«آرمان ملی» در گزارشی تحلیل میکند
غرب و شرق بعد از مکانیسم ماشه
آرمان ملی- گروه سیاسی: در سالهای اخیر، تحریمهای اقتصادی به ابزاری اصلی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است. ابتدا این ابزار به شکلی گسترده علیه ایران به کار گرفته میشد ولی رفتهرفته گریبان روسیه و چین را هم گرفته است؛ تحریمهایی که تقریبا همه بخشهای اقتصاد ایران، از انرژی و بانکداری گرفته تا حملونقل و تجارت بینالمللی را هدف قرار داد. بسیاری از تحلیلگران همان زمان تأکید میکردند که فشارهای اقتصادی بر ایران نوعی آزمایشگاه یا پایلوت برای سنجش و طراحی الگوی تحریمهای بعدی آمریکا علیه قدرتهای بزرگتر، از جمله روسیه و چین است. امروز این پیشبینی رنگ واقعیت به خود گرفته است. واشینگتن نهتنها روسیه را به دلیل جنگ اوکراین با مجموعهای کمسابقه از محدودیتهای مالی، تکنولوژیک و تجاری مواجه کرده، بلکه علیه چین نیز در حوزههایی چون فناوریهای پیشرفته، صنایع و حتی دسترسی به بازارهای جهانی محدودیتهایی وضع کرده است.

شباهت این اقدامات با تجربه تحریمهای ایران در چند محور روشن است: «استفاده از فشار بر بخش انرژی و صادرات»، «قطع دسترسی به نظام بانکی بینالمللی»، «تهدید شرکتها و دولتهای ثالث برای واداشتن آنها به تبعیت» و «تلاش برای ایجاد اجماع در نهادهای بینالمللی» اما یک نتیجه معکوس نیز در حال شکلگیری است و آن اینکه همانطور که تحریمهای طولانیمدت ایران سبب شد تهران بهدنبال گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با شرق برآید، فشارهای آمریکا بر روسیه و چین نیز موجب نزدیکی بیشتر این سه کشور به یکدیگر شده است. تجارت انرژی، همکاریهای مالی خارج از دلار و توافقهای نظامی- امنیتی، بخشی از این روند همگرایی است. دراین مورد به روند نزدیکی کشورهای شرقی بهخصوص چین و روسیه و ایران خواهیم پرداخت.
کاهش قدرت چانهزنی آمریکا
باتوجه به توضیحات ارائه شده باید بگوییم که سیاستی که قرار بود با انزوا و فشار اقتصادی، قدرت چانهزنی واشینگتن را افزایش دهد، عملا به تقویت پیوند میان رقبای اصلی آمریکا منجر شده است؛ پیوندی که میتواند ساختار نظام بینالملل را در سالهای آینده دگرگون کند. تروئیکای اروپایی هفته گذشته پس از ماهها تهدید، روند فعالسازی سازوکار موسوم به «اسنپبک» در برجام را آغاز کرد؛ فرآیندی که تا اواسط مهرماه منجر به بازگشت دوباره قطعنامههای تحریمی شورای امنیت علیه ایران خواهد شد؛ قطعنامههایی که در پی توافق هستهای ۲۰۱۵ تعلیق شده بودند.
هرچند این اقدام در ظاهر برای آمریکا و غرب یک دستاورد به شمار میرود و ابزار فشار تازهای در اختیار واشینگتن قرار میدهد، اما تحقق عملی آن قطعی نیست. به باور این روزنامه، دولت ترامپ برای اجرای کامل این تحریمها با مانعتراشی ایران، روسیه و چین مواجه میشود و جلوگیری از برنامه هستهای تهران به این سادگی نخواهد بود. البته توجه داشته باشید که مکانیسم اسنپبک اساساً بخشی از برجام بوده است، اما به دلیل تازگی استفاده از آن، واکنش کشورها نسبت به اجرای دوباره قطعنامهها قابل پیشبینی نیست. به ویژه آنکه تهران، مسکو و پکن تلاش خواهند کرد مشروعیت چنین اقدامی را زیر سؤال ببرند.
شکست پازل انزوای ایران
در صورتی که همراهی سایر کشورها محدود باشد، آمریکا و متحدانش باید علاوه بر مشاوره درباره جنبههای فنی و تعاریف مرتبط با فناوریهای مشمول تحریم، بر اجرای دقیق آنها نظارت کنند و در صورت نقض مقررات از سوی شرکتها، بانکها یا ارائهدهندگان خدمات، تهدید به مجازات کنند. در گذشته این مسئولیتها بر عهده سازمان ملل بود، اما اینبار احتمالا روسیه و چین مانع از تشکیل کمیته تحریم یا هیأت کارشناسی برای رصد تخلفات خواهند شد.
والاستریت ژورنال در ادامه راهکارهایی برای غرب ارائه داد و با انتقاد از سیاستهای دولت آمریکا مدعی شد ایران طی سالهای اخیر توانسته صادرات نفت خود را به سطح پیش از تحریمها برساند، در حالی که ترامپ بهرغم شعار «فشار حداکثری» در دور نخست ریاستجمهوریاش، پس از بازگشت به قدرت در برخورد با تحریمها مردد عمل کرده و گاهی از کنار نقض آنها گذشته است. از نگاه این رسانه، ترامپ باید موضعی روشنتر در قبال انتظارات آمریکا از تحریمها اتخاذ کند و نشان دهد که جدی است.
در ادامه آمده است: واشینگتن برای موفقیت در این مسیر ناچار است بزرگترین خریدار نفت ایران یعنی چین را تحت فشار قرار دهد و در برابر برخی شرکای تجاری خود از جمله امارات متحده عربی و حتی هند سختگیرانهتر عمل کند؛ کشورهایی که هم روابط اقتصادی گسترده با ایران دارند و هم برای آمریکا اهمیت تجاری و منطقهای دارند. این رسانه آمریکایی همچنین تاکید میکند که اصلیترین چالش واشینگتن، مقابله با روسیه و چین خواهد بود؛ کشورهایی که به احتمال زیاد مشروعیت اسنپبک را رد کرده و اجرای آن را غیرقانونی میدانند.
ارسال نظر