ادامه از صفحه يک
که انتخاب جناح مقابل را مترادف با ورود به عرصه جنگ برساخته کنند و از اين طريق جامعه رايدهندگان ايراني را در مقابل دوراهي برساخته «جنگ يا گريز از جنگ» قرار دهند.
سناريوي سوم: دولت دموکرات در آمريکا (بايدن) و دولت اصولگرا در ايران
سناريوي سوم مبتني بر پيروزي بايدن در انتخابات آمريکا و رويکار آمدن يک دولت اصولگرا در ايران است. تحقق اين سناريو ميتواند در نتيجه کاهش مقبوليت دولتهاي مستقر در دو کشور (دولت جمهوريخواه در آمريکا و دولت اعتدالي در ايران) رخ دهد. تجربه 7 ساله دولتهاي يازدهم و دوازدهم، مقبوليت اين جريان و ميزان مشارکت اصلاحطلبان که حاميان اصلي جريان اعتدالي بودند را تحتتاثير قرار خواهد داد که اثرگذاري مستقيمي بر انتخابات ايران نيز خواهد داشت. با روي کار آمدن جو بايدن و در صورت عدم تحقق مذاکره ميان دولت دوازدهم و دموکراتها (در فاصله 5 ماهه از شروع دولت بايدن تا انتخابات ايران)، امکان مذاکره و کسب نتيجه ميان اصولگرايان و دموکراتها دور از ذهن خواهد بود. در اين سناريو، تنها حالت همکاري و مذاکره ميان دو کشور، بر سر مساله هستهاي و برجام خواهد بود. به عبارتي ديگر، احتمالا آمريکا به برجام بازخواهد گشت و مذاکرات ايران نيز صرفا در رابطه با بازگشت و تعهد مجدد آمريکا به برجام خواهد بود.
سناريوي چهارم: دولت دموکرات در آمريکا (بايدن) و دولت اصلاحطلب يا اعتدالگرا در ايران
در چارچوب اين سناريو، ابتدا دولت بايدن در انتخابات نوامبر 2020 پيروز خواهد شد و در ايران نيز اصلاحطلبان يا اعتداليون موفق خواهند شد که نهاد رياستجمهوري را براي 4 سال ديگر در اختيار بگيرند. با توجه به تعاملاتي که دولت ايران با بخشي از بدنه حاکميت آمريکا در دوران اوباما داشته و بعضا اين تعاملات تداوم پيدا کرده است؛ ميتوان ادعا کرد که پيروزي بايدن در آمريکا ميتواند نقش مهمي در پيروزي اصلاحطلبان در ايران داشته باشد. بهخصوص اينکه در بازه 5 ماهه از به قدرت رسيدن بايدن در 20 ژانويه (1 بهمن) تا انتخابات ايران (28 خرداد) و در صورت بازگشت آمريکا به برجام، دولت اين کشور احتمالا با هدف اثرگذاري بر انتخابات ايران، مجوز آزادسازي بخشي از داراييهاي مسدودشده ايران در ساير کشورها را صادر کند. بر اساس آمارهاي مختلف ميزان داراييهاي مسدودشده ايران در خارج از کشور بين 40 تا 120 ميليارد دلار تخمين زده شده که در صورت دستيابي دولت به بخشي از اين منابع مالي، قيمت ارز که در سالهاي اخير بهعنوان يکي از شاخصهاي مهم عدم موفقيت اقتصادي دولت در نظر گرفته شده است، کاهش خواهد يافت. با توجه به امکان آزادسازي برخي از منابع مالي مسدودشده ايران در کشورهايي از قبيل چين، عراق، ژاپن، کرهجنوبي يا لوکزامبورگ، دولت آمريکا حتي اگر تنها بخشي از اين منابع را آزاد کند (که البته در ازاي آن نيز امتيازاتي را از دولت طلب خواهد کرد)؛ قدرت پولپاشي و تزريق منابع مالي دولت دوازدهم را بهطرز چشمگيري افزايش خواهد داد. آزادسازي اين منابع مالي دقيقا در بازه 5ماهه تا انتخابات ايران، ميتواند سياستهاي مالياتي دولت را نيز تحت تاثير قرار دهد و براي ايجاد رونق کوتاهمدت در اقتصاد، سختگيريهاي مالياتي را کاهش دهد. بازگشت آمريکا به برجام همچنين ميتواند فرصت تبليغات سياسي را براي دولت دوازدهم در ماههاي پيش از انتخابات فراهم کند که به تقويت مجدد راهبرد پيوند معيشت و سياست خارجي دولت ميانجامد؛ راهبردي که در 7 سال اخير ناموفق بوده است تحقق اين سناريو تا حدودي منافع آمريکا را نيز تامين خواهد کرد، چرا که احتمالا دولت آمريکا در قبال آزادسازي منابع مالي متعلق به ايران، انتظار امضاي توافقات بيشتري را در حوزههاي فرابرجامي همچون مسائل منطقهاي و تسليحاتي از ايران طلب خواهد کرد. اين توافقات هر چند که شانس کمي براي تحقق خواهند داشت، اما تنها در صورتي ممکن به نظر خواهند رسيد که دموکراتها در آمريکا و اصلاحطلبان يا اعتداليون (گفتمان مذاکره) در ايران قدرت را در اختيار داشته باشند.
در نهايت...
مذاکره ايران و آمريکا در شرايطي تحقق پيدا خواهد کرد که جناحهاي چپ در هر دو دولت ايران و آمريکا، قدرت را در اختيار داشته باشند. بارزترين نمود تاريخي آن توافق برجام بود که حاصل همزماني سهساله دولت دموکرات در آمريکا و دولت اعتدالي در ايران بود. کمترين احتمال مذاکره نيز در صورتي خواهد بود که جناحهاي راست، قدرت را در هر دو کشور در اختيار داشته باشند. در صورتي که جناحهاي غيرهمسو در هر يک از دو کشور نيز در راس قدرت باشند (دولت دموکرات در آمريکا و دولت اصولگرا در ايران يا دولت جمهوريخواه در آمريکا و دولت اصلاحطلب در ايران)، احتمال مذاکره پايين خواهد بود که نمود بارز آن در زمان دولت اصلاحات در ايران و دولت جمهوريخواه بوش در آمريکا رخ داد. دوره ديگر آن نيز در دوران دولت اصولگراي احمدينژاد در ايران و دولت دموکرات اوباما در آمريکا بود که با وجود مذاکرات فني، اما توافقي شکل نگرفت. به هر ترتيب، گفتمان مذاکره با آمريکا در سالهاي اخير تحت تاثير ناکارآمدي برجام، در ضعيفترين موقعيت خود در 42 سال اخير قرار گرفته و لذا اين گفتمان براي ورود به عرصه انتخابات سيزدهم ايران به دوگانه قويتري از «دوگانه شکست خورده تحريم و معيشت» نياز دارد و چه بسا به برجستهسازي «دوگانه جنگ و صلح» اقدام کند. به هر روي، پيروزي بايدن و بازي سياسي وي در زمين دولت دوازدهم، ميتواند همچون سوختي باشد که چرخ دولت دوازدهم را در ردايي جديدتر تا 4 سال ديگر نيز بچرخاند؛ و در مقابل پيروزي مجدد دونالد ترامپ، شايد ميخي باشد بر تابوت «گفتمان مذاکره با آمريکا» در سياست خارجي ايران.