دکتر جان ديشب برخلاف شبهاي پيشين ميهماني، همه سر کيف بودند و تصميم گرفتند پانتوميم بازي کنند. قرارشد براي انتخاب دو ليدر، رايگيري کنند و پس از انتخاب، ليدرها يارکشي کنند. جيمزوات و نيکلاي گوگول و مارتين لوترکينگ کانديدا شده بودند و براي هم کُري ميخواندند. وات به گوگول گفت: «گوگولي اون موقع که تو به سيبزميني ميگفتي ديبدميني من ليگ پانتوميم محلات برگزار ميکردم.» گوگول پاسخ داد: «وات دِ فاز؟ از بس اومدي پيشم براي رفع اشکال سوال پرسيدي اسم «وات» روت موند!» مارتينلوترکينگ هم با شعار «ننگ تو چهره بدرنگ تو» به رايدهندگان وعده کرمپودر مجاني براي روشنسازي پوست ميداد.
رايگيري آغاز شد. جان دالتون که جلوي صف رايدهندگان ايستاده بود بيدليل برميگشت و به نقطهاي نامعلوم در انتهاي صف نگاه ميکرد. تمام افرادي که در صف بودند برميگشتند به جايي که چيزي نبود نگاه ميکردند. خوارزمي هم مدام به ساعتش نگاه ميکرد و نوچنوچکنان باعث ميشد همه به ساعتشان نگاه کنند. گاليله صبرش سر آمد و گفت: «الان فکر کردين خيلي مردمسالارين که فرمون رو دادين دست اين جماعت؟ وات گفت: «گيلي اين همه آدم اشتباه نميکنن!» گاليله گفت: «اينها کلا يه خطاي اکثريت هستن که راه ميرن! زبونم مو درآورد از بس گفتم زمين گرده. همينها دستهجمعي ميگفتن صافه.» فيثاغورث گفت: «تو که حقت بود صافت کنن چون من قبل از تو گفته بودم زمين گرده، هيچکس برام تره هم خورد نکرده بود. همين که الان به من رسيدي هم گواه گرد بودن زمينه!»
بزرگان گرم بحث بودند که دوستم براي گرفتن کرمپودر، در آرا دست برد تا مارتين لوترکينگ را سرگروه کند. وات و گوگول صحنه را ديدند و در حالي که مچ دوستم را محکم گرفته بودند فرياد ميزدند: «لوتر بي نزاکت خجالت خجالت.» طرفداران مارتين لوترکينگ داد ميزدند: «توپ تانک فشفشه، راي گوگول کم بشه.» شاملو سرش را تکان داد و گفت: «همه آلودگيست اين ايام.»