آرمـــان مــــلي- عليرضا پورحسين: وزارت خزانهداري آمريکا در جديدترين تحريمهاي خود افراد و شرکتها مرتبط با پتروشيمي ايران را تحريم کرده است. امري واهي که بسياري اين تحريمها را بيتاثير ميدانند و صرفا آنها را جنگ رواني قلمداد ميکنند زيرا بهواسطه تحريمهاي ثانويه يک مرتبه کل صنعت ايران تحريم شده است و هيچ کشوري توان مبادله تجاري با ايران ندارد. در اين ميان آنچه بيشتر اهميت دارد انتخابات روزهاي آينده ايالاتمتحده است که در صورتي که بايدن به پيروزي برسد تقريبا مسير ترسيمشده براي ادامه روابط ايران و ايالاتمتحده روشن است که به احتمال زياد از طريق برجام رو به جلو خواهد رفت اما اگر ترامپ فاتح انتخابات شود هنوز بسياري نميدانند که آينده روابط ايران و ايالاتمتحده در چهار سال بعد چه خواهد بود. بسياري معتقد هستند که سريعا يک توافق صورت خواهد گرفت و برخي نيز بر اين باور هستند که تنشها بالا خواهد گرفت اما در اين ميان به نظر ميرسد ايران راه سوم را که همکاري با ساير قدرتهاي تجاري جهان است در پيش بگيرد اما اين نيز بهصورت صددرصد مشخص نيست و بايد منتظر روزهاي آينده ماند تا صحنه جديد سياست جهان را مشاهده کرد. بستري که نهتنها ايران بلکه بسياري از کشورهاي ديگر جهان نيز منتظر شکلگيري آن هستند. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با فريدون مجلسي، کارشناس ارشد مسائل بينالملل و ديپلمات پيشين کشورمان داشته است که در ادامه ميخوانيد.
در صــورت پيروزي احتمالي ترامپ بر بايدن در انتخابات رياستجمهوري ايالاتمتحده، روابط ايران و ايالات متحده به کدام سمت سوق پيدا خواهد کرد؟
به نظر ميرسد که ترامپ همين روشي را که امروز در قبال ايران اتخاذ کرده است ادامه خواهد داد. حتي شاهد هستيم که او اجازه تجارت به ايران را نميدهد و کشتي نفتي که ايران به يک کشور ديگر فروخته بود را در ميانه راه توقيف کرد و آن را به فروش رساند و به بهانههاي واهي به نفع خود مصادره کرد. اين نشان ميدهد که ترامپ علاوه بر ايران ساير کشورهاي مرتبط با ايران را نيز تحت فشار قرار ميدهد و بعيد به نظر ميرسد اين سياست او پس از پيروزي در انتخابات رياستجمهوري آمريکا تغيير کند اما آنچه مشخص است مردم ايالاتمتحده به اين باور رسيدهاند که ترامپ لياقت حکمراني بر آنها را ندارد و بايد براي تغيير او به صحنه بيايند. من نيز با توجه به درصد نظرسنجيها و آنچه امروز در ايالاتمتحده در حال رقم خوردن است، اميدي به پيروزي ترامپ مشاهده نميکنم و اين را ميتوان از انتصابات سريع او در ديوان عالي آمريکا بهوضوح مشاهده کرد و خود او نيز با اين رفتارهاي شتابزده در حال نشان دادن اين است که از شکست ميترسد و آن را احساس ميکند و ميداند که بايدن در اين عرصه با هيلاري کلينتون متفاوت است و کار سختي در پيش دارد.
برتري بايدن نسبت به هيلاري کلينتون در چه مقولههايي است؟
احتمال تغيير نتيجهاي که اکنون بر اساس نظرسنجيها پيشبيني ميشود، بسيار کم است، زيرا اوضاع با دفعه قبل قابل مقايسه نيست. در انتخابات گذشته هم هيلاري کلينتون 2.5 راي بيشتر از ترامپ آورده بود اما نقطه توزيع آرا در ايالات موجب شد که با يک فاصله اندکي به برنده شدن ترامپ ختم شود. نکته دوم اينکه کلينتون حمايت بسياري از طرفداران حزب دموکرات که از او رنجيده بودند را نداشت. اين گروه که طرفدار سندرز بودند سبب شد که بخش بزرگي از دانشجويان، دانشگاهيان و روشنفکران آمريکايي که موثرترين مخالفان ترامپ بودند اصلا در انتخابات شرکت نکردند. اينها به نوعي قهر کرده بودند و قهر آنان هم تاثيري در نتيجه انتخابات داشت. در اين نوبت اولا آن گروهي که قبلا قهر کرده بودند نگران هستند و ميترسند که اگر باز هم همان رويه را ادامه دهند، به زيان آنان باشد و فرصت دوبارهاي به ترامپ بدهد. دوم اينکه آقاي بايدن، خانم کلينتون نيست. او يک رفتار روشن و محترمانهاي دارد و اين به او آمادگي ميدهد که با گروههاي مختلف حزب خود سازگاري داشته باشد. از جمله اينکه سندرز از او کاملا حمايت کرده است. همچنين اوباما که بسياري محبوب و محترم است از بايدن حمايت کرده است.
ترامپ مرتکب چه اشتباهاتي شد که امروز با اختلاف زياد از بايدن عقب افتاده است؟
او در اين زماني که در اختيار داشت تمام هنجارهايي که آمريکا به آن متعهد و پايبند بود را درهم شکست. آمريکا را در صحنه روابط بينالمللي بسيار منزوي کرده است. سودطلبي و سودجويي ترامپ در همه تصميمات او موثر بوده است. از کنوانسيون پاريس درباره محيط زيست خارج شد. با لجاجت سوخت ذغالسنگ را که نوعي جنايت است در آمريکا محور قرار داد تا عدهاي از او راضي باشند. همچنين برخلاف اصولي که خود آمريکا در ليبراليسم و روابط اقتصادي بينالمللي انتظار داشت مقررات قديمي مربوط به سازمان آزادي تجارت را حاکم کرد و به اقتصاد حمايتي روي آورد. نگاه او اقتصاد حمايتي براي برگرداندن سرمايههاي خارجي به آمريکا و ايجاد اشتغال براي برخي بود که از نگاه ناسيوناليستي نشات ميگرفت و عدهاي را هم به خود جذب کرد اما ساختار اقتصادي ليبرال در آمريکا از اين رفتارها که بعضا با سودجويي شخصي هم همراه بود استقبال نکرد و لطمه بزرگي به او زد. موج شيوع کرونا نيز تصورات او را بهم ريخت. ميليونها نفر بيکار شدند و اين بيکاري هم چيزي نيست که قابل جبران باشد؛ آرايي که تا اين تاريخ توسط سيستمهاي پستي گرفته شده نشان ميدهد که تعداد شرکتکنندگان در انتخابات بيشتر از هميشه است و اين يعني همان گروههاي قهرکرده که نگاه حزبي دارند، به صحنه انتخابات آمريکا برگشتهاند که غالبا به بايدن راي ميدهند.