براساس يک سنت تلخ فرهنگي، هنگام بروز حادثه سياسي يا رويداد اقتصادي و اجتماعي در کشور ما، اصل موضوع و عوارض منفي ناشي از آن و مصائب مرتبط، خيلي زود بهدست فراموشي سپرده ميشود و توجه و تمرکز اصلي بهجاي دلايل وقوع آن رويداد، بر يافتن مقصر يا مقصرين متمرکز ميشود و کسي به اين موضوع توجهاي ندارد که دليل اصلي يا عامل بروز آن رويداد چه بوده است. در دهههاي اخير اين سنت وجود داشته و بهخاطر همين موضوع است که هميشه اتفاقهاي بد در کشور ما تکرار ميشوند. در اينگونه مواقع قصور و سرچشمه حادثه بهگردن فرد يا افرادي ميافتد که يا از دنيا رفتهاند يا اشخاصي هستند که اصولا کمترين سهم را در وقوع آن رويداد داشتهاند. دريک مثال ساده ميتوان به عدم ورود ارزهاي حاصل از صادرات اشاره کرد که بهگردن 70 کارتن خواب بيخانمان افتاد که اين افراد توانايي شمارش يک ميليون تومان را نداشته و بين اسکناس دلار و پولهاي دوران قاجار تفاوتي قائل نيستند. جاي سوال دارد که آيا کارت بازرگاني غياباً و بدون حضور اين افراد براي آنها صادر شده است؟ مجوز تجارت بينالمللي به افرادي داده شده که اصولا مفهوم آن را نميدانند؟! قطعا قوه قضائيه براي شناسايي عوامل اين تخلفات از صادرکنندگان کارت بازرگاني اين سوالات و موضوعات مهمتري را خواهند پرسيد. حالا که اين قوه، آب را در خوابگه مورچگان ريخته و بهسراغ اختلاسگران ميرود، بايد در انتظار اعمال قوانين بازدارند و برخورد شديد با اين باندها بود. آنچه که مسلم است، تصور ميکنم ديگر دوران «کي بود، کي بود، من نبودم» سپري شده و خواب آرام اختلاسگران آشفته شده است. اين توضيحات را نوشتم که به اصل موضوع و مصائب امروز جامعه که شيوع و عوارض تلخ ناشي از کرونا است، برسيم. مديران متولي شکايت دارند که براي نظرات و توصيههاي آنها گوش شنوايي وجود ندارد و مردم به هشدارها بيتوجه هستند، تجارب جهاني نشان داده که اعمال سختگيري و جريمه افرادي که ماسک نميزنند، ممنوعيت عملي و قاطع سفر به شهرهاي آلوده و جلوگيري از جابهجايي ويروس کوويد19، اصليترين و مقدورترين روشهاي جلوگيري از رشد مصيبتبار آن در جوامع است. اما ما از اين تجارب استفاده نميکنيم و تابهحال کدام سازمان و چه کساني دستور مسدود کردن خروجيهاي شهرها را صادر کردهاند؟ قطعا اگر مردم عادي جادههاي شهرهايشان را ببندند (همانطور که در ايام نوروز و جاده منتهي به استان مازندران شاهد بوديم) به جرم اخلال در نظم عمومي بازداشت و محاکمه ميشوند. پس چرا مسئولاني که دائم از بدترشدن وضعيت کرونا شکايت ميکنند، چرا رفت و آمد و سفر به شهرهاي قرمز را در تعطيلات ممنوع نميکنند؟ جاي سوال براي همه مردم دارد که چرا مسائلي تا اين حد ساده و روشن به نکاتي پيچيده ومعادله چند مجهولي تبديل ميشود و نتيجه آن افزايش آمار مبتلايان و مرگ و مير است. همانطور که شاهد هستيم آمار مرگ و مير روزانه از 200 نفر به 340 نفر و تعداد مبتلايان روزانه به کرونا از دوهزار نفر در روز به حدود شش هزار نفر رسيده است. بدون ترديد اجراي مقررات سخت با کساني که پروتکلهاي بهداشتي را رعايت نميکنند، دورکاري کارمندان دولت و ممنوعيت در سفر، سادهترين و ارزانترين روش در مقابل تعطيل کردن شهرها براي پيشگيري کرونا است. فراموش نميکنيم در موضوع بستن کمربند ايمني خودرو که تا چند سال پيش يکي از رفتارهاي فانتزي اجتماعي محسوب ميشد با سختگيري و کنترل خودروها در جادههاي داخل شهري وبرون شهري، جريمههاي مالي و تبليغات رسانهاي (از جمله انيميشن سيا ساکتي) و... که عوامل اصلي گسترش فرهنگ کمربند ايمني در کشور بودند، حالا بستن کمربند ايمني به يک موضوع عمومي و اجتماعي تبديل شده است، تا جاييکه امروزه اگر کسي از کمربند خودرو استفاده نکند با نگاههاي شماتتگر شهروندان روبهرو ميشود. حالا نيز بايد با جريمههاي مالي و عدم جلوگيري از سفر در تعطيلات، رعايت پروتکلهاي بهداشتي را به يک فرهنگ عمومي تبديل نماييم. در غير اين صورت چه توقعي از مردم عادي است که خودشان اين قوانين را به مرحله اجرا درآورند؟