بستن
کد خبر: ۱۰۰۰۴۱۵

ترامپ یا بایدن؟ مساله این نیست

ترامپ یا بایدن؟ مساله این نیست
محمد فاضلی استاد دانشگاه

انقلابيون سال پنجاه و هفت که شعار «استقلال» سر مي‌دادند فکر نمي‌کردند روزي چشم‌شان به ذهن و دست مردم آمريکا دوخته شود؛ از شعارها که بگذريم همه بدون استثنا چشم به انتخابات آمريکا دوخته‌اند. مردم هم مي‌پرسند «چه مي‌شود؟» من معتقدم نتيجه انتخابات آمريکا متغير تعيين‌کننده اصلي در درازمدت نيست. پيروزي جو بايدن در کوتاه‌مدت شرايط رواني ريزش قيمت دلار را فراهم مي‌کند و نوعي فضاي تنفس ايجاد مي‌شود. بايدن و ترامپ فرق دارند و فکر مي‌کنم بايدن گزينه بهتر است، اما همه چيز در نهايت به داخل بستگي دارد. درگيري با آمريکا قطعا بر توسعه‌نيافتگي و بروز مشکلات و بحران اثرگذار بوده، هست و بايد از اين وضعيت خارج شد؛ شعارها را نبايد جدي گرفت، سياست‌مدار در همه جهان بخشي از کارش شعار دادن است اما بالاخره مذاکره هم مي‌شود. اما ده‌ها کشور دنيا هستند که با آمريکا درگير نيستند و رابطه هم دارند اما توسعه‌نيافته و در فقر و فلاکت دست و پا مي‌زنند. رابطه مناسب سازنده با جهان «شرط ضروري» توسعه است، اما شرط کافي نيست. تجربه برجام هم نشان مي‌دهد حل مناقشه با آمريکا زمان‌بر است، فشردن يک دکمه نيست. حل اين مناقشه چهل ساله، بعيد است در کمتر از يک دهه امکان‌پذير باشد. کاهش تنش با آمريکا براي کاستن از فشار بر مردم و اقتصادي که زير بار در حال له شدن است، ضرورت دارد، اما براي تکليف مسائلي نظير چند مورد زير که مي‌شود آنها را به بيست سي مورد هم رساند، در سياست داخلي تعيين مي‌شود. يک. تعيين تکليف نسبت ساختار واقعي قدرت با مشارکت مردم در تعيين سرنوشت سياسي. دو. نسبت ميان مردم و صاحبان ابزار خشونت. سه. پيشران‌هاي توزيع رانت و فساد (منهاي فساد متأثر از تحريم)، چهار. نسبت مداخله ناکارآمد و بي‌کيفيت همه ارکان حکومت در اقتصاد و در نتيجه فقر و بيکاري و ... پنج. کيفيت سياست‌گذاري اقتصادي، اجتماعي، محيط‌زيستي و به‌طور کلي کيفيت نازل سياست‌گذاري عمومي، شش. ناکارآمدي، کم‌توجهي و بحران و سياست‌گذاري و استفاده از منابع طبيعي و محيط‌زيستي، هفت. حکمراني مبتني بر نظام اداري و بوروکراتيک فرسوده، جزيره‌اي، سنگين، پرهزينه، ناکارآمد و فاسد، هشت. سرنوشت رسانه و گردش آزاد اطلاعات. حرکت در مسير اصلاحات منجر به بهبودهاي اساسي در اين موارد، تحت تأثير مستقيم و تعيين‌کننده مذاکره با آمريکا (بالاخص در کوتاه‌مدت) يا حل مناقشه با آمريکا در درازمدت قرار نمي‌گيرد. مسأله مهم‌تر از اين است. مسأله مردم و حکومت‌ها در همه جهان و در تاريخ، رسيدن به توافق با «حکومت به‌مثابه سازمان اعمال خشونت سازمان‌يافته» است. حکومت تنها سازماني است که قدرت اعمال خشونت دارد و حق اعمال خشونت (قضائي، نظامي، امنيتي، بوروکراتيک) را هم براي خودش قائل است و حاضر به شريک شدن اين سازمان و حق با ديگران نيست. مردم و حکومت رابطه‌شان را چگونه چارچوب‌بندي کنند که حکومت خشونت را خودسرانه و خلاف منافع مردم و صرفا براي تحقق منافع افراد، گروه‌، گروه‌هاي خاص به‌کار نبرد؛ و مردم نيز با پايبندي به آن چارچوب، ضمن پيشبرد منافع شخصي مشروع، کارکردهاي حکومت - حفظ امنيت و ... - را مختل نکنند. هيچ حل مسأله، سياست درست، اصلاح يا پيشرفت مؤثري بدون شکل‌گيري توافق بر سر سازمان دادن چارچوب و شيوه اعمال خشونت که زندگي را در چارچوب مشخصي پيش‌بيني‌پذير سازد، امکان‌پذير نيست. کاهش تنش با آمريکا دغدغه امنيتي حکومت را کم مي‌کند اما راه‌حل تعيين‌کننده براي تدوين چارچوب «مديريت خشونت حکومت» نيست. وضع فعلي اکثريت مردم - حداقل شصت درصد - را به فقري کشانده که مجلس مي‌خواهد ماهي صد‌وبيست هزار تومان به آنها کوپن بدهد، پس تأمين‌کننده منافع مردم نيست. آن‌چه بايد به روشني درباره آن سخن گفت، رسيدن به توافقي ميان مردم و حکومت براي سامان دادن به چارچوب مديريت خشونت است، که در آن چارچوب، حکومت از مسير ممکن شدن اصلاحات منجر به افزايش قدرت ملي، از آن نفع ببرد. ترامپ يا بايدن در اين چارچوب، مسأله فرعي است. رسيدن به چنين چارچوبي، ظرفيت مذاکره با آمريکا را هم افزايش مي‌دهد. زمان دقيق‌تر خواندن متون «مطالعات گذار» (Transition studies) شايد همين الان باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی