، اتفاقي کم سابقه در تاريخ اين سازمان محسوب ميشود. اين وضع براي ايران يک فرصت تلقي ميشود تا با بهرهگيري از آن، انزوا را از خود دور کند. از اين رو بيانيه مشترک ايران و آژانس بينالمللي انرژي هستهاي که در پي سفر دو روزه رافائلگروسي به تهران منتشر شد و صحبتهاي مثبتي که در روزهاي اخير در خصوص ايران داشت و در آن بر همکاري دو طرف براي راستيآزمايي از فعاليتهاي هستهاي ايران تاکيد شد، امکان تحرک مخالفان سياست يکجانبهگراي آمريکا را فراهم کرده است. در واقع پرونده اختلافات ايران و آمريکا بسترساز دو اتفاق کم بديل در جامعه بينالمللي شده است. نخست، شکلگيري اراده اروپا براي دفاع از اعتبار استقلال خود مقابل آمريکا و دوم همگرايي اروپائيان با روسيه و چين بهعنوان دو قدرت شرقي که همواره در بلوک رقيب غرب قرار داشته و دارند. تاکيد دولت ترامپ در اولويت دادن به اهداف سياست خارجي خود فارغ از ملاحظات ديگر متحدان اروپايي ايالات متحده، به ايجاد شکاف در روابط سنتي قدرتهاي غربي انجاميده است. اين شکاف علاوه برآنکه ميتواند سبب پيامدهاي بيثباتکننده در جامعهجهاني شود، در آينده روابط آمريکا و اروپا نيز تاثيرگذار خواهد بود. اين روابط قطعا در دوران بايدن رو به بهبود خواهد رفت و شايد کار را براي ايران سخت کند.
ايــران در راستــاي کــاهش بار رواني بر خود بايد چه اقداماتي را در دستور کار قرار دهد؟
چين و روسيه از گسل ايجاد شده در روابط قدرتهاي آمريکايي و اروپايي براي کاستن از حجم فشارها عليه خود به خوبي بهره گرفتهاند. برخلاف ماههاي گذشته، اکنون در اروپا از خطر بروز قدرت هژمونيک چين کمتر گفته ميشود. روسيه به گرم کردن روابطش با اروپائيان و کاستن از تنشها با قدرتهاي غربي بهويژه در ارتباط با اوکراين و روسيه سفيد اميد بسته است. مهمتر اينکه دو قدرت شرقي در بزنگاهي که همه از احتمال شروع دوباره جنگ سرد سخن ميگفتند، هشيارانه زمين رقابت با غرب را در عرصه اقتصاد محدود کرده و ديپلماسي تعامل را بر جدالهاي لفظي و رجزخوانيهاي مربوط به جنگ سرد گذشته ترجيح دادهاند. اکنون همه رقيبان قدرت هژمونيک ايالاتمتحده بر توازن قوا آن هم نه در عرصه تسليحات، بلکه توازن اقتصادي و قدرت چانه زني ديپلماتيک تاکيد دارند. تجربه توافق اخير ايران و آژانس بينالمللي انرژي هستهاي به کاستن از ظرفيت آژانس براي تحقق اهداف دولت ترامپ عليه برجام و بازگشت تحريمهاي بينالمللي انجاميده است. دولت ترامپ در ايجاد بستر عيني و رواني لازم براي اقدام آتي خود به گزارش سلبي آژانس عليه ايران نيازمند بود. ناکامي واشنگتن در اين مقطع را بايد مديون ديپلماسي فعال و تعاملگراي تهران با جامعه جهاني دانست. حفظ اين وضع ميتواند تلاش دولت ترامپ را نه تنها در اکتبر آينده که موعد لغو تحريم تسليحاتي ايران است، بلکه در سپتامبر پيش رو که واشنگتن مدعي بازگشت تحريمهاي بينالمللي عليه ايران است را نيز دچار چالش جدي کند. مهم نيست دولت آينده ايالاتمتحده از آن ترامپ باشد يا جو بايدن. صورت مساله در روابط ايران و آمريکا يکي است. آنچه اهميت دارد بهره گيري از فرصتهايي است که اوضاع کنوني جامعه جهاني و روابط قدرتهاي بزرگ ايجاد کردهاند. استفاده از فرصتها بدون اصلاح و بازتعريف عملکردها ناممکن خواهد بود.